محمد تقي مجلسي - مشهور به مجلسي اول – كه شاگرد و مريد شيخ بهايي بوده است وی در خصوص تصوف می گوید:
" پس معلوم شد اصل اين طريقه مستحسن است وافعال واعمال آن موافق قوانين شريعت است.اگر كسي ازبعضي صوفيان بدي بيند دليل بدي همه صوفيان نمي شود. چنانكه يكي از علما بد باشد جمله علما را انكار نتوان كرد. چه در ميان همه طوايف ناقص و كاملان مي باشند. چنانكه حافظ عليه الرحمه مي فرمايد:
نقد صوفي نه همه صافي بي غش باشد ** اي بسا خرقه كه مستوجب اتش باشد
بلكه ناقصان و بدان را باب روي نيكان عزت بايد داشت. گفته اند كه: صد خار را براي گلي آب مي دهند. مولوي مي فرمايد:
از هزاران تن يكي تن صوفيند ** ديگران در سايه او مي زيند
( رساله تشويق السالكين – محمد تقي مجلسي – صص23 و 24 )
وي در صفحات 10–12 -18 و 19 ازهمان رساله علماي بزرگ شيعه را صوفي معرفي نموده ومخالفين تصوف حقه را شياطين انس ناميده و تصوف را طريقه اهل بيت(ع) مي شناساند:
"و همچنين اكابر علماي شيعه از متقدمين و متاخرين جمعي كه واقف بوده اند برطريقه اهل بيت و تتبع ايشان بيشتر بوده ازعلماي اين زمان همه اين مسلك را داشته اند و دراين فن تصنيفات نموده اند."
سپس از علمايي كه داخل در مسلك تصوف بوده اند و از تعليفات و بياناتشان ياد نموده و از : خواجه نصيرالدين طوسي- ورام كندي- سيد رضي -علي بن طاووس- سيد حيدر املي- لحساوي- شيخ بهايي كه سند حديث همه علماي عصر به او مي رسد و همه به فتواي او عمل مي كنند- اميرنورالله كه از علماي شيعه است و در اثبات مذهب تشيع تاليفات او مشهور است - و علامه حلي به عنوان نمونه اي از عالمان صوفي مسلك عالم تشيع نام مي برد و از قول سيد حيدر املي مي نويسد: "شيعه اي كه صوفي نباشد شيعه نيست و صوفي اي كه شيعه نباشد صوفي نيست."
و بالاخره مي گويد:
"پس غرض از اين همه تطويل آن است كه معلوم شود اكابر علماي شيعه در هر عصري معتقد اين طايفه بوده اند. با وجود كمال و تبحري كه در علم اصول و فروع اسلام داشته اند و با كمال تقدس ذات.پس اگر جمعي از نادانان كه در ميان عوام خود را به طالب علم شهرت داده اند مذمت اين طريقه مي نمايند معلوم است كه از كمال ناداني يا محض حسد و اغراض فاسده نفساني خواهد بود و عاقل بايد كه فريب اين شياطين انس را نخورد و از اين سعادت عظمي كه مقصد اقصي و طريقه انبيا و ائمه هدي و شيوه اوليا و مردان راه خداست محروم نماند. هر چند اين كاري است بس دشوار و شربتي است بر اكثر طبايع ناگوار و جهاد اكبر و ميدان ترك سر است و موقوف بر همتي عالي است وتاييدي ازلي.
كار هر كس نيست رفتن همچو عيسي بر فلك
كارهاي اينچنين همت بلندان مي كنند
اما اگر همت نداشته باشي كه به مقام كاملان برسي (پس حداقل) در ميان اين قوم درآ و تقليد ايشان را نموده تشبه به ايشان نما كه در حديث وارد است كه: ( من تشبه بقوم فهو منهم) يعني هر كه مشابهت به قومي داشته باشد پس او از ايشان است. و اگر داخل ايشان نتواني بود (حداقل) محب ايشان باش كه در حديث وارد است كه: (المرء يحشر مع من احبه) يعني هر كس محشور خواهد شد با آن كس كه دوستش مي دارد."
