تبليغاتX
سیمرغ
 

 

سابقه تخریب حسینیه ها ی دراویش گنابادی


- در 9 آذر 1358 حسینیه دراویش گنابادي مشهور به حسينيه اميرسليماني با قدمت يك و نيم قرن در تهران در شب عاشورا به آتش کشیده شد
- در 24 بهمن 1384 در سیزدهم محرم حسینیه درویشان گنابادی در در قم به آتش كشيده شد و سپس با بولدوزر تخریب شد.
- در 19 آبانماه 1386 حسینیه دراویش گنابادي در بروجرد به آتش كشيده شد و سپس با بولدوزر تخریب شد.
- در 12 خرداد 1387 نمازخانه واقع در حیاط منزل فرهانپور شیخ سلسله نعمت اللهی گنابادی تخریب شد
- در 11 تیر 1387 منزل مسکونی یک معلم درویش که محل تشكيل مجالس درويشي در چرمهين اصفهان بود را با بولدوزر تخريب کردند.


__._,_.___

 

+ نوشته شده توسط رضا در یکشنبه 16 تیر1387 و ساعت |
آیا جنایت هایی چون تخریب حسینیه های بروجرد و قم فراموش شدنی است ؟

 

 

آیا جنایات و وحشی گری هایی نظیر تخریب حسینیه های قم و بروجرد ، اذیت و آزار مسلمین و مومنین فراموش شدنی ست ؟

 

آیا این فجایع از تاریخ ایران و اسلام حذف خواهند شد ؟ و آیا این جنایات بدون کیفر باقی می مانند ؟!!!

 

در مملکتی که ادعای داشتن اسلام ناب محمدی و ارتباط با امام عصرعج (تا حد تعیین و تکلیف و تائید ِ تفکرات ریاست جمهوری!) وجود دارد و نه تنها تبلیغات درون مرزی بسیاری برای آن می شود بلکه در دانشگاه های خارج از کشور هم در بوق و کرنا می شود ، چگونه می توان قبول و توجیه کرد که عده ای مسلمان شیعه را کتک بزنند ؟ حسینیه شان را خراب کنند ؟ حسینیه ای که در آن کتاب آسمانی و اسماء متبرکه و ائمه معصومین فراوان یافت می شد را با خاک یکسان کنند ؟ بر سر مومنینی که نه تنها شهادتین گفته اند (شنیده بودیم کسی که شهادتین می گوید زیر پرچم اسلام در امان است!!!) بلکه به حضرات 14 معصوم ارادت قلبی دارند و کاملا آداب شریعت را بهتر از مدعیان آن رعایت می کنند سنگ می ریزند ؟ ای کاش به سنگ ختم می شد ! بلکه بر سر آنها گاز خردل و گازهای اشک آور  قوی ریخته شده ، آیا می توان گفت این فجایع در مملکت قانون مندی که تمام قوانین آن با احکام شریعت مقدس اسلام پایه گذاری شده رخ داده است ؟؟؟

 

بد نیست به برادران و خواهران عزیزم اطلاع بدهم که هنوز چند تن از مجروحین حادثه تخریب حسینیه سیدالشهدا بروجرد تحت مراقبت های ویژه قرار دارند و هنوز بهبودی کامل پیدا نکردند و جالب تر اینکه تمام شواهد و مدارک ، اثبات کننده ء استفاده از نوعی گاز خردل است که توسط مهاجمین به اصطلاح بسیجی ( که با این اعمالشان آبروی بسیجیان واقعی را برده اند ) می باشد. 

همچنین چند تن از اخوان که روز فاجعه قم حضور داشتند هنوز سلامت کامل خود را به دست نیاورده اند و  بعد از دوسال هنوز در خون آنها سرب وجود دارد .

