|
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: اديان
پيشنويس منشور وحدت اسلامي سهشنبه شب در پايان سومين روز از كنفرانس بينالمللي وحدت اسلامي در تهران به امضاي حاضران رسيد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، متن كامل منشور وحدت به شرح زير است:
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد الله رب العالمين و الصلاه و السلام علي سيد البشريه و مقتداها محمد النبي الامين و آله الطاهرين و صحبه الميامين و من تبعهم با حسان الي يومالدين.
بر پايه ايمان به اين كه اسلام، امانتي نزد مسلمانان است و دفاع از حريم و مقدسات آن برهمه واجب است؛ و با ملاحظه تاكيد اسلام بر پايبندي به همه اموري كه به وحدت اسلامي ميانجامد و روابط برادرانه را بين امتها برقرار ميكند و منطق عقلاني و زبان گفتوگو را ترويج ميكند و همكاري، همبستگي، همدلي و مصالح عاليه اسلام را تحقق ميبخشد؛ و نظر به ابعاد تهاجم گسترده و ناجوانمردانه دشمنان اسلام، استكبار جهاني و صهيونيسم بر فرهنگ، ارزشها، منافع و استقلال امت اسلامي و ضرورت بسيج همه نيروهاي مادي و معنوي در برابر اين تجاوزات و دشمنيها:
ما دانشمندان و متفكران امضاءكننده اين منشور، پس از آگاهي از گامهاي ارزشمندي كه علماي مسلمان در گذشته، در مكه مكرمه، تهران، امان، قاهره و ... برداشتهاند، بر ايمان و پايبندي عميق خود به مباني، اصول و شيوههاي زير تاكيد كرده، ديگران را به التزام به آن دعوت ميكنيم:
مباني
يكم: اسلام، دين خاتم و تنها راه اعتلاي انسانيت و امانتي نزد مسلمانان است؛ از اين رو بر مسلمانان است كه آن را در همه عرصه هاي زندگي، پياد كرده و از حريم و مقدسات آن دفاع كنند و مصالح عاليه آن را بر تمامي مصلحتها، مقدم بدارند.
دوم: قرآن مجيد و سنت شريف نبوي (ص)، دو منبع اساسي قانونگذاري اسلام و ساير تعاليم آن بوده و همه مذاهب اسلامي، بر حجيت و حقانيت اين دو منبع، اتفاق نظر دارند و اعتبار ساير منابع را برگرفته و مستند به اين دو ميدانند.
سوم: ايمان و اصول و اركان زير، ملاك مسلماني افراد است:
الف: ايمان به يگانگي خداوند متعال (توحيد)؛
ب: ايمان به نبوت و خاتميت رسول اكرم (ص) و اين كه سنت آن حضرت، يكي از دو منبع اساسي دين است؛
ج: ايمان به قرآن كريم، مفاهيم و احكام آن، به عنوان منبع اول دين اسلام؛
د: ايمان به معاد؛
هـ: انكار نكردن مسلمات مورد اتفاق دين و اعتقاد به اركان اسلام، مانند: نماز، زكات، روزه، حج، جهاد و ...؛
چهارم: اسلام راستين با به رسميت شناختن اصل اجتهاد در چارچوب منابع اسلامي، اختلافات فكري را پذيرفته است؛ از اين رو بر مسلمانان است كه تنوع اجتهادها را امري طبيعي دانسته و به راي ديگران احترام بگذارند.
پنجم: وحدت امت اسلامي و پاسداري از مصالح و منافع عمومي مسلمانان، اصلي مهم و برادري اسلامي اساس هر نوع همكاري، تعامل و همبستگي بين مسلمانان به شمار ميرود.
