تبليغاتX
سیمرغ

هو

۱۲۱

عظّم الله اجورنا و اجورکم به مصابنا سیّدنا

الحسین علیه السّلام

مرحوم استاد مرتضی مطهری در کتاب ده گفتار ، اصولاً سنّت وعظ در عالم اسلام را از ابتکارت مشایخ بزرگ صوفیه و عارفان می داند...

...درباره نهضت و قیام حسینی کتابهای بسیاری توسط محققان تألیف گردیده و هر یک از آنها از منظری به این نهضت نگریسته اند. لذا برخی صرفاً به ظاهر قضیه و جنبه حکومتی آن توجه کرده و به حقیقت معنوی آن توجهی ننموده اند و برخی دیگر علاوه بر موضوع تاریخی و نقل حادثه مذکور جنبه معنوی آن هم مدّ نظرشان بوده است..

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 19 دی1387 و ساعت |

رجم(سنگسار)

یک قانون مجازات ضد اسلامی و ضد انسانی

رجم(سنگسار) یک قانون مجازات ضد اسلامی و ضد انسانی

 منبع :سایت مجذوبان نور: پیرو  نامه عالمانه جناب آقای دکتر سید مصطفی آزمایش، حقوقدان برجسته و دانشمند محترم، به آیت الله فاضل میبدی که به صورت اختصاصی در این سایت انتشار یافت ،جناب آقای آزمایش جهت تنویر افکار عمومی و بررسی و نقد فقهی، اجتماعی و تاریخی موضوع رجم(سنگسار) وبلاگ و وبسایتی تأسیس نموده اند. این سایت و وبلاگ که دارای بخشهایی چون فتاوی مراجع تقلید، مقالات حقوقی، آراء و نظریات فقهی و... می باشد، در آدرسهای www.rajm.org و www.rajm.blogfa.com  قابل مشاهده است.  

 منبع :سایت مجذوبان نور


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در شنبه 7 دی1387 و ساعت |

ولايت عرفاني ، زعامت سياسي

   

سایت مجذوبان نور: عزیزان ایمانی این مقاله زیبا را بخوانید .نویسنده فهیم و متفکر این مقاله ،جدا از موضع  و منظور سیاسی ایشان ،  در تحلیل و بررسی خود کاش به یک موضوع اساسی اشاره می نمودند . اساسی ترین دلیل شهادت ائمه(ع) و اقطاب و مشایخ صوفیه توسط خلفای اموی و عباسی  وحکام ممالک اسلامی و ...به این دلیل می باشد  که حاکمان و صاحبان قدرت، مقام ولایت انسان کامل ،که از مناصب الهیه می باشد  را به موازات زعامت سیاسی خود ، گمان می کنند . بدین معنی که سلطان و حاکم ، انسان کامل را رقیب خود و دشمن خود می بیند واز اینرو  وحشت از دست دادن قدرت،  او را وادار می کند که رقیب را از پیش رو بردارد . یکی از مشکلات امروز تصوف همین است و دلیل دشمنی با دراویش گنابادی به همین علت است .در صورتی که ولایت عرفانی و زعامت سیاسی دو مقوله ی متفاوت وحتی متضاد است و جز در حکومت حضرت امام  زمان (ع) این دو سلطنت باطنی وظاهری  که یکی امری الهی و ایمانیست  و دیگری امری دنیوی و اجتماعیست ،با هم و در کناریکدیگر نخواهند بود .

  ولايت عرفاني ، زعامت سياسي

بهزاد مهراني

‏"هان شنيدستي که هر چه در ويراني بينند در آباداني باز نگويند؟"(1)‏

‏"ولايت" از کليدي ترين و کانوني ترين مفاهيم در عرفان ايراني – اسلامي است.‏‎ ‎تا آنجا که عرفان را "علم ولايت" نيز ‏گفته اند. در عرفان و تصوف ، "ولي" نقطه ي مرکزي عالم است و عالم وجود به گرد او مي چرخد و جهان بدون ‏‏"ولي" از هم خواهد پاشيد. "ولي" همان "انسان کامل" است.‏

‏ "و بدانکه انسان کامل آن قطبي است که افلاک به وجود او در گردشند و او در تمامازمنه و امکنه تا ابد الاباد يک تن ‏است که به لباس هاي گوناگون و در مکان هاي مختلف ظهور مي نمايد و نسبت به آن لباس هاي مختلف اسامي گوناگون ‏به خود مي گيرد..." (2) "انسان کامل سر عالم است، از جهت آنکه به علم محيط است عالم است، هر يک را به جاي ‏خود مي دارند و مي بينند و آدميان جمله به وي مي گردند." (3)‏

در باور عارفان زمين هيچ گاه از اين انسان هاي کامل و اوليا تهي نخواهد شد.‏
پس به هر دوري ولي اي قائم است / تا قيامت آزمايش دائم است /هر که را خوي نکو باشد برست / هر کسي کاو شيشه ‏دل باشد شکست / پس امام حي قائم آن ولي ست / خواه از نسل عمر خواه از علي ست(4)‏

در عرفان بايد از "ولي" اطاعت بي چون و چرا کرد. گناه ِ "ولي" نزد خداوند اعتبار و ارزشي والاتر از ثواب خلق ‏دارد.‏

زلت او به ز طاعت نزد حق / پيش کفرش جمله ايمانها خلق(5)‏

خطاي "انسان کامل" زيبنده تر از راستي هاي مخلوق است نزد خالق، زيرا که اين "ولي" است که "انسان کامل" است ‏و ديگران کاملا انسانند. مريد در اين باور تنها بايد اطاعت محض را بر گزيند و "عقل جزوي" خود را در پاي "عقل ‏کل" مراد ِ خويش قرباني سازد.در باور بسياري از عارفان حتا اين مريد نيست که مراد خود را انتخاب مي کند بلکه ‏مراد است که دام نهاده و مريد را گرفتار مي کند. اين "پير" است که کمند مي افکند و مريد را شکار مي کند و مريد نيز ‏چاره اي جز تسليم در برابر اين شير نر خونخواره ندارد.‏

چون گرفتت پير هين تسليم شو / همچو موسي زير حکم خضر رو / صبر کن بر کار خضري بي نفاق / تا نگويد خضر ‏رو هذا فراق / گر چه کشتي بشکند تو دم مزن / گر چه طفلي را کشد تو مو مکن / دست او را حق چو دست خويش ‏خواند / تا يدالله فوق ايديهم براند(6)‏

البته اين هميشه مراد نيست که مريد را انتخاب مي کند بلکه مريد نيز دست به انتخاب مي زند اما به ندرت. در اين مسير ‏هيچ کس نمي تواند با پاي خويش راه رود. عقل و انديشه در اين ولايت، هيچ کاره است و اگر کسي در اين وادي گمان ‏برد که بي پير به جايي رسيده است سخت دچار خطا شده است زيرا که پير دورادور او را مورد عنايت خود قرار داده ‏است.‏

هر که تنها نادرا اين ره بريد / هم به ياري دل پيران رسيد / دست پير از غايبان کوتاه نيست / دست او جز قبضه ي الله ‏نيست

‏"سالک قبل از اتصاف به مقام ولايت،مبدا افعال و صفات خود است اما بعد از اتصافبه مقام ولايت،حق تعالي مبدا ‏افعال و صفات او مي شود،چرا که تمامي جهات بشري او در مقام قرب مستغرق گشته،در ذات حق فاني شده است.از ‏اين رو با عين الله مي بيند،با سمع الله مي شنود،زبان او زبان خداست،دست او دست الهي است و فعل او فعل الله است." ‏‏(7)‏

تئوري حکومت نزد شيعه يک مفهوم انتصابي است.يعني پيامبر اسلام پس از خود داماد خويش علي (ع) را به امامت و ‏زعامت امت اسلام برگزيده است.‏‎ ‎شيعه بر اين باور بوده است که در راس هرم قدرت همواره بايد امامي معصوم و ‏منصوب حضور داشته باشد که رهبري امت اسلام را در دست داشته باشد. اين تئوري تا قبل از غيبت امام دوازدهم – به ‏باور شيعه دوازده امامي – با چالش چنداني مواجه نبوده است. پس از غيبت امام دوازدهم، شيعيان اعتقاد داشتند که ‏ايشان به زودي از پس پرده ي غيبت بيرون خواهد آمد و زمام امور شيعيان را در دست خواهد گرفت. زماني که اين ‏اتفاق روي نداد و غيبت طولاني شد،تئوري سياسي شيعه با مشکلات فراواني رو به رو شد.‏

‏ " فقه شيعه به واسطه ي تلقي خاصي که از مسئله غيبت امام زمان و مسئله امامت وارتباط آن با موضوع دولت پيدا ‏کرده بود،هرگز نيازي به پرداختن به مسئله دولت احساس نمي کرد. اين پندار که عصمت شرط حاکم است و قيام در ‏زمان غيبت و قبل از قيام قائم، بر افراشتن پرچم ضلالت است، به علاوه عدم احتمال طولاني شدن غيبت،از جمله ‏عوامل ايستايي انديشه سياسي شيعه بوده است."(8)‏

گروهي تشکيل حکومت در زمان غيبت امام را ضلالت دانسته و آن را گمراهي از طريق هدايت پنداشتند. دسته اي ‏ديگر و عموما از فقها به چاره انديشي پرداختند و تلاش نمودند که تئوري اي در باب حکومت در زمان غيبت بيابند.‏
‏"تاسيس حکومت صفوي بهدست شاه اسماعيل، فقها را به سمت امکان مشروعيت حکومت در زمان غيبت رهنمون شد. ‏ديدگاه فقه شيعه در اين دوران نسبت به مساله ولايت و حکومت در ابعاد گوناگون تحول پيدا کرد و ريخت و سمت گيري ‏اصول نويني در جهت دخالت هر چه بيشتر فقها در امور حکومتي به خود گرفت."(9)‏

فقهاي شيعه با شبهات و تشکيکات بسياري مواجه شدند.تا پيش از اين آموزه ي امامت شيعه ي دوازده امامي بر محور ‏حقانيت و دفاع از غيبت امام مهدي متمرکز شده بود.طولاني شدن غيبت امام دوازدهم از سويي و نا مشروع دانستن هر ‏حکومت غير معصومي از سوي ديگر،فقهاي شيعه را در انديشه ابداع يک تئوري سياسي فرو برد. اين مشکل تا زمان ‏بر آمدن صفويان به قوت خويش باقي ماند. صفويان بر روي کار آمدند.گفتمان آنها، "سلطنت" بود و در اين زمان بود که ‏‏"سلطنت" بر "خلافت" چيره شد. فقيه نماينده ي علم امام و سلطان نماينده ي شمشير او شد.‏

‏"منصب ديني،يعني ادامه نبوت به علما و فقها رسيد و منصب سياسي و نظامي آن بهرهي سلاطين شد.لذا همچنان فقيهان ‏از جانب شارع به ولايت نصب شده اند،سلاطين نيز همان ناحيه به سلطنت منصوب شده اند."(10)‏