 

آخرین سوال من از همه ء عزیزانی که این مطلب را می خوانند این است که :

 

آیا می توان گفت این فجایع را مردم بصورت خود جوش به وجود آورده اند ؟؟ آیا می توان گفت نیروهای بسیج این حملات برنامه ریزی شده را هدایت کردند ؟؟؟ یعنی می توان باور کرد بسیجیان بروجرد آنقدر متعدد هستند که بتوانند تمام راه های ورودی بروجرد را ببندند و مانع ورود دراویش به بروجرد شوند ؟ ( وآیا قانون و اسلام و شرع و عرف این اجازه را به آنها داده است ؟؟؟!!!)

آیا در ایران عزیزما ، گاز های اشک آور و سمی و آلات جنگی آنقدر نقل و نبات شده است که در دسترس عموم مردم و نیروهای بسیج باشد ؟؟؟

دوستان عزیزی که فیلمهای قبل از حمله را دیده اند شهادت دهند که آیا طلبه ای که از قم وارد بروجرد شده بود در حین سخنرانی اعلام نکرد همراه سیصد نفر با غسل شهادت آمده است ؟؟ آیا طلبه کشوری با شمشیر بر منبر نرفته است و دراویش را تهدید به مرگ نمی کرده است ؟؟؟ این معنی مسلمانی و شیعه بودن است ؟؟ آیا این نشان قانون مداری و التزام عملی به قرآن و قانون اساسی است ؟؟؟

 

واقعا مسبب اصلی کدام گروهند ؟ مردم ؟ بسیج ؟ دولت ؟ یا حُجـّـتیه و نفوذیان آنها ؟؟

 

نوشته : پارسا                           

20 اسفند 86 - 21:40

 

http://www.cloob.com/club/post/show/clubname/gonabadi/topicid/1517083/wrapper/true

 

 

+ نوشته شده توسط رضا در یکشنبه 19 خرداد1387 و ساعت |
دور جديد فعاليتهاي مؤتلفه بر عليه درويشان گنابادي در استان لرستان

(حسينيه سوزي روش حجتیه براي مقابله با رهبريت نظام)

عوامل حجتیه در استان لرستان که بالقوه مستعد تشنج است در هفته آخر ارديبهشت و هفته اول خرداد 1387 در شهرهای دورود، الیگودرز، ازنا و بروجرد در حد وسيع اقدام به پخش كتابچه‌ها و سي دي ها و اعلاميه‌هاي رديه برعليه تصوف و درويشي نمودند تا جو را براي اقدامات بعدي عليه دراويش گنابادي در اين استان آماده سازند. اين اقدامات در راستاي سكوت نظام و عدم برخورد با عاملين سوزاندن حسينيه هاي قم و بروجرد ميباشد و هزينه هاي عملياتي آن توسط تشكيلات مؤتلفه پرداخت ميگردد.

____
براستي مسلمان مگر حسينيه آتش مي‌زند!!!!!!!
پس حسينيه سوزي بدست چه اشخاصي در ايران اتفاق ميافتد؟؟؟؟
مگر آنانكه حسينيه ميسوزانند مسلمان نيستند؟
پاسخ: خير آنها برخي جحودها و وابستگان به بهايت هستند كه خود را مسلمان معرفي كرده اند و تعداد زيادي از پستهاي امنيتي و سياسي كشور را اشغال نموده اند.
حسینیه دراویش گنابادی در تهران در شب عاشورا در 9 آذر 1358 به آتش کشیده شد.
حسينيه دراويش گنابادي در قم در 24 بهمن 1384 به آتش كشيده شد.
حسينيه دراويش گنابادي در بروجرد در 20 آبان 1386 به آتش كشيده شد.

____
عزاداران حسینی كانون فرهنگي رهپويان وصال در حسينيه سيد الشهدا شيراز در 24 فروردین 1387 بعد از اقامه نماز جماعت مغرب و عشا قربانی همين سیاست ضد انسانی شدند.

تمام اين وقايع تشابه كاملي با آتش زدن سينما ركس آبادان در سال 1357 داشت كه جو رواني كشور را براي وقوع انقلاب سال 1357 به همراه داشت. واقعه اي كه محمدرضا پهلوي در كتاب خاطرات خود از آن بعنوان اقدام گروهي از مذهبيون افراطي وابسته به سازمانهاي جاسوسي برعليه نظام شاهنشاهي نام ميبرد، يعني حجتیه قبل از انقلاب و يا موتلفه بعد از انقلاب.