مرحوم محمد باقر مجلسي- فرزند محمد تقي مجلسي و صاحب كتاب عظيم بحارالانوار- نيزكه بي گمان از بزرگترين محدثان و كارشناسان فقه و حديث در عالم اسلام و تشيع مي باشد با در نظر گرفتن مجموع رواياتي كه در زمينه تصوف و صوفيه به دست ما رسيده است مطالبي را در باب انواع تصوف و صوفيه بيان نموده است كه پس از نقل، به بررسي آنها و نتيجه گيري مي پردازيم:
"و اما مسئله سيم كه از حقيقت و بطلان طريقه صوفيه سوال كرده بودند بايد دانست كه راه دين يكي است و حق تعالي يك پيغمبر فرستاده ويك شريعت قرار داده و ليكن مردم در مراتب عمل و تقوي مختلف مي باشند و جمعي از مسلمانان كه عمل را به ظواهر شرع شريف نبوي صلي الله عليه واله كنند وبه سنن ومستحبات عمل نمايند و ترك مكروهات ومشتهيات كنند و متوجه امور دنيا نگردند و پيوسته اوقات خود را صرف عبادات وطاعات كنند و ازاكثرخلق كه معاشرت(با) ايشان موجب تضييع عمر است كناره جويند ايشان را مومن زاهد متقي مي گويند اين جماعت زبده مردم اند و ليكن چون در هر سلسله جمعي داخل مي شوند كه انها را ضايع مي كنند و در هر فرقه از(فرقه هاي) شيعه و سني و زيدي و صاحبان مذاهب باطله (موجود) مي باشند و همچنين در ميان سلسله صوفيه (نيز) شيعه و سني و ملحد(موجود) مي باشند وچنانكه سلسله(علماي) شيعه در ميان علماي (اسلام) از سلسله هاي ديگر ممتاز بوده و چنانچه در عصرهاي ائمه معصومين صلوات الله عليهم اجمعين صوفيه اهل سنت معارض ائمه عليهم السلام مي بودند كه احاديث بسيار در مذمت انها وارد شده درزمان غيبت امام عليه السلام نيز صوفيه اهل سنت معارض ومعاند مي بوده و هستند(و) صوفيه اهل حق هم كه شيعه (مي)باشند(نيز) مي بوده و هستند و بر اين معني شواهد بسيار است"
ايشان سپس در جاي ديگر از نامه خود ادامه مي دهند:
"و بسياري از علماي دين نيز طريقه مرضيه صوفيه حق را داشتند و اطوار و اخلاق ايشان مباين طايفه صوفيه اهل سنت بوده مانند شيخ بهاء الدين محمد عاملي(مشهور به شيخ بهايي) رضوان الله عليه كه كتب او مشحون است به تحقيقات صوفيه و والد مرحوم فقير رضوان الله عليه از جناب شيخ مزبور تعليم ذكر و فكر گرفته بودند و هر ساله يك اربعين (و) دو اربعين و بيشتر به عمل مي اورد و جمع كثير از تابعان شريعت مقدسه را موافق قانون شرع به رياضت وا مي داشت و فقيرنيز مكرر اربعين ها به سرآوردم و در احاديث معتبره وارد شده است كه هر كه چهل صباح اعمال خود را براي خدا خالص گرداند ، حق تعالي چشمه هاي حكمت (را) از دل او به زبان او جاري گرداند. پس علاوه بر اينهايي كه مذكور شد شواهد و دلايل ديگر هم هست كه ذكر انها موجب تطويل كلام است. بايد كه بر شما ظاهر باشد كه اين سلسله عليه را كه مروجان دين مبين و هاديان مسالك يقين اند با ساير سلسله هاي صوفيه كه سالكان مسالك اهل ضلال اند ربطي نيست. و بايد دانست آنهايي كه تصوف را عموما" نفي مي كنند از بي بصيرتي خودشان است. فرق نكرده اند ميان صوفيه شيعه و صوفيه اهل سنت (و) چون اطوار و عقايد ناشايسته از آنها ديده وشنيده اند گمان مي كنند كه همه صوفيه چنين اند وغافل شده اند از آنكه طريقه شيعيان خاص اهل بيت عليهم السلام هميشه رياضت ومجاهدت و ذكر خدا و ترك دنيا و انزوا از اشرار خلق بوده و طريقه صوفيه حقه طريقه ايشان است"
(رساله تشويق السالكين- صص29 و30 و35
و اما نتايجي كه از نظرات مرحوم مجلسي دوم به دست مي آيد:
1.تصوف دو نوع است:الف- تصوف حقه كه مشي شيعي دارد و رواياتي از ائمه اطهار(ع) در تاييد اين دسته از صوفيه به ما رسيده است ب-تصوف جهله و باطل كه مشيي ضد ائمه اطهار(ع) داشته و دارد و رواياتي كه در ذم و طرد صوفيه به ما رسيده ناظر بر اينان و متوجه به ايشان است.