نظريه ولايت فقيه يکي از اين تئوري ها – و از قضا مهم ترين آنها – بود که در پاسخ به مشکلات نظريه حکومت در ‏زمان غيبت به وجود آمد. به باور اين قلم اين تئوري از امتزاج ِ ولايت عرفاني و زعامت سياسي (امامت در شيعه) به ‏وجود آمد. همانگونه که "ولي" در باور عارفان ِ ما قطب عالم امکان است و زلت او نزد حق به ز طاعت خلق است، ‏زعيم سياسي نیز اينگونه است. او نيز سايه حق بر روي زمين است و مخلوق، مريد وي اند و بايد اطاعت محض نمايند. ‏اين مهم را مي توان در گرايشات ِ عرفاني بنيانگزاران ِ تئوري ولايت فقيه از جمله آيت الله خميني دريافت. آقاي خميني ‏در حوزه علاوه بر فقه، عرفان نيز تدريس مي کرده است و با مفاهيم عرفاني آشنايي داشته است و اين امتزاج در ذهن ‏او شکل گرفته است. در ولايت فقيه نيز همچون ولايت عرفاني رابطه بر اساس مراد و مريدي استوار است.امري که ‏علم سياست در جهان جديد با آن بيگانه است. در سياست مدرن "ولي عرفاني" همان "زعيم سياسي" نيست.رابطه مراد ‏و مريدي در عالم سياست جايي ندارد. زعيم سياسي را مي توان نقد کرد،مي توان عزل کرد و ديگري را جاي او نهاد. ‏حق نصب و عزل و نقد از حقوق مسلم انسان در سياست مدرن است و زلت زعيم سياسي به ز انتقاد خلق نيست. رابطه ‏ي مريد و مرادي اگر در جهان جديد معنايي داشته باشد در عالم عرفان و سلوک معنوي است و عرصه ي سياست ‏عرصه ي مسئوليت و پاسخگويي است. در اين عرصه همچو موسي زير حکم خضر رفتن و چون و چرا و پرسش را ‏وانهادن جايي ندارد.عرفان گنجي است که در ويرانه ها مي توان آنرا يافت و سياست دانش آباداني است و مولانا چه زيبا ‏گفته است:‏

حس دنيا نردبان اين جهان
حس ديني نردبان آسمان‏
صحت اين حس بجوييد از طبيب
صحت آن حس بخواهيد از حبيب
صحت اين حس ز معموري تن‏
صحت آن حس ز تخريب بدن

و سياست علم معموري تن است و صحت آنرا بايد از طبيب جست.و سياستمداران ِ قابل عزل و نصب و انتقاد، طبيبان ‏اين وادي اند.عرفان دانش تخريب بدن و اندرون از طعام خالي داشتن است تا نور معرفت تابش گيرد و ادغام اين دو ‏عواقب ويرانگري خواهد داشت. و از زبان ابو سعيد بايد گفت:‏

هان شنيدستي که هر جه در ويراني ببينند در آباداني باز نگويند.‏

 

‎‎پانوشت‎‎

‏1- شدن طعم وقت ابوسعيد ابو الخير تصحيح محمد رضا شفيعي کدکني تهران سخن 1385 ص142
‏2- شرح اصطلاحات تصوف تاليف دکتر صادق گوهرين انتشارات زوار 1376 جلد 1و2ص126‏
‏3- انسان کامل نسفي ص 482‏
‏4- مثنوي معنوي تصحيح نيکلسون دفتردوم
‏5- مثنوي معنوي دفتر اول
‏6- همان دفتر اول
‏7- حکومت ولايي محسنکديور نشر ني 1378 ص 26‏
‏8- نظام سلطاني سيد محسن طباطبايي فر نشر ني 1384 ص64
‏9- مباني فقهي حکومت اسلامي حسينعلي منتظري ترجمه محمود صلواتي جلد 1 ص14
‏10 دغدغه هاي حکومت ديني محسن کديور نشر ني 1379 ص 150‏‎ ‎

 

+ نوشته شده توسط رضا در جمعه 29 آذر1387 و ساعت |

بازشناسی حق عقل شرط لازم سازگاری دین و حقوق بشر

 محسن کدیور

محسن کدیور در اردیبهشت 1386 به دعوت همایش بین‌المللی دین و حقوق بشر دانشگاه مفید قم مقاله «بازشناسی حق عقل، شرط لازم سازگاری دین و حقوق بشر» را به این همایش ارسال کرد اما به دلایل برخی فشارها امکان ارائه در این همایش را نیافت. او هم‌اکنون در دانشگاه ویرجینیای آمریکا ، اسلام و حقوق بشر تدریس می‌کند.

   

مدافعان اسلام سنتی از موضعی پیشینی برای برون‌رفت از مخمصه ناسازگاری با حقوق بشر، باب «حقوق واقعی انسان‌ها» را می‌گشایند. حقوق واقعی انسان‌ها بخشی از مصالح نفس‌الامری است كه در وضع احكام شرعی از سوی خدای حكیم به‌طور كامل لحاظ شده ‌است. یگانه ‌راه معتبر شناخت این حقوق، مراجعه به وحی‌الهی است. درك همه‌جانبه مصالح و مفاسد خفیه امور جزئی و ریز از سوی عقل انسانی در حكم محال است. در اسلام سنتی، انسان هرچند بالقوه از گوهری شریف است اما بالفعل به میزانی كه به محور كرامت و شرافت تقرب می‌جوید صاحب منزلت می‌شود. منزلت انسان متوقف بر میزان تقرب او به فضایل و كمالات الهی است. برهمین منوال حقوق واقعی انسان‌ها نیز به جایگاه دینی او بازمی‌گردد.

در مقابل ركن نظام حقوق بشر باور به توانمندی نسبی عقل انسانی در درك نیازها، مصالح و مفاسد است. عقل جمعی بشر در پناه تجارب مستمر جوامع انسانی به چنین كشف و وضعی اقدام می‌كند و دستاورد خود را نیز نهایی و غیرقابل تغییر نمی‌شمارد. این اندیشه بر توان عقل انسانی در یافتن موازین عدالت تاكید دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه 27 آذر1387 و ساعت |

 

بخش دوم برنامه سنگسار

 

بنی آدم اعضاء یکدیـــــــگرند                                   که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی بدرد آورد روزگار                                دگر عضوها را نمانـــــد قرار

تو کز محنت دیگران بیغـــــمی                           نشاید که نامت نهنــــــــد آدمی

سخنی کوتاه با یاران گرامی!

به اطلاع دوستان و همراهان عزیز می رسانیم که “بخش دوم برنامۀ سنگسار” که به تازگی تهیه شده است، جهت ملاحظه  بر روی سایت:

www.rajm.org

 به همراه پیام کوتاهی با عنوان :”به سنگسار خاتمه دهید!” موجود می باشد چنانچه مایل باشید برای مشاهدۀ  پیام کوتاه بمدت ٤ دقیقه می توانید بطور مستقیم بر روی لینک زیر کلیک نمائید:

http://ca.youtube.com/watch?v=sK8nKJ6SDh4

با کمال تشکر از همراهی شما دوستان عزیز و یاران گرامی ، خواهشمندیم مطالب را بطور پیوسته پیگیری نمائید و به اطلاع دوستان و عزیزانتان برسانید تا انشاءالله دست در دست هم شاهد برچیده شدن این عمل شنیع و ضدانسانی از جوامع بشری باشیم.

 

Stoning is in opposition to principle of Islamic Law, it is unaccepted form of Islamic Punishment.

In the Holy Koran stoning has not been mentioned as a form of Islamic punishment

Give together a scope to this information in order to stop this criminal act.

Please have a look at attach file 

www.smazmayesh.com 

 

سنگســـــــــار

“سنگسار ، عملی موهِن برعلیه اسلام و قرآن مجید” 

مَن قَتَلَ نَفْسَا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِى ٱلْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ ٱلنَّاسَ جَمِيعًا 

و هرگاه یک نفر، مرتکب قتل (فقط یک شخص دیگر) شود بی آنکه ما به ازای نفسی باشد

و یا به قصد فساد در زمین (کسی را) بکشد

مانند آن است که مرتکب جنایتی علیه تمامیّت بشریّت شده است.

« قرآن مجید آیۀ ٣٢ سورۀ مائــــده (سورۀ ٥) »

 

“مجازات سنگسار ، یک عُرف دقیانوسی و مخالف قرآن مجید است”

 

بنی آدم اعضاء یکدیـــــــگرند                                   که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی بدرد آورد روزگار                                دگر عضوها را نمانـــــد قرار

تو کز محنت دیگران بیغـــــمی                                 نشاید که نامت نهنــــــــد آدمی

www.rajm.blogfa.com

+ نوشته شده توسط رضا در یکشنبه 10 آذر1387 و ساعت |

 

اطلاعیه سایت رجم و سنگسار

 

باسلام حضور دوستان و همراهان گرامی؛

همچنانکه مستحضر هستید سایت حاضر اولین سایت reference است که برای نخستین بارتوسط "دکتر سیّد مصطفی آزمایش" پیرامون موضوع رجم (سنگسار) " قانون مجازات ضد اسلامی" به طور اخصّ دایر گردیده و از مجاری حقوقی و قرآنی به این مهمّ پرداخته شده است.

چنانکه اطلاع دارید در هفتۀ گذشته شاهد عملکردهای قابل توجهی توسط رئیس قوۀ قضائیه (آیت الله شاهرودی) در این خصوص بوده ایم.(برای اطلاع بیشتر به سایت مراجعه نمائید)

 از علاقه مندان تقاضا می شود مطالب را بطور پیوسته پیگیری و به اطلاع دوستان و نزدیکان برسانند ، مطلب جدیدی در صفحۀ اول سایت (home page) با عنوان انگیزۀ مبارزه با این عمل ضدانسانی و ضد اسلامی توسط "دکتر سیّد مصطفی آزمایش" قابل ملاحظه است. همچنین مطلبی خواندنی در مورد فرد موحدی که در قرآن به آن اشاره شده و( St. Stefanus نام دارد) بر روی سایت تحت عنوان St. Stefanus  در قرآن موجود است که علاقه مندانِ  قرآن پژوه می توانند از این مطالب بهره جویند.

 

www.rajm.org

www.rajm.blogfa.com

Adresse e-mail :
 
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 7 آذر1387 و ساعت |
 

محسن كديور در سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) رئيس مذهب (25 شوال 1429برابر با 4 آبان 1387) به دعوت جمعي از ايرانيان مقيم واشينگتن در پتوماك مريلند تحت عنوان «كالبدشكافي تزوير شرعي» سخنان مهمي ايراد كرد. در اين جلسه كه جمعي از اساتيد، دانشجويان و علاقه مندان ايراني شركت كرده بودند، پس از پرسش و پاسخ ، نماز جماعت مغرب و عشا به امامت كديور برگزار شد. تحرير لبّ اين سخنراني به شرح ذيل است.