در واقع در میان تمامی گروهها و تفکرات سیاسی و مذهبی هر چند قشری در ایران، بجز موتلفه يا حجتیه گروهی نمی توان یافت که به آتش کشیدن حسینیه‌ها متمايل باشند. این کار فقط در سليقه شاگردان مکتب تروریسم اسلام نماي حجتيه در ایران و جهان میباشد. اين گروه كه ارتباطات مخفي يهوديت و بهائيت را در خفا با خود يدك ميكشد همواره با ايجاد بحران سعي ميكند تا پايه هاي ثبات كشور را بلرزاند تا به مقاصد ضد ملي خود نايل آيد.

وزیر سابق کشور مصطفي پورمحمد و همکار نزدیک روح الله حسینیان (خسرو) که بهائی است (رجوع کنید به افشاگری های عبدالله شهبازی http://www.shahbazi .org) هردو از عوامل حجتیه و موتلفه و بانیان قتلهای زنجیره ای میباشند، اعلام داشتند که انفجار حسینیه سید الشهداء شیراز توسط عوامل سلطنت طلب صورت گرفت. باید از آقای پورمحمد که در زمان تصدیش در سمت وزارت کشور دو حسینیه دراویش گنابادی در قم و بروجرد به آتش کشیده شد و ایشان نیز از عوامل خود قدرداني كردند پرسید که آیا انفجار حسينيه سيد الشهداء شيراز نیز توسط عوامل سلطنت طلب انجام شد؟؟؟ من نبودم دستم بود تقصير آستينم بود آستين پاره پاره چه تقصيراتي داره؟ نه سلطنت طلبها كردند…. حالا ميگويند كار انفجار توسط وابستگان به موساد و سيا بوده. راستي اين وابستگان به موساد و سيا چه كساني هستند؟ روزنامه سياست روز ارگان مؤتلفه و بولتنهاي محرمانه مؤتلفه تلاش زيادي كرد تا اين بمب گذاري را همراه با آتش زدن حسينيه هاي ديگر به گردن ديگري اندازد و خود را تبرئه كند.

در واقع سیاستهای تشنج زای حجتیه-موتلفه که با هدف ضربه زدن به اتحاد ملی و ایجاد نارضایتی در ابعاد مذهبی و اقتصادی متمرکز است با استمداد از دوستان نادان و دشمنان دانا در سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات نظام را در مقابل اعمالي قرار میدهد كه چیزی جز پیاده سازی برنامه های صهیونيستها برای مقابله با اسلام نيست. مرحوم آيت الله توسلي همين مطلب را ميگفت كه عوامل مؤتلفه هنگام سخنراني قبض روحش كردند. ولي خطر انتقام حجتيه از امام را از سالها پيش گفته بود.

در عین حال که سران نظام براي حفظ منافع كشور در مذاکره با آمریکا و اجبار اسرائیل به بازگشت به مواضع پیشین ناشي از درخواست جامعه بین المللی تلاش میکنند، عوامل موتلفه-حجتیه با تخریب حسینیه های شیعيان و جوسازی برعلیه بهائیت که خود مبلغ آن هستند آبروی اسلام و نظام را ميبرند. جالب است كه در دستگیری 52 نفر از بهائیان شیراز دستگیر شدگان پس از آزادی به شركت در چند جلسه قرائت قرآن در هفته محکوم شدند اللهم الرزقنا. حال آنکه 52 نفر از دراویش گنابادی که مورد ضرب و جرح و تعرض قرار گرفته بودند و حسینیه آنها تخریب شده بود به شلاق و جریمه نقدی و زندان محکوم شدند و هم اکنون شماری از آنان در زندان بسر میبرند.