چشماندازها
ششم: ضرورت دارد علما و انديشمندان اسلامي موارد زير را نصبالعين خويش قرار دهند:
1 ـ تلاش براي نزديك كردن جامعه امروز اسلامي به شرايط و وضعيت صدر اسلام در راستاي گسترش برادري ديني، همكاري و همياري و تقوا پيشه كردن و ايستادگي در برابر چالشها، توصيه به حق و صبر و دوري از تفرقه و كشمكش و هر چه باعث سستي و ضعف مسلمانان ميشود.
2 ـ الگو قرار دادن رفتار ائمه مذاهب اسلامي با يكديگر و گسترش آن در ميان پيروان امروز آنان.
3 ـ گسترش فرهنگ همبستگي بين مسلمانان تا جايي كه همه آنها، اختلافات فكري بين خود را پذيرفته و آن را نتيجه اجتهاد قانونمند بدانند.
هفتم: برعلما و انديشمندان است كه حركت بيداري اسلامي را تقويت، تعميق و هدايت كنند و به منظور آشنايي مسلمانان با يكديگر بر نزديكي بين پيروان مذاهب، تحقق الفت ديني و اخوت اسلامي بر پايه اصول ثابت و مشترك اسلامي تاكيد ورزند.
زمينههاي تقريب
هشتم: تقريب مذاهب اسلامي همه عرصههاي زندگي پيروان مذاهب را دربر ميگيرد و شامل عقايد، فقه، اخلاق، فرهنگ و تاريخ ميشود.
برنامههاي عمومي
نهم: علاوه بر آن چه گذشت، برنامهريزيهاي زير هم براي تحقق تقريب مذاهب اسلامي لازم است:
1 ـ ضرورت همكاري كامل در مواردي كه مسلمانان بر آن اتفاق نظر دارند.
2 ـ بسيج همه نيروهاي مادي و معنوي در راه اعتلاي كلمه الله و اجراي اسلامي به عنوان استوارترين راه سعادت.
3 ـ موضعگيري هماهنگ و واحد در برابر دشمنان اسلام، بهخصوص در مسايلي كه مورد اهتمام همه امت اسلامي است، مثل مسئله افغانستان، عراق و ...
4 ـ خودداري مسلمانان از تكفير و تفسيق يكديگر و نسبت بدعت به هم دادن. ما به عنوان مسلماناني كه به مشروعيت اجتهاد در چارچوب منابع اسلامي باور داريم، بايد لوازم و تبعات اين اصل را نيز بپذيريم هر چند نظر اجتهادي ديگران، به باور ما خطا باشد. بايد داوري خود درباره اختلافات را از سطح ايمان و كفر، به سطح درست و نادرست، تغيير دهيم. همچنين تكفير ديگران به خاطر لوازم گفته يا راي آنان كه به گمان ما به انكار اصول دين منجر ميشود، ولي آنان خود اين لوازم را قبول ندارند، جايز نيست.
5 ـ برخورد محترمانه با اختلافات، به عنوان نتيجه پذيرش تعدد اجتهاد در اسلام؛
6 ـ بيحرمتي نكردن به مقدسات ديگران؛ وقتي اسلام به نوعي شكيبايي ديني در مناسبات خود با ساير اديان توصيه ميكند و از مسلمانان ميخواهد به مقدسات فكري و اعتقادي باطل ديگران، بي حرمتي نكنند، به طريق اولي در مناسبات بين مسلمانان، براصل اجتناب از بي حرمتي به مقدسات پيروان مذاهب اسلامي و احترام به اهل بيت پاك رسول (ص) و اصحاب راستكردارش تاكيد ميكند.
7 ـ تحميل نكردن مذهبي خاص بر افراد توسط سازمانها و حكومتها با سوء استفاده از ضعف و نياز آنان: با به رسميت شناختن مذاهب اسلامي معتبر، براساس اصول ياد شده، پيروان آنها را از تمامي حقوق شهروندي برخوردار كرد.