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه 21 آبان1387 و ساعت |

 

حكمت يونانيان، حكمت ايمانيان

 

 

   

من اين تعبير را [حكمت يونانيان، حكمت ايمانيان] از يكي از شعرهاي شيخ‌بهاء‌الدين عاملي كه در قرن يازدهم در ايران مي‌زيست گرفته و عنوان سخن كرده‌ام تا در اطراف آن براي شما نكاتي را كه مبتلابه وضع فكري امروز ما هست بگويم.

   شيخ‌بهاء‌الدين عاملي فرد بسيار مشهوري است و به دليل ذوفنون بودن در ميان ما ايرانيان شهرتي افسانه‌اي يافته است. پاره‌اي از كارها، صنعت‌ها و مهندسي‌هاي غريب و شگفت‌انگيز را در اصفهان به او نسبت مي‌دهند. وي در ادب، دين، فقه، رياضي، نجوم و فيزيك دستي داشت. شيخ بهايي چندين كتاب به‌نام "نان و حلوا"، "شير و شكر" و... دارد كه مشتمل بر اشعار فارسي است. عنوان سخنراني من ـ حكمت يونيان و حكمت ايمانيان ـ از اشعار كتاب نان و حلواي او گرفته شده است. نان و حلوا اشاره به نعمت‌هاي فريبنده دنيوي است. در آنجا شيخ بهايي به پيروي از مولوي ما را دعوت مي‌كند كه نوعي از حكمت را كه او حكمت يونانيان مي‌خواند فرونهيم و نوع ديگري از حكمت را برگيريم كه او آن را حكمت ايمانيان مي‌نامد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 16 آبان1387 و ساعت |

 

"مولانا، شاعر عارف يا عارف شاعر؟"

در گفتگو با دکتر شهرام پازوكي

 

چاپ ايميل

به گزارش خبرگزاری شبستان دوشنبه 8 مهر روز بزرگداشت مولانا جلاالدین بلخی بود که مثل همیشه در کشور ما با سکوت برگزار شد. در روزگاری که همه مفاخر فرهنگی ایران از سوی کشورهای همسایه مصادره می شوند و هیچ صدای اعتراضی بلند نمی شود، مولانا بیش از همه بزرگان ادب فارسی مظلوم مانده است چرا که جریان مصادره شخصیت های برجسته فرهنگي ایران با مصادره عارف و شاعر بزرگ ايراني سده هفتم به طور جدی شروع شد و امروز دیگر در جهان همه مولانا را عارف رومی می شناسند نه عارفی ایرانی.

از طرف دیگر خالق دیوان کبیر و قرآن عجم در کشور خودش به اندازه ای غریب و مظلوم مانده است که نه تنها با هجمه مخالفان روبروست بلکه در زادگاهش آنهم در روز بزرگداشتش از سنگ اگر صدایی برمی خیزد از متولیان فرهنگی هم صدایی بر می آید. گویا متولیان فرهنگی به این نتیجه رسیده اند كه مولانا دیگر چهره ای رومی به حساب می آید و حالا که ایران در این معرکه قافیه را باخته است، بهتر آنست که سکوت و مدارا پیشه کنند و در هزینه های فرهنگی بیشتر قناعت ورزند.

خبرگزاری شبستان در روز بزرگداشت این شاعر و عارف نامی ایران مصاحبه ای با دکتر شهرام پازوکی ترتیب داده است که متن زیر حاصل گفتگوی صمیمی یک ساعته در روز یک شنبه 7 مهر با این استاد فلسفه در موسسه حکمت و فلسفه می باشد:

دکتر پازوکی در ابتدای این گفتگو به جریان مصادره بزرگان فرهنگی ایران از سوی کشورهای مسلمان اشاره می کند و در باره علل و پیشینه جریان اخیر می گوید:

کشورهای مسلمان در دو قرن اخیر همگام با جریانات ناسیونالیستی که بعد ازسقوط امپراطوری عثمانی و تضعیف سنت قاجار در ایران پیدا شد و از بعضی جهات واکنشی نسبت به استعمارگرایی اروپا بود، به دنبال احراز هویت هستند. به خصوص بعد از انحلال شوروی، کشورهای مهم اسلامي به دنبال این شدند تا سابقه و گذشته ای برای خودشان پیدا کنند تا به قومیت خودشان یک نوع هویت ببخشند و بگویند ما چنین گذشته ای داشتیم.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 15 مهر1387 و ساعت |

 

"مزار شريف "يا بارگاه منسوب

به امـام عـلـــي (ع)

 حضرت آقای حاج سلطانحسین تابنده(رضا علیشاه)

 

چاپ ايميل

(اين مقاله كه خدمت شما دوستداران تاريخ كشور افغانستان تقديم مي‌شود نگاشته‌اي است  از يك نويسنده‌ي ايراني به نام سلطان حسين تابنده كه در اواخر دهه‌ي چهل خورشيدي به مزار شريف سفري داشته است و حاصل سفر و مطالعات خود را طي يك گزارش در اردي‌بهشت ماه سال 1339خورشيدي در شماره‌ي نخست از دوره‌ي چهارم نشريه‌ي "مجموعه‌ي حكمت" كه در شهر قم نشر مي‌يافته، منتشر كرده است. اين مقاله از آنجايي كه قريب به نيم قرن پيش تدوين شده و منابع مورد استفاده آن اكنون نادر و  ناياب شده است، نوشته اي ارزشمند و درخور توجه است. نكته ديگر اينكه نگارنده‌ي آن كوشيده است در حد امكان امانتداري در گزارش را رعايت كند.

با توجه به آنچه بيان گرديد و برخي ملاحظات ديگر، اين مقاله انتخاب و بازنويسي شد و به جهت رعايت امانت بدون كم و كاست  منتشر گرديد. در پايان اين مقدمه از آقاي محمد علي متقي كه در دست‌يابي من به اين مقاله نهايت همكاري را نمودند تشكر و قدرداني مي‌نمايم). 

منبع: سایت پژوهش سرای تاریخ افغانستان 

  

مزار شريف يكي از شهرهاي معروف و متبرك "افغانستان" و بسيار مورد علاقه افغانها مي‌باشد و امروز مركز يكي از استانهاي شمالي افغانستان و جمعيت آن حدود پنجاه هزار نفر است.

طول آن 67 درجه و 9 دقيقه و عرض آن 36 درجه و 44 دقيقه و انحراف قبله از جنوب به مغرب 64 درجه و 41 دقيقه و 14 ثانيه و ارتفاع آن از سطح دريا در حدود ششصد متر است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه 3 مهر1387 و ساعت |
 

 

 

امام علي (ع ) و اصل تامين آزادي

براي گروه هاي سياسي مخالف

 

   

يكي از ويژگي هاي بزرگ حكومت اميرمومنان حضرت علي (ع ) پايبندي كامل و همه جانبه به اصول « آزادي » بود. آزادي در ژرفاي تفكر و انديشه امام (ع ) نه داده اي از جانب زمامداران به مردم و نه عطا و بخششي كه حاكمان در ارزاني داشتن آن محق و مختار باشند و لطف و محبتي از جانب خود به ملت محسوب دارند كه نعمت بزرگ خداوند متعال و حق قطعي و طبيعي بندگان او به شمار مي رفت .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه 3 مهر1387 و ساعت |

 

علــي (ع) را «چه» كشت؟!

   

 

تحليلي بر فاجعه رمضان از ديدگاه علامه مطهري

 دکتر محسن اسماعیلی

 

 

شهادت اميرمومنان، حضرت علي عليه‌السلام، از دردناك‌ترين فجايعي است كه در تاريخ بشر اتفاق افتاده است.

او نه تنها براي شيعيان و مسلمانان، كه براي تمام دل‌هاي حق‌طلب، عدالت‌خواه و جوياي فضايل اخلاقي، اسطوره‌اي دوست‌داشتني بوده و هست. براي همين است كه همه جان‌هاي پاك، شيفته و سوگوار شهادت مظلومانه اوست و هنوز هم اين پرسش در برابر قتل ناجوانمردانه او باقي است كه چرا؟
بررسي و تحليل فاجعه شهادت حضرت علي‌(ع)، حداقل از دو زاويه قابل انجام است؛ نخست آنكه بپرسيم او را چه كسي و چگونه كشت؟ مقدمات و آثار اين حادثه چه بود؟ ديگر آنكه به دنبال يافتن «چرا»يي اين اقدام ضدانساني باشيم. شيوه اول همان روش «تاريخ نقلي» است كه در جاي خود مفيد و آموزنده است، اما نبايد در آن متوقف ماند. بايد به «تاريخ تحليلي» هم‌رو آورد و فارغ از اينكه چه كسي مرتكب اين فاجعه دهشت‌بار شده است، بررسي كرد كه چرا چنين شد. پاسخ به اين سؤال دوم است كه از تكرار فاجعه جلوگيري مي‌كند و مرگ علي(ع) را مانند زندگي او براي ابديت درس‌آموز و سزاوار انديشيدن مي‌كند. يكي از بزرگترين و اصيل‌ترين متفكراني كه در اين باره انديشيده است، استاد شهيد مرتضي مطهري است و قصد ما در اينجا بازخواني و مروري گذرا بر يافته‌هاي ايشان است. آن بزرگوار به مناسبت بحث «اسلام و نيازهاي زمان» ضمن توجه به اين تفاوت، آن را چنين مطرح كرده و پاسخ مي‌دهد: «يك وقت مي‌گوييم علي (ع) را كه كشت و يك وقت مي‌گوييم چه كشت؟ اگر بگوييم علي (ع) را كه كشت؟ البته عبدالرحمن ابن‌ملجم، و اگر بگوييم
علي (ع) را چه كشت؟ بايد بگوييم جمود و خشك‌مغزي و خشكه مقدسي» (مجموعه شهيد مطهري، ج21، ص 92).


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه 3 مهر1387 و ساعت |
 این مقاله  گزيده‏اى  از مجموعه نغمه سرايان گلشن راز اثر خاطر و خامه مرحوم آقاى دكتر محمد رضا نعمتى (نعمت على) که در عرفان ایران شماره 2 به چاپ رسید.