عوامل موتلفه رئیس قوه قضائیه را که با هدف کوتاه کردن دست عوامل نفوذی و بدست آوردن دل مظلومین کرد با دستور رهبری به کردستان سفر نمود تا از سرکوب و ایجاد نارضایتی در آن خطه جلوگیری و به پرونده های پر سروصدا رسیدگی نماید در ملأ عام در حضور نیروهای امنیتی کتک میزنند.

این اعمال درست در حالی اتفاق می افتد که استقامت ایران در مذاکرات با استفاده از اهرمهای قدرت در لبنان، فلسطین و عراق در حال ثمردهی است. در عین حال عوامل صهیونیست حجتیه-موتلفه در قم با تلاش برای کشاندن ایران به رودرروئی نظامی با آمریکا عوامل تندروئی همچون مقتدا صدر را در قم تربیت و با سلاحهای ایرانی تجهیز می نمایند تا به کمک نو محافظه کاران طرفدار اسرائیل در آمریکا شتافته تا حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و مقدمات بقدرت رسیدن مک کین را فراهم نمایند. حل مسئله خاورمیانه برای پرداختن به چالش های مذکور به مسابقه ای بین دمکراتها و ماجراجویان نومحافظه کار آمریکائی طرفدار اسرائیل تبدیل شده است. و گروههای تندرو جمهوریخواه برهبری دیک چینی بر آنند که پیش از اتمام دوره ریاست جمهوری جورج بوش، بعنوان آخرین حرکت حمله ای به ایران صورت دهند تا در اين بازي برگ برنده به اسرائيل تحويل شود. در این راستا موتلفه-حجتیه در ایران بکمک این گروه صهیونیست شتافته و با شعار محو اسرائیل و حرکات خشن جهان را به التهاب انداخته و همگان را در اين بازی گول زده‌اد

 منبع: وبلاگ با یاران مجذوباان نور


  با

+ نوشته شده توسط رضا در یکشنبه 5 خرداد1387 و ساعت |
 
 
دکتر محسن رضایی در اولین نشست منصورون در سال 1387 بر جمع آوری مؤلفه‌های «دانش ضمنی» و «معرفت تجربی» منصورون تأکید و با اظهار نگرانی از برخی انحرافهای احتمالی، افزود: دیگران مرتب اندیشه‌های تکراری را در قالب تولیدات فکری جدید به جامعه منتقل می‌کنند. اگر یک زمان، خطر انجمن حجتیه را داشتیم، حالا ممکن است یک انجمن حجتیه جدید یا نئو حجتیه شکل بگیرد. اگر در یک زمان خطر منافقین را داشتیم، فردا ممکن است مشکل دیگری از همان جنس با مختصات و شناسنامه دیگری شکل بگیرد.

به گزارش سایت تابناک، رضایی با اشاره به نیاز جوامع به اندیشه‌سازی مداوم، گفت: جامعه ما هم بدون تولید اندیشه‌های مبنایی جدید، امتداد نخواهد داشت. جامعه این نیاز خودش را برآورده می‌کند. اگر آب پاک در اختیارش نباشد، به ناچار از هر آبی که در دسترسش باشد، استفاده می‌کند.

وی در ادامه به تفکر و هویت فرهنگی مذهبی منصورون اشاره کرد و آن را یک موهبت الهی دانست و تأکید کرد: تفکر و هویت فرهنگی که در اعضای منصورون شکل گرفت، یک پدیده الهی بود. اگرچه تک‌تک ما در دستیابی به این فضا مؤثر بودیم و شهدای گروه هم بیش از همه ما در این باره مؤثر بودند ولی نهایتاً این لطف پروردگار و عنایت حضرت ولی عصر (عج) بود که مایه هدایت یک عده جوان کم سن و سال در کوران انحرافات فکری و فرهنگی شد. چون شدت انحراف‌ها به گونه‌ای بود که بعضی بزرگان دینی و فرهنگی هم سقوط می‌کردند و نمی‌توانستند راه صحیح را از راه ناصحیح تشخیص دهند.