8 ـ آزاد بودن در عمل به احكام شخصي؛ در مسايلي مربوط به احوال شخصيه، پيروان مذاهب اسلامي تابع مقررات مذهب متبوع خود هستند، اما در امور مربوط به نظم عمومي، قوانين جاري كشور متبوع آنان، حاكم خواهد بود.
9 ـ از آن جا كه قرآن كريم مسلمانان را به اصل گفتوگوي منطقي با ديگران به دور از هياهو و ايجاد رعب و به هدف دستيابي به حقيقت، دعوت كرده است، بنابراين بر مسلمانان به طريق اولي واجب است اختلافات خود را از طريق گفتوگوي مسالمتآميز و با رعايت آداب منطقي و اخلاقي حل كرده و گامهاي عملي در اين راه بردارند و به بُعد عملي تقريب و تبلور ارزشهاي آن در زندگي، اهتمام داشته باشند.
10 ـ باب بحث و گفتوگو در جنبههاي تاريخي، عقيدتي و فقهي مورد اختلاف بين مسلمانان باز است و بايد توسط متخصصان و با تكيه بر روح برادري، بيطرفي و حقيقتجويي انجام شود. از اين رو شايسته است مراكزي خاص براي گفتوگو در مسايل عقيدتي، فقهي و تاريخي تاسيس شود.
11 ـ آموزش فقه وحدت اسلامي، آداب اختلاف، و مناظره هدفمند در فقه، كلام و تفسير موضوعي و تطبيقي در فضايي از احترام متقابل و خردهگيري نكردن نسبت به آراي يكديگر، در حوزهها و مراكز علمي.
12ـ احياي مكتبهاي تربيتي پاي بند به كتاب و سنت، به عنوان وسيلهاي براي كاهش گرايشهاي مادي افراطي و راهحلي جهت پيشگيري از فريب كاري مسلكهاي نوظهور و ناآگاه نسبت به اصول اسلامي.
13 ـ اهتمام علماي مذاهب به ترويج شيوه اعتدال و ميانهروي، با به كارگيري همه ابزارهاي علمي، ملاقاتها، سمينارهاي علمي ـ تخصصي و كنفرانسهاي عمومي با استفاده از موسسات تقريبي و با هدف تصحيح نگاه به مذاهب اعتقادي، فقهي و تربيتي به عنوان شيوههاي گوناگون اجراي اسلام و اين كه اختلاف بين مذاهب، اختلاف تنوع و تكامل است، نه اختلاف تضاد و نيز ضرورت شناخت ويژگيها و امتيازات هر يك از مذاهب و آشنايي با ادبيات آنها.
14 ـ مقابله با مكاتب و گرايشهاي فكري افراطي و تندرو، متعارض با كتاب و سنت. بايد ضوابط ذكر شده در بندهاي گذشته درباره شرايط اسلامي بودن گروهها و گرايشات را در نظر داشت.
15 ـ تاكيد بر مسووليت نداشتن مذاهب اعتقادي، فقهي و تربيتي در برابر اعمال اشتباه پيروان آنها، مانند: كشتار بيگناهان، هتك آبرو و حيثيت افراد، نابودكردن سرمايهها و ... و ضرورت اتخاذ تصميماتي براي جلوگيري از اعمالي كه شكاف بين مسلمانان را بيشتر كرده و نسبت كفر وگمراهي را متوجه آنان ميسازد.
و نيز تلاش براي حذف اعمال و مسايل تحريككننده و فتنه انگيزي كه باعث خشم مسلمانان و پراكندگي آنان ميشود.
16 ـ انحصار صدور فتوا به كساني كه در شناخت كتاب خدا و سنت پيامبر اكرم (ص) و علوم مربوط به آن مانند فقه و اصول، تخصص داشته، توانايي استنباط احكام شرعي از منابع آن را داشته باشند و نيز به موضوعات، اوضاع و احوال مردم و مقتضيات زمان آگاه باشند.
انتهاي پيام
كد خبر: 8702-05470 |