 

سيرى در حالات رهروان طريقت

 مرحوم دكتر محمدرضا نعمتى

(نعمت علی)

سيرى در حالات رهروان طريقت- مرحوم دكتر محمدرضا نعمتى(نعمت علی)

چاپ ايميل

 

مقام شمس

هر كه نشنيده‏ست بوى درد دل

گوبخوان يك بيت از ديوان شمس

به نوشته كتاب گنبد سبز كه سال 1347 خورشيدى به قلم محمد اوندر - رئيس موزه و كتابخانه تربت مولانا جلال الدين مولوى - در آنكارا انتشار يافته است بعد از دورانى نزديك به هشتصد سال آشكار شده است كه شمس ملك داد تبريزى را در قونيه كشته‏اند. پيكرش را به چاهى افكنده‏اند و مولانا را گفته‏اند يارش غفلتاً ناپديد گرديده است. مزار شمس تبريزى - كسى كه جلال الدين را مولانا نمود و شهرتش را از مرز شهر و ديار فراتر برد - در مركز قونيه در محلى واقع شده است كه زياد از تربت پير بلخ دور نيست. اين مكان عبارت است از بنايى قديمى و مسجد مانند كه بر فراز آن گنبد مينايى رنگ كوتاه برافراشته و با يكى دو گلدسته هرمى شكل به سبك دوران سلجوقى بنا شده و «مقام شمس» نام گرفته است.

حديث غربت دل رازى است كه مرز نمى‏شناسد و دل آزردگان را به درد مى‏آورد، سوز و گداز آنها نه از بابت دورى از وطن است. بلكه ناشى از بيقرارى‏هاى دل مى‏باشد كه مولانا به ناله نى آنها را تشبيه نموده و گفته است:

هر كسى كو دور ماند از اصل خويش

باز جويد روزگار وصل خويش


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه 27 شهریور1387 و ساعت |

                  

  نگاهي به نسبت حکمت و عرفان

 

چاپ ايميل

متن مصاحبه با دکتر غلامرضا اعوانيیحیی یثربی : عرفان ایرانی شورمحور است

- به عنوان آغاز بحث لطفاً تعريفي از حکمت با توجه به سنت هاي مختلف فکري ارائه فرمائيد؟

     تعريفي که معمولاً حکماي ما از حکمت کرده اند در واقع گفتند که حکمت علم به حقايق اشياء به قدر طاقت بشر است بنابراين علم به حقيقت اشياست آنطور که هست به قدر طاقت بشري را آورده اند حالا من در اين باره يک توضيح بدهم سؤال اين است که آيا علم به حقايق اشيا ممکن است و چگونگي ممکن است يک نکته اي بايد به آن توجه داشت و غالباً کمتر به آن توجه شده در بدبين اين مسأله و آن اين است که بايد خيلي دقت کنيم و معمولاً در فلسفه هاي امروز کمتر به آن توجه مي شود در قديم بسيار مورد توجه بوده و بر اين مبنا بوده که علم و حکمت را تعريف کرده و آن اين است که اصلاً وجود با علم با هم يکي است يعني به طوري با هم آميخته شده که جدا کردن يکي از ديگر اصلاً امکان ندارد يعني وجود همان علم است حالا يعني چه؟ ببيند مقام چيزهايي که محصول کار انسان است مثلاً همين روي ميز هر چه گرفته از کتاب تا قندان و ليوان و کاغذ و ... در وجودش حاصل يک علم و آگاهي است يعني يک علمي بوده که اين کاغذ را کاغذ کرده نه تنها علم يک کس، علم يک عده کثيري که کار کردند و آن را وجود دارند به اين صورت، اين در ساختمان هاي دست بشري کاملاً پبداست که فرض کنيد اين صندلي و ميز و اجزا تا ريزترين چيزي که به اصطلاح توجه کنيد وجودش پديد آمده از يک آگاهي و يک علم است پس در حيطه فکر و کار و صناعت انسان مي توانيم بگوييم وجود با علم يکي است و اين اختصاص به مصنوعات ما ندارد که وجود ما با علم است کار هستي اصلاً همين طور است هستي از علم است و قدما به اين مسأله توجه داشتند مثلاً فرض کن اگر شما به نظريه ارسطو توجه کنيد که قائل به ماده و صورت است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 11 شهریور1387 و ساعت |
 عنوان مقاله: تأملی بر سیر حکمت از فردوسی تا سهروردی، دکتر اصغر دادبه،تهران امروز

 

پرتوی از اشراق سهروردی

 

چاپ ايميل

قرن ششم هجری بود. از سویی فلسفه‌ی اسلامی را ابن‌سینا به اوج رسانیده بود و همچون شمعی بر صدر علما می‌درخشید. ابن‌سینا راه استدلال را برای درک حق برگزیده بود و دلیل و برهان را بهترین راه برای اثبات حق و نیل به عالم بالا می‌دانست. از سوی دیگر کسانی همچون غزالی با ترک درس و مدرسه و استدلال و دلیل و برهان، به درک شهودی از حق معتقد شده بودند و آفتاب حق را دلیل آفتاب می‌دانستند. این عده سرانجام با ظهور ابن‌عربی به راه عرفان رفتند و راه خویش را از زاهدان جدا کردند. در برزخی میان غروب ابن‌سینا و طلوع ابن‌عربی، شیخ‌شهاب‌الدین سهروردی پا به عالم هستی گذاشت...

 

شیخ شهاب‌الدین‌ یحیی سهروردی بین سال‌های ۵۴۵ تا ۵۴۹ هجری در سهرورد (قره‌قوش) قیدار زنجان متولد شد. خانواده‌ی اوبه علم و دین شهره بودند. دوره‌ی کودکی و نوجوانی را در زادگاه خود به آموختن مقدمات و حفظ قرآن کریم گذراند. به زیرکی و تیز‌هوشی و قدرت حافظه زبانزد خاص و عام شد. درمراغه به محضر مجد‌الدین گیلی رسید و با امام فخر رازی به کسب علم متداول پرداخت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 11 شهریور1387 و ساعت |

کتاب‌‌ : [ نگاهی عرفانی به قرآن از نظر مارتین لینگز]

یحیی یثربی : عرفان ایرانی شورمحور است

 

.....ذکر و فلسفه آن نزد صوفیان راستین

از نظر نمادگرایی اگر از ما بپرسند که موج متلاطم چه شکلی به خود می‏گیرد، در پاسخ می‏گوییم که در نهایت  به شکل کتابی که "قرآن" نامیده می‏شود. در تعالیم صوفیان، صحبت از "استغراق" در آیه‏های قرآن به میان می‏آید که براساس یکی از اساسی‏ترین تعالیم اسلامی، که «کلام غیرمخلوق خداست» درواقع اسلام مانند دین هندو و یهودیت میان وحی و الهام کاملاً فرق می‏گذارد اما در مسیحیت، وحی خود عیسی مسیح است و اناجیل در مرتبه الهام‏اند. آنچه آنان در جست‏وجوی آن‏اند در زبان عرفانی اصطلاحاً فنای فی‏الله گفته می‏شود و نزد برخی از صوفیان، تلاوت قرآن در سراسر عمر، هدف اصلی آنان از تمرکز بر روی خداست که البته این تمرکز، جوهره هر سیر و سلوک روحانی است؛ و حتی برخی از صوفیان در هندوستان و غرب آفریقا [و ایران] با این‏که آشنایی چندانی با زبان عربی ندارند اما قرآن ذکر دائمی آن‏هاست. در اینجا ممکن است برخی به زبان اعتراض عنوان کنند که چنین ذکری مقبول نیست زیرا تأثیر کاملی بر روح نمی‏گذارد به‏طوری که تمرکز فرد را برهم می‏زند. اما به‏نظر من در پاسخ باید گفت که انکار آنان تحت‏تأثیر این آگاهی است که از کلام الهی بهره می‏برند. از این‏رو، تلاوت قرآن معادل با ذکر ممتد اسم "الله" است. افزون بر این از این نکته نیز آگاه‏اند که قرآن مانند نوعی جریان و یک جزر و مد است که از طرف خدا به سوی آنان سرازیر می‏شود و آیه‏های آن در واقع نشانه‏های اعجازآمیزی است که آنان را به سوی خدا باز خواهد گرداند و دقیقاً به همین علت است که آن را تلاوت می‏کنند زیرا هرکس او را بخواند بی‏جواب نمی‏گذارد (ادعونی استجب لکم). متن قرآن، خود موءید این نظر است زیرا اگر موضوع قرآن در درجه اول خود خداست، موضوع بعدی این است که قرآن مستقیماً از جانب خدا نازل می‏شود و دوباره از طریق هدایت به راه راست به سوی او راهنمایی می‏کند زیرا مفهوم غایت و آخرت در سراسر قرآن رسوخ دارد. .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 7 شهریور1387 و ساعت |

                                                                                                 (اختصاصی مجذوبان نور)

 

نقش تصوف در رویارویی

 با

سلطه صلیبی – صهیونیستی

 

چاپ ايميل

چندیپیش همایش " نقش تصوف در رویارویی با سلطه صهیونیستی و غربی " در محلطریقه عزمیه در قاهره برگزار شد >گزارش این همایش در روزنامه الوفد چاپ قاهره وهمچنین در مجله "التصوف الاسلامی" درج شد که اهم مطالب آن به شرح ذیل میآید :

اینهمایش یک روزه از سوی طریقه عزمیه وبا مشارکت سایر طریقه های صوفیه ومردمی مصر وبا حضور برخی از شیوخ الازهر ،برگزار شد. .الشیخ علاءابوالعزائم،شیخ طریقه عزمیه،در جلسه افتتاحیه این همایش با تاکید بر احترام مسلمین نسبت به مسیحیان ،جرج بوشرا به عنوان هولاکوخان قرن بیست و یکم که به کشتار مردم عراق ،اقدام کرده است ،بهشمار آورد. در ادامه این همایش آقای الشیخ حسن الشناوی ، شیخ الشیوخ طریقه هایصوفی در مصر ،طی اظهاراتی به تلاش های شخصیت ها و طریقه های صوفی که با هجرت وارائه الگوهای عملی به انتشار دین اسلام در جهان کمک کردند ، اشاره و خاطرنشان کرداز ابتدای گسترش اسلام در جهان ،تلاش شد که با جنگهای صلیبی آن را محاصره کنند وییهودیان را اهل مکر و حیله و گمراهی در طول تاریخ خواند که  هم اکنون قضیه فلسطین را با تبلیغ و سرمایه ونیرنگ به این مرحله کشانده اند. الشناوی گفت :آنچه امروز در عراق صورت می گیرد،نه خدا و نه رسول و نه عقل سلیم می پسندد و جهاد را به عنوان واجب عینی در مقابله بااشغال فلسطین و عراق مطرح کرد.

دکتراحمد شوق الحنفی یکی از اعضای «القیاده الشعبیه العالمیه » در سخنان خود ضمن محکومیت تهاجم به سرزمین عراق ،اظهار داشت که این تجاوز از هیچگونه مبنای قانونی،دینی و اخلاقی برخوردار نیست و تنها با هدف سیطره بر منطقه و ثروت های آن و  تغییر نقشه سیاسی و حمایت از اشغال اسرائیل درفلسطین است.

الشیخ فرحات السید المنجی ،مدیر کل «مدن البعوث الاسلامیه » در الازهر ، طی سخنانی بهجایگاه بالای دین اسلام در تربیت انسان ها و اصلاح جامعه اسلامی در طول تاریخاشاره و در این راستا به دعوت الازهر در نشر معروف و نهی از منکر  و همکاری  در جهت نیکی و تقوی ،تاکید کرد .