وی بر ضرورت استفاده از الگوی تولید فکر و هویت اسلامی در منصورون تأکید کرد و افزود: اندیشه‌ای که در کوران انحرافها از یک چنین امتحان بزرگی بیرون آمده است، اندیشه ارزشمندی است که مؤلفه‌های آن برای انتقال به نسل سوم انقلاب باید جمع آوری و تبیین شود.

وی افزود: تبیین فکر و هویت منصورون هم از نظر تاریخی و هم از نظر کاربرد امروزی اهمیت دارد. فکر و هویت منصورون از طریق آموزش یکطرفه و متون آموزشی تدوین یافته منتقل نمی‌شد بلکه نوعی یادگیری فعال و مشارکتی بود. افراد قرآن و متون مطمئن مذهبی را می‌خواندند و در حصن‌ها مباحثه می‌کردند و به این ترتیب نوعی «دانش ضمنی» یا «معرفت تجربی» فردی و جمعی شکل می‌گرفت.

رضایی تأکید کرد: این معرفت تجربی، شاکله و مبنا داشت و این طور نبود که مجموعه‌ای از گزاره‌ها و آموزه‌های نامتجانس بتوانند در کنار هم قرار گیرند.

وی با بیان خاطره‌ای از شهید غلامحسین صفاتی دزفولی در مورد دغدغه مذهبی برای پیدا کردن راه هدایت و اجتناب از ادبیات سیاسی منافقین گفت: اخیراً در نامه‌ای که برای رهبر معظم انقلاب نوشته ام، ماجرای شهید غلامحسین را توضیح داده ام که همیشه به نفرات زیرشاخه خود در منصورون می‌گفت «مواظب گفته‌های من باشید. من چند وقت در میان اینها (مجاهدین خلق) بوده ام. مبادا تأثیر ناخواسته‌ای از آن زمان در من مانده باشد و به شما منتقل شود».

وی اظهار داشت: این صحبت شهید غلامحسین علاوه بر این که نمود اوج تقوای سیاسی او بود، بیانگر یک رهیافت هویتی به فرهنگ است که می‌تواند جانشین برخی نگاه‌های مرسوم شود و بخشی از مشکلات ما را در حوزه فرهنگ حل کند.

وی با تلاوت آیه شریفه « یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة»، الگوی هویتی و فرهنگی منصورون را برگرفته از این آیه دانست و گفت: در الگویی که در منصورون پیاده شد، اولاً تعلیم از تزکیه جدا نبود و این دو، دو مقوله جداگانه نبودند. ثانیاً جزوه عقیدتی خاصی مبنای آموزش عقیدتی تشکیلاتی نبود. قرآن و متون مطمئن مذهبی خوانده می‌شد و دوستان با هم مباحثه می‌کردند و یادگیری در یک فرآیند مشارکتی و تجربی اتفاق می‌افتاد نه آموزش‌های یک طرفه تشکیلاتی، و همین مسأله خطر انحراف را کم می‌کرد.

رضایی از عواملی همچون انس با قرآن، روزه داری حداقل دو روز در هفته و شب زنده داری به عنوان تضمین‌های اخلاقی برای الگوی یادگیری فعال نام برد و تأکید کرد: البته بسیاری از این کارهای مذهبی را منافقین هم انجام می‌دادند ولی چون تشکیلات سلطه زیادی در همه چیز حتی اعتقادات و اخلاقیات آنها داشت، تأثیر آن کارها را از بین می‌برد و انحراف ایجاد می‌کرد.

وی با اشاره به یکی از انحرافات تشکیلاتی منافقین به نام «انتقاد از خود» گفت: حقیقتاً انتقاد از خود یک پدیده وحشتناک در منافقین بود که سلطه عجیبی برای سلسله مراتب تشکیلاتی ایجاد می‌کرد. ما در گروه منصورون این نوع خودسازی را نداشتیم. می‌گفتیم معنی ندارد که سلسله مراتب تشکیلات، عضو گروه را مجبور کند به بهانه انتقاد از خود و خودسازی بیاید آبرو و حیثیت خود را جلوی دیگران بریزد.

