تبليغاتX
سیمرغ

نامه جمعی از دراویش نعمت اللــهی گنابادی

 به

 آقای امیرعلی محمدی لباف (مجــاز نماز دراویش قم)

 

 

 

هو

121

 برادرایمانی و ماذون محترم، جناب آقای امیرعلی محمدی لباف؛

با عرض سلام؛

احتراما به استحضار میرسانیم ،ما جمعی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی،ضمن ابراز تاسف وتاثر بخاطر برخوردهای ضد اسلامی از سوی کج اندیشان عرصه قضاء و معاندین تصوف که قصدی جزمخالفت با تشیع وتصوف حقه نداشته وندارند ، همدلی وهمبستگی خود را با جنابعالی اعلام می داریم. ما از تمامی بیدادهای رفته بر شما درفاجعه تخریب حسینیه شریعت قم و تهدید ، بازداشت ، شکنجه و زندان تا امروز که به علت اقامه نماز جماعت به شلاق و حبس و تبعید محکوم گردیده اید آگاهیم . اما از آنجا که بضاعتی جز اظهار همدلی و همدردی نداریم صادقانه و صمیمانه اذعان می نماییم که معاندین تصوف با صدور احکام غیر شرعی و غیر قانونی نه تنها ما را بیش از پیش بر عقیده و راه وروش خود مصمم تر نموده اند، بلکه ایمان داریم که با تبعید شما به هر کجا که باشد،مظلومیت  شما و روش و منش شما  ، طالبان و تشنگان راه حقیقت و یکتاپرستی را  نشانه ای خواهد بود که نهایتا آنهارا به صراط مستقیم ولایت حقیقی هدایت می کند  و ما نیز با خود پیمان بسته ایم که از شهر ودیار خود به جایی که شما تبعید می شوید مهاجرت نماییم و افتخار خواهیم کرد که در نماز جماعت به امامت  بزرگ مردی اقتدا خواهیم نمود که مردانه در برابر تحجر و تعصب ، مقاومت و ایستادگی نموده است. حکم صادره از شعبه101 دادگاه جزایی قم همانند دادنامه صادره از شعبه 112 برمحکومیت دراویش مظلوم، تا ابد لکه ننگی بر دامن نظام قضایی کشور خواهد بود و روزی خواهد آمد که آمرین و صادرکنندگان این احکام اگر در محاکم مردمی بازخواست نگردند به حتم در دادگاه عدل الهی مجازات  خواهند شد .

جمعی از دراویش نعمت اللهی گنابادی

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه 30 مهر1387 و ساعت |

لایحه اعتراضیه وکیل مدافع آقای لباف

 (اختصاصی مجذوبان نور )

   

 

 

                                                                                       بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ

مى‏خواهند نور خدا را با سخنان خويش خاموش كنند ولى خداوند نمى‏گذارد تا نور خود را كامل كند هر چند كافران را خوش نيايد  (سوره توبه آیه 32)

ریاست به دست کسانی خطاست            که از دستشان دستها بر خداست

   

رياست و مستشاران محترم دادگاه تجديد نظر استان قم

سلام عليكم

احتراماً پيرو تجديد نظر خواهي موكل و اينجانب از دادنامه شماره    87099725101005 مورخ 12 /6 1387صادره از شعبه 101 دادگاه عمومي جزائي قم .مراتب ذيل را در دفاع از حقوق موكل جناب آقاي امیر علی محمدی  لباف به استحضار مي رساند

 

مقدمه

 

                                                                           خدا ترس را بر رعیت گمار               که معمار ملک است پرهیز کار

 