آقای عبد الحلیم العزمی، مدیر مجله «الاسلام وطن» و یکی از اعضای برجسته طریقه عزیمه درسخنان خود به درگیری تاریخی میان اسلام و دشمنانش و ادامه یافتن توطئه علیه امت اسلامی ،پرداخت و در ادامه اظهاراتش  به مکر و حیله یهود در ضربه زدن به اسلام و چگونگی ایجاد رژیم صهیونیستی در قلب جهان اسلام با دخالت بریتانیا و حمایت اتحاد شوروی سابق و  ادامه مساعدت آمریکا تاکنون ، اشاره و تاکید کردکه حمله به عراق ادامه طرح صهیونیسنی – صلیبی برای تحمیل سلطه خود بر قلب جهان اسلام و تضعیف آن است. شیخ قندیل یکی دیکر از اعضای طریقه عزیمه ضمن تشریح عملکرد تصوف در گذشته به ساده زیستی ،اسوهبودن و هجرت در راه خدا از ویژگی های صوفیان، اشاره کرد و در شرایط کنونی    جهان اسلام بر ضرورت حفظ وحدت اسلامی بین تمام گروه ها و شعوب اسلامی ، تاکید ورزید.

دربیانیه پایانی این همایش آمده است که تصوف به مقابله با استعمار صلیبی –صهیونیستی جدید به رهبری آمریکا و اسرائیل و عدم همراهی و مساعدت آنها ، تاکید دارد و در اینراستا ،وحدت اسلامی بین تصوف ،تشیع و تسنن را ضروری می داند . همچنین بر پیشگیری توطئه های دشمنان به وسیله کشف   تزویرفرهنگ وهابی و علمانی غرب و صدور اسلام صحیح از راه های ممکن امروزی ،اشاره شده است . در بخشی دیکر از بیانیه بهتحریم کالاهای اجنبی ،مطالعه تاریخ اسلامی ،تخلق به اخلاق اسلامی ،بازنگری مفاهیم تصوف و تطبیق آنها با شرایط جدید ، تربیت مجاهدین برای جلوگیری از تهاجم فرهنگی غرب و غیره ،توصیه شده است .

 
+ نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه 2 مرداد1387 و ساعت |

 

نظر در غزليّات مولانا از جهت معانى و مضامين

 

- مرحوم شیخ اسدالله ایزدگشب

((درویش ناصر علی))

 

 

چاپ ايميل

پس از نظر دقيق و عميق در اشعار و غزليّات و ترانه‏هاى شيرين و دلكش اين كتاب به‏طور كلّى مى‏توان حكم كرد كه هر چه اين پير روحانى و داناى ربّانى سروده نظر به‏ مقاصد عاليه ارشاد به ‏حقيقت و تربيت و تمجيد پيران راه و تحريص و تحريض نفوس بر سلوك راه حقّ و تحرّى حقيقت بوده. نه فقط الفاظى شاعرانه بر زبان رانده و بى‏ مقصدى عالى معشوقى خيالى و موهومى را بستايد يا فقط در بند ترصيع و تجنيس و بافتن الفاظ باشد، رويهم ‏رفته در همه اشعارش دو جنبه ملاحظه مى‏شود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 20 تیر1387 و ساعت |

                                                                        اختصاصی مجذوبان نور

 

مخالفت حسن بصری با امامان شيعه؟

(بخش اول)

 

 

 

 

   

از روزگار حسن تا عصر ما، هماره گزارش‏هايى بر سر زبان‏ها بوده كه برخى، آنها را دليل بر مخالفت او با امامان شيعه مى‏دانسته‏اند. امّا به‏نظر مى‏رسد كه بيشتر گزارش‏هاى مزبور، به‏دليل سستىِ سند و تناقضِ محتوياتِ آنها با يكديگر و مغايرتِ آنها با مسلّماتِ تاريخى، درخور استناد نيست؛ و پاره‏اى از آنها را نيز كه مى‏توان معتبر شمرد، دلالتى بر مخالفت جدّىِ او با امامان شيعه ندارد.

در اين فصل پاره‏اى از معتبرترين گزارش‏هايى را كه براى تخطئه حسن مورد استناد قرار گرفته به بررسى مى‏گذاريم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 13 خرداد1387 و ساعت |

برگرفته از:یاران مجذوبان نور

 

لزوم موافقت طریقت با شریعت

 


شک نیست که طریق سیر معنوی و معرفت نفس، در صورت صحت ، راه روشنی برای خداشناسی (یا به عبارت دیگر معاد شناسی) است و برای کسی که رهسپار این راه گردد و از مخاطر آن مصون مانده ، از پای در نیاید ، حق و حقیقت اعیان می شود . روی این اصل ، آیا متصور است که اسلام که دین توحید است و هدفی جز تعلیمخداشناسیندارد ، بهترین راه از راههای خداشناسی را القاء و به بیان و تعلیم راهی نسبتاً پایین تر از آن ، بپردازد و به منزلتی ساده تر و بسیط تر از آن هدایت کند ؟


درست است که معارف حقیقی در خور افهام عمومی نیست و اسرار هستی و رازهای نهان آفرینش ، برای غیر مردان خداکه به تمام معنی دامن کبریای حق گرفته، همه چیز را فراموش نموده اندکشف نمی شود ، ولی لازمه این خاصیت ، این نیست که از بیان و تعلیم این راه صرف نظر شود ، بلکه این است که برای رعایت حال افکار عامه و حفظ حقوق خاصه ، بدون اینکه پرده دری شود در لفافه ایماء و اشاره ، با لطیف ترین تلویح ، مانند سخن در میان سخن ، به هر نحو ممکن به افهام خاصه رسانیده شود .


این نظری است که عقل سلیم آن را تصدیق کرده و کتاب و سنت آن را تأیید می نماید . خداوند عزاسمه در کلام خود در مثلی که در خصوص سنت جاریه خود می زند ، باران تحقق و هستی را که به سر عالمیان می باراند و همچنین معارف حقیقی را که برای تعلیم و تربیت به افهام بندگان خود نازل می نماید ، به بارانی تشبیه می کند که از آسمان به زمین بباراند و در نتیجه مسیل ها و در ه ها ، هر کدام به حسب ظرفیت و کنجایش خود سیلی برداشته جاری سازد .در پیشاپیش و روی این سیل ، کف زیادی مشاهده می شود که با آب مخلوط شده است ، ولی بالاخره آنچه کف است ، هیچ و پوچ شده و از میان می رود و آنچه به درد مردم می خورد و از آن انتفاع می برند کع آب خالص بوده باشد ، در زمین مانده و ذخیره می شود .۳