وی افزود: بدون این که یک استاد اخلاق برجسته یا یک شخص خاصی به ما بگوید، از این انحراف جلوگیری کردیم چون به این نتیجه رسیده بودیم که در خودسازی اسلامی، در عین مراقبت از خود و انتقاد از خود، حریم خصوصی اعضای گروه باید حفظ شود و سلسه مرتب تشکیلاتی نباید روی اعتقادات و اخلاقیات اعضای گروه تسلط زیادی پیدا کند. در خودسازی تشکیلاتی ضمن این که نفسانیت‌ها کنترل می‌شود، نباید فردیت انسان را که ضامن ارتباط فطری او با پروردگار متعال است، از او گرفته شود.

رضایی در پایان سخنان خود گفت: اگر امکان ارائه یک تبیین تئوریک دقیق از معرفت شناسی منصورون را نداریم، می‌توان با جمع آوری سیستماتیک مؤلفه‌های این فکر و هویت، چارچوبه‌ها را تا حدی منظم و منتقل کرد تا شیوه‌های زندگی کردن، فکر کردن و رفتار کردن منصورون برای نسل سوم انقلاب اسلامی تبیین شود.
+ نوشته شده توسط رضا در یکشنبه 22 اردیبهشت1387 و ساعت |
 
معاون سياسی امنيتی استاندار تهران:
خدا مي‌داندكه انجمن حجتيه دست‌ساز كدام يك از قدرت‌هاست
از آقای خزعلی بپرسند كه كدام دستگاه خواسته كه حجتيه ايها بيايند؟






معاون سياسی امنيتی استاندار تهران، درباره‌ برخی از شايعات مبنی بر قصد فعاليت مجدد انجمن حجتيه، گفت: انجمن حجتيه تعطيل نبوده كه بخواهد شروع به كار كند!“ابراهيم رضايی بابادی” در گفت‌وگو با خبرنگار سياسی ايسنا، افزود: در آن زمان برای مصونيت نيروهايشان از برخورد اعلام كردند كه فعاليت را تعطيل مي‌كنيم؛ آن‌ها هميشه به شكل‌های مختلف با محوريت مخالفت با حضرت امام (ره)، اصل انقلاب، حكومت و جمهوری اسلامی فعاليت كرده و مي‌كنند.معاون سياسی ـ امنيتی استاندار تهران، درباره‌ اظهارات اخير آيت‌الله خزعلی درباره‌ نظر حضرت امام (ره) در مورد انجمن حجتيه نيز گفت: امام خوب متوجه بود و بهتر از همه‌ ما انجمن حجتيه را مي‌شناخت چنانچه در فرمايشاتشان به روشنی پيداست؛ البته اين كه انجمن دست‌ساز كدام يك از قدرت‌هاست، خدا مي‌داند!وی افزود: اصل اين انجمن بر نفی حكومت و جمهوری اسلامی است و چون امام برای به وجود آوردن حكومت تلاش مي‌كرد، محور فعاليت انجمن، مخالفت با حضرت امام بود.رضايی بابادی درباره‌ ادعای آيت‌الله خزعلی مبنی بر درخواست “دستگاه“ از انجمن حجتيه برای فعاليت مجدد، گفت: كدام دستگاه؟ از آقای خزعلی بپرسند كه كدام دستگاه خواسته كه بيايند؟ مگر اين‌ها الان نيستند؟! اين‌ها هميشه بوده‌اند و مخالفت كرده‌اند، اما مخالفت‌شان با امام و خط امام به شكل‌های مختلف بوده و هميشه در جايی پناه مي‌گرفتند كه وجهه داشته باشند، اما جامعه آن‌ها را مي‌شناسد.

منبع خبر:
http://ettelaat.net/m_s_e_ostandari_tehran.htm


بحث درباره این مطلب:
تالار گفتگوی پایگاه هم اندیشی درویشان
http://darvishan.info/modules.php?name=Forums&file=viewtopic&p=70#70

+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 3 دی1386 و ساعت |