2.صوفيه شيعي بر صراط مستقيم مكتب اهل بيت گام بر مي دارند و عاملان به شريعت مصطفوي هستند. از محرمات و مكروهات پرهيز و به واجبات و مستحبات عمل مي نمايند.
3.صوفيه حقه شيعي همان مومنان و زاهدان و متقيان ونيز زبده مردم هستند.
4.همانطور كه عالمان شيعي متمايز از عالمان اهل سنت اند و درعين حال همگي عالمان مسلمان محسوب مي شوند به همان نسبت هم صوفيه شيعي متمايزازصوفيه غير شيعي اند گر چه به هر دو دسته صوفي گفته مي شود.
5.بسياري از علماي شيعي و از جمله مرحومان: شيخ بهايي و مجلسي هاي اول و دوم صوفي بوده اند.
6.مجلسي اول مريد شيخ بهايي بوده و از وي تلقين ذكر و فكر پذيرفته بوده است.در زمينه ذكربايد عرض كنم همانگونه كه از مجموع آيات و روايات بر مي آيد ذكر مرد نظر قرآن و ائمه اطهار(ع) ذكر قلبي بوده و ذكر لساني بدون آن محلي از اعراب ندارد. يكي از مصاديق ذكر لساني نماز مي باشد كه اگر با ذكر قلبي همراه و توام نشود هرگز منشا تاثير معنوي پيش برنده و مصداق فرمايش نبوي " نماز معراج و محل عروج معنوي مومن است " نخواهد بود. مرحوم امام خميني اشارات و تصريحاتي در اين زمينه دارد در زمينه فكر هم بايد به اختصار عرض كنم كه اين فكر به معناي انديشه و انديشيدن نبوده و بلكه خود نوعي ذكر بوده و البته در زمينه ايجاد انقلاب دروني و تحولات معنوي باطني و قلبي نقشي به مراتب مهم تر از ذكررا ايفا مي نمايد.
7.خود مرحوم مجلسي پدرهم تحت تربيت فقري شيخ بهايي به مقام شيخي نايل گشته " و جمع كثيري از تابعان شريعت مقدسه راموافق قانون شرع به رياضت وامي داشت." كه اين بيان مرحوم مجلسي دوم نقشه هاي شوم مخالفان سرسخت تصوف را كه در پي اثبات تقابل ذاتي شريعت و طريقت هستند نقش بر آب مي كند.
۸.مرحوم مجلسي دوم كه برخي با ديدن عباراتي در ذم صوفيه در كتابهاي وي و در يك حركت ناشيانه و سطحي گرايانه او را از زمره مخالفان تصوف وصوفيه قلمداد مي نمايند در اين نوشتار به شدت هر چه تمام تر از تصوف و صوفيه حقه دفاع مي كند و علاوه بر ان با اطلاق واژه "فقير"بر خود كه واژه اي قرآني ومعادل واژه پارسي "درويش" است و با تاكيد بر آنكه به شيوه صوفيه مكرر در مكرر اربعين مي گرفته و چله مي نشسته است بر صوفي و درويش بودن خويش صحه مي گذارد.زيرا همانگونه كه اهل دل و اهل فن مي دانند صوفيه بر اساس سنت ديرين جاري در ميان خود كسي را كه مشرف به فقر محمدي مي شود فقيرمي نامند و مي خوانند.
9. مرحوم مجلسي دوم صوفيه حقه شيعي را بر خلاف صوفيه جهله " مروجان دين مبين و هاديان مسالك يقين" معرفي مي نمايد.
۱۰. ايشان كساني را كه بطور مطلق، تصوف و صوفيه را نفي مي كنند و تفاوتي ميان نوع حقه و جهله ان قايل نمي شوند بي بصيرت مي دانند و مي شناسانند.
11.ايشان " صوفيه حقه" را " شيعيان خاص اهل بيت عليهم السلام " مي دانند و مي شناسانند. امام خميني (ره ) هم در كتاب "مصباح الهدايه دقيقا" همين نظر را در باره صوفيه حقه ارايه مي دهد
با تشکر از وبلاگ خورشید حق
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در شنبه 26 مرداد1387 و ساعت
|