این مثل دلالت دارد بر اینکه بیانات دینی به نحوی تنظیم شده اند که همه افهام با اختلاف زیادی که دارند ، از آن بهره مند می شوند و هر کس به فراخر حال و طبق ظرفیت خود ، از آنها برخوردار است ، و آیات دیگری از قرآن کریم نیز به همین معنی دلالت می کند.
نبی اکرم در حدیث بین الفریقین می فرماید: «ما گروه پیامبران با مردم به اندازه عقول آنها سخن می گوییم»
۴ پرروشن است که این حدیث ، ناظر به کیفیت بیان و تکلیم است ، نه به کمیت آن . منظور حدیث این نیست که نبی اکرم، مثلاً با یکی از افراد امت خود صد جمله سخن گوید یا به وی صد مسئله دینی را تعلیم دهد و به شخص دیگر دویست جمله یا دویست مسئله ؛ زیرا بیانات دینی ظاهراً به همه بطور یکنواخت القاء شده است ، منظور حدیث این است که مطلب یکی است ، ولی هر کس به حسب فهم خود ، نوع خطابی مخصوص به خویش دارد .
از راه دیگر ، قرآن شریف در آیات بسیاری ، مردم را به پیمودن راه خدا و گاهی به اتباع راه نبی اکرم (ص) یا راه مؤمنین که همان راه خدا است ، دعوت می کند و کسانی را که از این راه ، سر پیچیده ، دوری می جویند ، به هلاک ابدی و عذاب الهی تهدید می کند، و هرگز متصور نیست که حکیم علی الاطلاق ، راه شریعت را که در همه جا راه خود معرفی نموده ، اراده نکند و به جای آن به راهی که هرگز بیان نکرده و برای مردم مجهول است ، دعوت نماید ، و بر تقدیر اینکه راه شریعت را اراده کره باشد و این همه اسرار در سلوک آن کند ، هر راهی که پیمودن آن مستلزم اهمال یا الغای راه شریعت یا بخش هایی از راه شریعت باشد ، راه خدا نیست و قطعاً بیراهه گمراهی و ضلال است.
گذشته از اینها ، قرآن کریم در آیه سی ام از سوره روم و نیز در آیات دیگری ، اسلام را دین فطرت و خلقت معرفی می کند و توضیح می دهد که سعادت حقیقی انسان را دین مخصوص و روش خاصی از زندگی (اعمال حیاتی) می تواند تأمین کند که به خلقت و آفرینش ویژه انسانی انطباق پذیرد.
انسان، آفریده مخصوص و جزء غیر قابل انفکاکی است از دستگاه عظیم آفرینش ، و به همراهی این سازمان پهناور بزرگ، به سوی خدای آفرینش در سیر و سلوک است و باید روش مخصوصی در زندگی خود اتخاذ کند که با مقتضیات آفرینش که خود نیز جزئی از آن است، تضاد و تناقض نداشته باشد. این روش مخصوص ، شریعت مقدسه اسلام است که مواد اعتقادی و عملی آن در خاقت و آفرینش جهان و انسان منطبق است و انسان را آنگونه که آفرینش پیش بینی کرده و بوجود آورده و در شاهراه سعادت و سیر معاد انداخته، دست نخورده با همان زاد و راحله فطری خویش به راه می اندازد و به سوی آخرین مرحله کمال و سعادت رهبری می نماید . دین حنیف اسلام ، انسان را در حال اجتماع پرورش می دهد و یک رشته رفتار و گرفتاری را که نسبت به موقعیت تکوینی او زیان بخش است، تحریم کرده و یک سلسله از اعمال و افعال را که نظر به زندگی جاوید انسان ، نافع و سودمند است ، ایجاب و دستور اجرا و عمل آنها را صادر نموده است.
در هر حال ، هیچ گونه تمیز فردی در اسلام منظور نشده است و به هیچ یک از طبقات مردم اجازه داده نشده که روشی را در زندگی انتخاب کنند یا به اعمال و افعال خاصی بپردازند که بیروت از روش های عمومی اسلام باشد ؛ زندگی انفرادی اختیار کنند یا از ازدواج و توالد و تناسل یا از کسب و کار سر باز زنند یا پاره ای از واجبات را از حق شاغل دانسته ، به ترک آنها بکوشند ، یا برخی از محرمات را مانند معشوق بازی و باده گساری و پرده دری ، وسیله وصول به حق و شرط سیر و سلوک قرار دهند ، یا آبروریزی و گدایی و هر گونه سبک وزنی را از اسباب تهذیب اخلاق نفس بشمارند .
البته مراد ما از این مخالفت های دینی که بر می شماریم ، معصیت ها و تخلف هایی نیست که افراد از راه سستی ایمان و بی اعتنایی به مقررات دین و آیین مرتکب می شوند ؛ زیرا اینگونه گرفتاری فعلاً همه جهان را فرا گرفته است و اکثریت افراد هر طبقه ای از طبقات دینی ، وظایف دینی خود را انجام نداده ، راه بی بند و باری را در پیش گرفته اند، و گذشته از اینکه این بحث و گفتگوی ما جنبه تبلیغ ندارد، نمی خواهیم افکار عمومی را علیه کسی یا طایفه ای بشورانیم و اصولاً آب از سر گذشته است و به کردار و رفتار هر طایفه ای بخواهیم دست زده و خرده گیری نماییم ، طوایف دیگر ، رنگین تر و ننگین تر از آن را دارند:
گر حکم شود که مست گیرند در شهر هر آنکه هست گیرند
بلکه مراد ما یک رشته کردارها و رفتارهای بیرون از مجرای شریعت اسلامی است که در سلسله های مختلف عرفان، جزء طریقت قرار گرفته است.
جواب یک اشکال
خلاصه چنان که متن بیانات دینی دلالت دارد بر این که یکی از راه های وصول به حقایق دینی و اسرار الهی ، را ه کشف و شهود است، همچنان دلالت دارد بر این که زاد و راحله این راه ، همان مواد اعتقادی و عملی است که در کتاب و سنت بیان گردیده و تنها دریچه ای که با باز کردن آن، فضای پاک حقایق به انسان خودنمایی می کند ، همان دریچه عمل به شریعت است و بس.
ممکن است کسی تصور نماید که ما به بسیاری از اهل تعبد و صاحبان زهد و عبادت بر می خوریم که با این که کمترین فروگذاری در طاعات و عبادات نمی کنند ، کوچکترین قدمی در معرفت حقایق بر نداشته اند ، ولی باید متذکر این نکته بود که ساختمان باطنی یک فرد از انسان ، مانند ساختمان ظاهری وی مختلف است و اختلافات ترکیبی که در افراد انسان، مشهود است، نظیر آنها در ترکیبات باطنی آنان نیز وجود دارد و همچنین نظایر انحرافات مزاجی گوناگون در طبایع افراد، انحرافات و اعوجاجات باطنی نیز وجود دارد.
چنان که هر غذایی با این که از اجزای طبیعت ، مأخوذ است، با هر بدنی مناسب نیست و هر دوایی نیز با این که از اجزای طبیعت ، مأخوذ است ، با هر بدنی مناسب نیست و هر دوایی نیز با این که از اجزای طبیعت، مأخوذ است ، با هر مزاجی سازش ندارد ، بلکه هر ترکیبی در جایی غذا و در جای دیگر غیر قابل هضم ، و در موردی شفا و در مورد دیگر سم است ، همین قیاس و نسبت در اغذیه و ادویه روحانی نیز موجود است و دستورات عملی و اخلاقی شریعت ، در تقدیس و اصلاح ارواح انسانی، با اختلافات فاحش که در افراد هست، همان حکم دستورات طبی در اغذیه و ادویه را دارند.
در شرع اسلام، دواها و سم های عمومی داریم که همان واجبات و محرمات عملی فقهی می باشند و رعایت جانب آنها ، برای حفظ کمترین حد لازم از بهداشت روحی انسان ، ضروری است، وبرای بدست آوردن درجات و مراتب گوناگون کمالات روحی ، باید قدم های دیگری برای اصلاح و تصفیه حالات روحی برداشت و مجاهدت های دقیق تر و عمیق تری برای تخلیه قلب از غیر یاد خدا و تحصیل اخلاص کامل بندگی ، نمود که بدون تنظیم دقیق حالات روحی که به دست خبرت و معرفت انجام گیرد ، صورت پذیر نیست، اینها یک رشته مسلماتی است که هرگز تردید نمی پذیرد.
از این جا روشن می شود که مراقبت کامل اعمال دینی از قبیل طاعات و عبادات، همان مرحله عمومی تقوای دینی را نتیجه می دهد و بس، و نیز روشن می شود که سیر در مراتب بعدی کمال و ارتقاء و عروج به مدارج عالیه سعادت باطنی ، دلیل و رهبری می خواهد که انسان با هدایت و راهنمایی وی ، قدم در راه گذاشته ، به سیر پردازد و در امتداد مسیر ، زمام طاعت را به دست وی بسپارد و البته متبوعیت و مطاعیت (دستورات) وی نیز در زمینه مراعات کامل متن شریعت خواهد بود ، نه در دستوراتی که به حسب شرع ، مجاز شناخته نشده باشد و حلالی را حرام کند یا حرامی را حلال نماید.

 

+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 30 اردیبهشت1387 و ساعت |

 

           نماد آب در قرآن(مارتين لينگز)             

 

 

مي توان  گفت در قرآن مفاهيم رحمت و آب -بالاخص باران- از جهتي جدانشدني اند. مفهوم وحي كه معناي تحت اللفظي آن «نازل كردن» است نيز با اين مفاهيم همراه است. وحي و باران هر دو توسط خداوند رحمن نازل مي شوند و از هر دو در قرآن به عنوان «رحمت» و «حيات بخش» ياد شده است. پيوند اين مفاهيم چنان نزديك است كه حتي مي توان گفت باران جزء ضروري وحي به شمار مي آيد و تداوم آن را موجب مي شود[1] و بدين ترتيب رحمت الهي با نفوذ در دنياي مادي مي تواند به دورترين اكناف آفرينش برسد . انجام آيين وضو به معناي يكي دانستن خود، در دنياي مادي، با اين موج رحمت و بازگشت به همراه آن به سوي اصل و مبدا است. تزكيه بازگشتي است به مبدا و اسلام -به معناي تحت اللفظي «تسليم» - نيز چيزي به جز عدم مقاومت در برابر جريان اين موج بازگشت به مبدا نيست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در جمعه 13 اردیبهشت1387 و ساعت |
 

   زرتشت در اساطیر و اعتقادات صوفیان    

 

بر گرفته از سایت مجذوبان نور

در مورد علل محبوبیت بی نظیر جهانی زرتشت در قرون و اعصار متمادی که سرانجام اساطیر وی به صوفیان اسلامی رسیده است می توان به دلایل زیر اشاره کرد: وی نخستین قانونگذار سیاسی و روحانی بوده که اقدام به آزادی برده ها و رعایا وتقسیم اراضی بزرگ مالکان نموده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 29 فروردین1387 و ساعت |

ارزش آثار حاج زین العابدین شیروانی

(علیرضا ذکاوتی)

 

حاج زین العابدین شیروانی(مستعلیشاه) عالم و عارف بزرگ قرن سیزدهم (ه .ق) صاحب سه کتاب ارزشمند رياض السيحه ٬حدايق السياحه وبستان السيحه است.آثار ایشان بدون شک جز ارزشمنترین گنجینه هایی است که راجع به تاریخ ایران و وضعیت اجتماعی مردم و آداب و رسوم آنها و وضعیت اقلیمی شهرهای مختلف و وضعیت دینی و توصیف فرقه های مختلف و آرا و عقاید آنها در قرن سیزدهم هجری نگاشته شده است.مقاله زیر را از محقق ارجمند جناب علیرضا ذکاوتی قراگوزلو در توصیف  آثار جناب شیروانی انتخاب کرده ام امید است مورد توجه خوانندگان ارجمند قرار گیرد.(صلح کل)

 

 با تشکر از وبلاگ صلح کل که برای تهیه این مطلب زحمت کشییدند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه 27 فروردین1387 و ساعت |

                      

             آقا محمد علی کرمانشاهی  معروف به (صوفی کش)

      و فــرجــام او...

 

آقا محمد علی کرمانشاهی(۱۱۴۴ -1216) فقیه و حاکم شرع شهر کرمانشاه در دوران سلطنت فتحعلیشاه قاجار بود.عمده شهرت او به خاطر قتل و آزار و اذیت پیروان اهل عرفان و تصوف بود.تا جای که در سراسر ایران آنزمان به نام (۰صوفی کش))مشهور شد.دو تن از عرفای مشهور آنزمان یعنی ((سید معصومعلیشاه))و ((مظفرعلیشاه))به دست آقا محمد علی به قتل رسیدند.تنها دست آویز آقا محمد علی برای قتل این افراد کفر آمیز بودن عقاید ایشان بود.تمامیت خواهی فقیهانه او باعث شد تا دستش به خون انسانهایی آلوده شود که تنها جرمشان اعتقاد به عرفان و تصوف بود.

خیراتیه در ابطال طریقة صوفیه از مهمترین و مفصلترین ردیه های تصوف است که آقامحمدعلی آن را در 1211 (مطابق با عدد ابجدی « خیرات ») در اوج مبارزات خود با صوفیان (رجوع کنید به ادامة مقاله ) تألیف کرد. وی پیش از این در رسالة عربی قطع المقال فی رد اهل الضلال مقامع الفضل (ش تصا غقفح شفد) سنة الهدایة (ص 140ـ146) فتاح المجامع (که شرح ناتمامی بر مفاتیح الشرایع فیض کاشانی است ) شرح دیباچة مفاتیح الشرایع و معترک المقال فی احوال الرجال به رد طریقة صوفیه پرداخته بود ولی لحن او در خیراتیـه با موارد قبل بکلی تفاوت دارد و از بالا گرفتن حرکت صوفیان در آن زمان حکایت می کند ( خیراتیـه ج 1 ص 36 66). وی در این اثر با لحنی خطابی و جدلی تصوف را از ابعاد نظری تاریخی مشاهیر مکاتب آیینها و سلوک نقد و رد کرده و گذشته از آن حکمت و فلسفه را نیز از آن رو که با ریشه های تصوف پیوند دارد به نقد کشیده است خیراتیـه در دو جلد با فهارس و تعلیقات چاپ شده است.بنابراین میتوان از آقا محمد علی به عنوان فقیهی قشری نام برد که علاوه بر عرفان و تصوف از منتقدین جدی حکمت و فلسفه هم بوده است(در عصر کنونی فقهایی چون:ناصر مکارم شیرازی٬صافی گلپایگانی٬نوری همدانی و مرحوم فاضل لنکرانی را میتوان دنباله رو تفکرات آقا محمد علی کرمانشاهی دانست)

 عمدة شهرت آقامحمدعلی مبارزة جدی و گستردة او با صوفیه است. پس از آنکه معصوم علیشاه  دکنی به نمایندگی از شاه علیرضای دکنی قطب سلسلة نعمة اللهیه (متوفی 1214) در عصر کریمخان زند از هندوستان به ایران آمد.گرایش عموم مردم به سمت عرفان و تصوف به سبب خستگی و ملال از زهد خشک و ریایی موجب نگرانی برخی علمای ظاهر بین شد. بارزترین مریدان معصومعلیشاه عبارت بودند از: فیض علیشاه (به اختلاف متوفی 1194 تا 1200) و سپس پسرش نورعلیشاه (متوفی 1212) بودند. پس از چندی مشتاق علیشاه (مقتول 1206 در کرمان ) نیز به جرگة مریدان پیوست . با بالا گرفتن کار این صوفیان و جذب شدن مردم زیادی به آنان که با حرکتهای دسته جمعی از شهری به شهر دیگر همراه بود علمای ظاهر بین نسبت به حفظ قدرت و مقبولیت  خود نزد مردم نگران شدند و حکام را از عواقب امر تحذیر کردند به تبع آن برخی از حکام به اخراج صوفیان از شهرها و در برخی موارد قتل و آزار ایشان دست یازیدند (رجوع کنید به ملکم ج 2 ص 213ـ216 معصوم علیشاه ج 3 ص 172ـ 173 شیروانی 1361 ش ص 656 همو 1315 ص 87 ـ 88 91ـ92)

منابع صوفیه (معصوم علیشاه ج 3 ص 175 شیروانی 1361 ش ص 547 نیز رجوع کنید به ایرانیکا همانجا) علت این مخالفت آقامحمدعلی را غالبا حسادت او به دانش معصوم علیشاه و اغراض شخصی ذکر کرده اند و برخی نیز عمل او را نوعی خطای در اجتهاد دانسته اند. این نکته در خور دقت است که پیش از ظهور معصوم علیشاه آقامحمدعلی نسبت به تصوف برخوردی جدی نداشت و حتی در مقامع الفضل (ش غقمج ) لعن بر صوفیه را به طور مطلق جایز نمی دانست.

در 1211 آقامحمد علی بعد از ورود معصوم علیشاه به دعوت صوفیان به کرمانشاه وی را دستگیر و در منزل خود محبوس کرد. ). در همین اوان بود که آقامحمدعلی خیراتیه را در رد صوفیه نگاشت و با فرستادن آن به نزد فتحعلی شاه و حاجی ابراهیم خان شیرازی بار دیگر نظر موافق ایشان را در قلع و قمع صوفیه جلب کرد (برای مراسلات آقامحمدعلی و فتحعلی شاه و صدراعظم او رجوع کنید به خیراتیه ج 1 ص 143ـ145 152 153 ج 2 ص 501ـ505 509ـ510 معصوم علیشاه ج 3 ص 176ـ179).

پس از آنکه آقامحمدعلی معصوم علیشاه را توبه داد و وی نپذیرفت او را به قتل رساند و جسدش را در رودخانة قره سو انداخت (برای اقوال مختلف دربارة قتل معصوم علیشاه به امر آقامحمدعلی بهبهانی رجوع کنید به معصوم علیشاه 0ج 3 ص 174ـ175 ملکم ج 2 ص 215 حبیب آبادی ج 2 ص 406 هدایت 1344 ش ص 561 شیروانی 1361 ش ص 834 همو 1315 ص 224 پورجوادی و لامبورن ویلسون ص 128ـ 129). در 1213 فتحعلی شاه به صوابدید آقامحمدعلی و کمک حاجی ابراهیم خان شیرازی مظفر علیشاه مرید نورعلیشاه را با بعضی صوفیان دیگر دستگیر کرد و به کرمانشاه فرستاد. مظفر علیشاه مدتی در منزل آقامحمدعلی محبوس بود تا آنکه در 1215 مرموزانه از دنیا رفت (حبیب آبادی ج 2 ص 558 معصوم علیشاه ج 3 ص 207ـ208 شیروانی 1315 ص 484 همو 1361 ش ص 547 ـ 548). بعضی منابع (آقابزرگ طهرانی 1403 ج 9 قسم 3 ص 1061 شیروانی 1315 همانجا) مرگ مظفر علیشاه را نیز به آقامحمدعلی نسبت داده اند.اگرچه تنها قتل معصوم علیشاه به دست آقامحمدعلی کرمانشاهی مسلم است ولی از آنجا که از قتل معصوم علیشاه در تاریخ و منابع صوفیه به شهادت و نیز فاجعه ای دردناک تعبیر شده و غالبا آقامحمدعلی را مسبب دستگیری و قتل شماری از صوفیان در تهران و شهرهای دیگر دانسته اند او را «صوفی کش » لقب داده و از او به زشتی یاد کرده اند. نیز همکاری و ارادت فتحعلی شاه و صدراعظم او نسبت به آقامحمدعلی را نشانة دنیاپرستی و جاه طلبی وی دانسته اند (تنکابنی ص 199 نفیسی ج 2 ص 43 به بعد شیروانی 1361 ش ص 657 834 همو 1315 ص 88 462 ایرانیکا همانجا پورجوادی و لامبورن ویلسون همانجا).

 فرجام  و مرگ عبرت آموز آقا محمد علی کرمانشاهی

علامه طهرانی در کتاب روح مجرد چنین نقل کرده:در ليلة‌ جمعه‌ دوازدهم‌ شهر جُمادَي‌ الثّانيه‌ سنة‌ يكهزار و سيصد و هفتاد و هفت‌ هجريّة‌ قمريّه‌ كه‌ حقير در همدان‌ و در منزل‌ و محضر حضرت‌ آية‌ الله‌ حاج‌ شيخ‌ محمّد جواد أنصاري‌ همداني‌ مشرّف‌ بودم‌، ايشان‌ در ضمن‌ نصايح‌ و مواعظ‌ و قضايا فرمودند:

آقا سيّد معصوم‌ عليشاه‌ را آقا محمّد علي‌ بهبهاني در كرمانشاه‌ كشت‌. آقا محمّد علي‌ سه‌ نفر از أولياي‌ خدا را كشت‌. سوّمي‌ آنها بُدَلا بود كه‌ فرمان‌ قتل‌ او را صادر كرده‌ بود. بُدلا به‌ او گفت‌: اگر مرا بكشي‌، تو قبل‌ از من‌ خاك‌ خواهي‌ رفت‌! آقا محمّد علي‌ به‌ وي‌ گفت‌: مظفّر عليشاه‌ و سيّد معصوم‌ عليشاه‌ كه‌ از تو مهمتر بودند چنين‌ معجزه‌اي‌ نكردند، تو حالا ميخواهي‌ بكني‌؟! بدلا گفت‌: همينطور است‌. چون‌ آنها كامل‌ بودند، مرگ‌ و حيات‌ در نزدشان‌ تفاوت‌ نداشت‌؛ ولي‌ من‌ هنوز كامل‌ نشده‌ام‌ و نارس‌ هستم‌. اگر مرا بكشي‌ به‌ من‌ ظلم‌ كرده‌اي‌! آقا محمّد علي‌ به‌ حرف‌ او اعتنا نكرد و او را كشت‌. هنوز جنازة‌ بدلا روي‌ زمين‌ بود كه‌ آقا محمّد علي‌ از زير دالاني‌ عبور ميكرد ناگهان‌ سقف‌ خراب‌ شد و در زير سقف‌ جان‌ سپرد. چون‌ ايشان‌ عالم‌ مشهور و معروف‌ كرمانشاه‌ بود و احترامي‌ مخصوص‌ در ميان‌ مردم‌ داشت‌ فوراً جنازه‌اش‌ را تشييع‌ و دفن‌ كردند، امّا در اين‌ أحيان‌ كسي‌ به‌ بدلا توجّه‌ نداشت‌ و جنازة‌ وي‌ در گوشه‌اي‌ افتاده‌ بود و هنوز دفن‌ نشده‌ بود.
مرحوم‌ آية‌ الله‌ انصاري‌ فرمودند:ا گرچه‌ مظفّر عليشاه‌ و سيّد معصوم‌ عليشاه‌ و بدلا مسلك‌ درويشي‌ داشتند؛ امّا فرمان‌ قتل‌ اولياي‌ خدا را صادر كردن‌ كار آساني‌ نيست‌.

.............................................

منابع:

-دایره المعارف بزرگ اسلامی

ـریاض السیاحه و بستان السیاحه زین العابدین شیروانی

-وبلاگ نامه های سوشیانت


+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 19 فروردین1387 و ساعت |

وحدت‌ حقيقيّة‌ وجود و موجود با كثرت‌ اعتباريّة‌ آن‌ دو ، عالي‌ترين‌ اقسام‌ توحيد است‌

 

http://www.erfaneshams.com/Far/erfan-nama-feghahat.htm

 در اينجا تذكّر چند نكته‌ لازم‌ است‌:

 نكتة‌ اوّل‌:

 كلام‌ سبزواري‌ (قدّه‌) كه‌ بهترين‌ گفتار از اقوال‌ اربعه‌ را قول‌ «وحدت‌ وجود و وحدت‌ موجود در عين‌ كثرت‌ آن‌ دو» شمرده‌ است‌ و آنرا توحيد أخصّ الخواصّ نامگذاري‌ نموده‌ است‌؛در اينجا يك‌ سؤال‌ پيش‌ مي‌آيد . و آن‌ اينستكه‌ كثرتي‌ را كه‌ در اينجا ذكر ميكند آيا اعتباري‌ است‌ يا حقيقي‌ ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در یکشنبه 18 فروردین1387 و ساعت |

منبع مجذوبان نور

برخي مناقب سرايان حضرت امام على(ع)

ورود و ترويج مذهب تشيّع در شبه قاره

 
مذهب تشيع نخست در ايران رايج گرديد و در همان ابتدا، مراكز آن در شمال و شرق وجنوب كشور شكل گرفت. صورت نخست اين مذهب كه در سده سوم هجرى در سراسر ايران‏رواج داشت، مذهب اسماعيليه بود. مذهب اسماعيليه نه فقط در ايران كنونى، بلكه دركشورهاى همجوار مانند عراق، تركيه، بحرين، يمن، افغانستان، تاجيكستان و پاكستان و غيره‏گسترده شد و زمانى يك مذهب عمومى در اين منطقه محسوب مى‏شد. همين مذهب از راه‏افغانستان به شمال پاكستان و جنوب (املتان)، كشيده شد و تقريباً در 320 هجرى حكومت‏اسماعيليان (كه آنها را قرمطيان مى‏گفتند) در آن سرزمين تشكيل شد. از آن زمان تا امروز اين‏مذهب در شمال و جنوب (ملتان) پاكستان رواج دارد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه 14 فروردین1387 و ساعت |
لطايف عرفاني اوستا

    نصوص عتيق اوستايي عبارت است از قسمتي از اوستا كه به لهجه بسيار ديرينه اي تصنيف شده و به علاوه از حيث مضامين هم از اجزاي ديگر اوستا متمايز است[1]. نصوص عتيق اوستايي شامل: گاهان زردشت؛ يسن هفت ها؛ اذكار يا كلامهاي كوچك زردشتي است.
   

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه 14 فروردین1387 و ساعت |
مسئولیتهای روشنفکران دینی در قرن بیست و یک
 
مصاحبه فریش نور* با دکتر عبدالکریم سروش
مترجم: روح اله فرج زاده


دکتر عبدالکریم سروش جامعه شناس و فیلسوف ایرانی، اندیشمندی مشهور، چه در ایران و چه در خارج از ایران، است. نوشته های زیادی از او هم به صورت کتاب و هم از طریق اینترنت منتشر شده اند. در ایران، او را یکی از طرفداران اصلاحات عرفی و متفکر رادیکال پروژه سیاسی اسلام می شناسند. در خارج از ایران نیز وی یکی از منابع الهام بخش بسیاری از روشنفکران مسلمان، دانشجویان و فعالانی است که با سوال «رابطه اسلام و مدرنیته» و «نقش روشنفکران مسلمان در جوامع اسلامی معاصر» روبرو بوده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه 14 فروردین1387 و ساعت |

فرق بین تصوف و عرفان

از دیدگاه آیت الله خمینی

در تقریرات فلسفه امام خمینی ، شرح منظومه (2) صوفیه و عرفاء و تصوف و عرفان چنین آمده است:

 

       صوفیه و عرفاء و تصوف و عرفان که کثیراً زبانزد ماست ، بسا فرق بین موارد استعمال آنها رعایت نمی شود ، با اینکه تفاوت هست ،‌ چون عرفان به عملی گفته می شود که به مراتب احدیت و واحدیت و تجلیات به گونه ای که ذوق عرفانی مقتضی آن است پرداخته و از اینکه عالم و نظام سلسله موجودات ، جمال جمیل مطلق و ذات باری است بحث می نماید و هرکسی که این علم را بداند به او عارف گویند . کسی که این علم را عملی نموده و آن را از مرتبه عقل به مرتبه قلب آورده و در قلب داخل نموده است به او صوفی گویند مانند علم اخلاق و اخلاق عملی که ممکن است کسی علم اخلاق را کاملاً بداند و مفاسد و مصالح اخلاقی را تشریح نماید ولی خودش تمام اخلاق فاسده را دارا باشد به خلاف کسی که اخلاق علمی را در خود عملی کرده باشد .

    لذا اهل این فن به محی الدین عربی ، محقق ، گویند و محقق گفتن آنها به او مثل محقق گفتن ما به صاحب شرایع نیست که معنایش این باشد که مطالب علمی فقهی را تحقیق نموده است بلکه مراد آنها از اطلاق محقق بر محی الدین عربی این است که ائ شرایط خلوات و تجلیات و آن رشته سخنانی را که دارند از مقام عقلانی به مرتبه قلب تنزل داده و در نفس خود به حقیقت رسانده است .

تقریرات فلسفه امام خمینی ، شرح منظومه (2) ،‌آیت الله سید عبدالغنی اردبیلی 

+ نوشته شده توسط رضا در جمعه 17 اسفند1386 و ساعت |
پايه‌گذاران و براندازان بدعت در كلام معصومين(ع)

 

   این مقاله برگزیده ای است از مقاله اهل بدعت يا دين‌سازان دين سوز است نوشته خانم حبيبه حمدي رفيع           

حضرت امير(ع) در نهج البلاغه بانيان بدعتها را سردمداران ستمگري معرفي مي‌كنند كه خود گمراهند و ديگران هم به وسيلة آنها گمراه مي‌شوند، آنان احياگران بدعتها و ميرانندگان سنّن مأخوذه هستند: «ان شرّ الناس عندالله امام جائرٌ ضَلّ و ضُلَّ به فأمات سنة مأخوذة و أحيا بدعةً متروكة» [فيض الاسلام 1328 خ 363: 516].


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 16 اسفند1386 و ساعت |

        بستر رشد   "بــدعـــت"      

 

  این مقاله برگزیده ای است از مقاله اهل بدعت يا دين‌سازان دين سوز است نوشته خانم حبيبه حمدي رفيع                

در شرحي كه براي كتاب شريف اصول كافي ‍[كليني ج 4: 81] توسط شارحي كه خود از علماي حوزة ديني محسوب مي‌شود، نگاشته شده ايشان پس از ذكر تعدادي از بدعتهاي وارد شده در دين در صدر اسلام به بدعتي جديد اشاره مي‌كنند كه مؤيد آن را هم اجماع فريقين ذكر مي‌كنند. اين بدعت جديد أخذ گمرك و دادن مقام به ناصالح مي‌باشد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 16 اسفند1386 و ساعت |

تعامل فلسفه و عرفان در انديشه استاد مطهري

مولف:
سيدمحمد خاتمي

چكيده:

اشاره: آنچه در پي مي‌آيد متن سخنراني جناب آقاي سيد محمد خاتمي، رئيس محترم جمهوري اسلامي ايران، است كه در ارديبهشت ماه سال 1383 در همايش حكمت مطهر ايراد شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 16 اسفند1386 و ساعت |

كثرت ديني از ديدگاه ابن عربي

مولف:
ويليام چيتيك

مترجم:
جناب آقاي دكتر سيد محمود يوسف ثاني

 

چكيده:

چكيده: نويسنده در اين نوشتار با اشاره به جايگاه ابن عربي در حيات عقلاني عالم اسلام به غفلت پژوهندگان غربي از اين جايگاه مي‏پردازد و دلايل آن را ارزيابي مي‏كند. سپس به دوتلقي از معارف ديني در اسلام كه بر اساس يكي از آنها نگاه به دين نگاهي جزمي و انعطاف‏ناپذير و ديگري نگاهي با قدرت انعطاف و تساهل بيشتر است پرداخته، موضع عرفان وتصوف دراين مورد را بررسي مي‏كند. سپس با اشاره به اين معنا كه نگاه ابن عربي به مسألة كثرت اديان نگاهي خاص خود اوست، در عين حال كه ازدرون سنّت عرفان اسلامي برخاسته است، به اختصار مباني هستي شناختي و معرفتشناختي راي او در باب كثرت اديان مطرح و وقوع اين كثرت را در جامعه بشري امري موجه مي‏داند، در عين حال كه نظرية ابن عربي را در اين باب عيناً قابل انطباق بر موضع پلوراليستها نمي‏داند و دليل آن را نيز پيشفرضهاي متفاوت آن دو و مآلاً نتايج مختلف آنها قلمداد مي‏كند.

        http://www.ri-khomeini.org


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 16 اسفند1386 و ساعت |

 

                  "وحدت وجود "                  

از ديدگاه امام خميني

مولف:فرشته ندري ابيانه

چكيده:

چكيده: درون مايه اين مقاله، پرداختن به ابعاد مختلف يكي از زيربنايي‏ترين مباحث عرفاني يعني وحدت وجود است. ابن عربي، پدر عرفان اسلامي، در اكثر آثار خود به بررسي اين مسأله پرداخته و شارحان فصوص‏الحكم خود را شارحيني بر اين مسأله نموده است. وحدت وجود داراي مباني مختلفي است كه مي‏توان تبيين و تفسير آنها را هم در فصوص‏الحكم ابن عربي و هم در تعليقه امام خميني(س) بر آن جستجو كرد. نويسنده سعي مي‏كند به ايضاح مباني دوازده‏گانه وحدت وجود بپردازد و در سر تا سر مقاله مي‏كوشد تا تحشيه و پاورقيهاي امام خميني(س) بر متن فصوص‏الحكم در باب تفسير وحدت وجود را بيان و مواد آن فقيد را روشن نمايد.

كليدواژه: وحدت وجود، ابن عربي، فصوص الحكم


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 16 اسفند1386 و ساعت |
منیع :مجذوبان نور


رازهاي وحدت ازلي با سماع و موسيقي

 
فريده معتكف
(رئيس انجمن ايران‌شناسان ايران)
 
 
 
آزمودم عقل دورانديش را بعد از اين ديوانه سازم خويش را
 زين خردجاهل همي بايد شدن دست در ديوانگي بايد زدن

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه 14 اسفند1386 و ساعت |
             رجـــــا نیــــوز  و نشر اکاذیب             

یاران مجذوبان نور

               متن زیر خبر رجا نیوز می باشد که مجدد شروع به تبلیغ علیه صوفیه گنابادی نموده و این تحریکات می تواند در بینظمی جامعه موثر باشد . عواقب این تشویش اذهان و خبر های کذب مسلما دامنگیر همان افرادی است که سعی می کنند با خوراندن اطلاعات واهی و اشتباه در جامعه ایجاد درگیری نموده از آب گل آلود ماهی بگیرند . 

مرکز مطالعات وتحقیقات ادیان ومذاهب قم به پایگاهی برای نشر افکار فرقه صوفی گنابادی تبدیل شده است.

به گزارش رجانیوز، علاوه بر تدریس یکی فعالان وتئوریسین های این فرقه در این مرکز، فصلنامه هفت آسمان ارگان رسمی این مجموعه نیز به تریبونی برای نشر عقائد یکی از فرقه های صوفی مخالف جمهوری اسلامی تبدیل شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه 14 اسفند1386 و ساعت |
منیع:مجذوبان نور

عقاید خلافی كه به بعض بزرگان تصوّف نسبت داده

شده چگونه است؟

 

(موضوع ایراد بر وحدت وجود)

 

مجذوبان نور : خواندن  این مقاله را به تمام کسانی که به علت عدم درک کلام اولیای الهی و یااقتضای سیاست!! جز تهمت وافترا به صوفیان حقه کاری ندارند  توصیه میکند .هر چند  گوهر پاک بباید  که شود  طالب فیض

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 13 اسفند1386 و ساعت |
 

منیع :مجذوبان نور

          وحدت وجود از ديدگاه امام (ره)             

 
 
مجذوبان نور ، مطالعه این مقاله و کتب امام (ره) را  به تمام محققان ،طلاب وحقیقت جویان پیشنهاد میکند .کاش آنان که در پشت قداست عنوانها و مقامها ، حویش را پنهان نموده اند از خواب غفلت بیدار میشدند !وبرای یک بار هم که شده خدا جویی را تجربه مینمودند
 
 

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 13 اسفند1386 و ساعت |

 معــــرفــــت يا عـــشـــق

 

منبع از سایت مجذوبان نور

            اين از خصائل تصوف است كه بيانات و تجليات‌اش غالباً توازن ميان عشق و معرفت را نگاه داشته‌اند. يك شكل شورانگيز بياني كه با سادگي تمام در نگرشي ديني كه نقطه آغازين تمام معنويت اسلامي است، ادغام مي‌شود و آن را كامل مي‌سازد.

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در جمعه 10 اسفند1386 و ساعت |
 بر گرفته از سایت مجذوبان نور

   آيات مربوط به علي (عليه السلام) در قرآن


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه 23 بهمن1386 و ساعت |