قبل از بیان هر کلامی و قبل از ورود به صحبت دفاع قانونی از موکل مظلوم خود ، نظر قضات محترم دادگاه تجدید نظر را به این نکته مهم و اساسی جلب می نمایم که  : احکام صادره در محاکم قضائی  در هر کشوری بیانگر ساختار نظام حقوقی  و قضائی آن کشور ، و رشد فکری و فرهنگی جامعه  ، و جایگاه قانون و قا نون گذار در مناسبات اجتماعی و در نهایت مردمی بودن  یک نظام سیاسی است .  برای حفظ آبروی قوه ی قضاییه بهتر است پیش از اعلام رأی محاکم قضایی  خصوصآ در شهرستان قم ،گروهی خبره از حقوقدانان که دلسوز نظام ، مذهب  تشیع و کشور ایران هستند ، بر این احکام نظارت داشته باشند در کشوری که ملت آن افتخار دارد که پیرو بزرگ مرد عالم بشریت حضرت علی(ع) و مذهب عدالت گستر  تشیع است ، در کشوری که ملت آن با تمدن و فر هنگی چند هزار ساله مفتخر است که نیاکان او صادر کننده  اولین اعلامیه حقوق بشر در جهان بوده اند  و در جهانی که دوست و دشمن چشم به عملکرد ملت و نظام ما دوخته  است یک حکم ناعادلانه  می تواند باعث سر شکستگی ملت ما و تخریب مذهب تشیع وشأن  و شو کت آن در انظار  جهانیان باشد. یک قاضی ،یک محکمه ،یک دادنامه با ضایع نمودن حقوق یک شهروند، کل یک نظام قضایی را میتواند  زیر سوال ببرد  و می تواند مجوزی آشکار در تأیید این موضوع باشد که گفته شود  در کشور ایران دادگاه های تفتیش عقاید وجود دارد ، گفته شود در کشورما، عدالت و قانون وجود ندارد!! و گفته شود حقوق بشر در ایران نقض می شود!! بنابراین حفظ آبروی نظام قضائی وظیفه ی تمامی شهروندان و خصوصآ مسئولین ومدیران جامعه و قضات  محترم محاکم قضایی می باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در شنبه 27 مهر1387 و ساعت |
نامه یک درویش

نامه یک درویش جانباز نیروی دریایی ارتش به آیت الله خامنه ای

 

 

 

 

ايميل

نامه یک درویش جانباز نیروی دریایی ارتش به آیت الله خامنه ای

مرتضی سپندار از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در نامه ای به آیت الله خامنه ای ، اعتراض خود به بازداشت غیرقانونی در سلول انفرادی اداره اطلاعات کرج و نحوه غیرانسانی برخورد مأمورین اداره  اطلاعات و زندان ،  با وی رااعلام نمود .

       سایت مجذوبان نور نوشت :    این جانباز ارتش  در نامه خود به آیت الله خامنه ای به بازداشت غیرقانونی توسط مأمورین اطلاعات و شکنجه های رفته بر وی اشاره و می گوید : جنابعالي، بارها در سخنراني خود اعلام فرموده ايد كه: " ما هر چه داريم از بركت وجود جانبازان و ايثارگران است". اما مامورين اطلاعات کرج به من ثابت نمودند كه جانبازي چون فقير، نه تنها مايه بركت نظام نيست بلكه اسباب ناراحتي است و بايد مورد ضرب و شتم نيز قرار گيرد!!

وی در ادامه می نویسد :ماموران امنیتی  به كدامين گناه مرا با پابند و دست بند و چشم بند مورد بازجويي قرار دادند؟ مرحوم امام خميني (ره) بارها فرمودند: "نگذاريد اين انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد". با اين اقدام غير قانوني و غیر انسانی اداره اطلاعات كرج، اين شبهه در ذهن من  ايجاد نموده كه گويي نااهل و نامحرمي درپیکره اطلاعاتی كشور نفوذ كرده كه اينگونه، جانبازي را مورد بي حرمتي و ضرب و شتم قرار مي دهند.

 این درویش جانبازدر نامه خود به رهبر ایران ضمن اعتراض به عملکرد مسئولین امنیتی و قضایی شهرستان کرج ، می افزاید :  جواني نادان و ناآگاه از مسايل شرعي كه در همسايگي ما سكونت دارد ، مدام از زنان و دختران اهالي محل و همسر و دختر من عكسبرداري و فيلمبرداري مي كند. اما عليرغم گزارشات شخصي و مردمي، نه تنها مورد توبيخ مسئولين شهر قرارنمی گیرد بلكه امنيت وي نيز تضمين و تامين است!! متأسفانه این جوان و امثال وی صرفاً براي رهايي از خدمت نظام وظيفه و براي سوء استفاده از تسهيلات دانشگاهي و استخدامي در كشور، تحت لواي نام بسيج قراردارد.

سپندار در پایان می گوید : حضرت آيت الله خامنه اي؛ من با نگارش اين نامه، از جفاي رفته بر خود نزد شما مي گويم و انتظار دارم اقدامي عاجل در راستاي حفظ حقوق قانوني من جانباز و خانواده ام به عمل آوريد. 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه 24 مهر1387 و ساعت |

 

 

مرور یک رأی تاریخی از دادگاهی دیگر

 اختصاصی مجذوبان نور

 

چاپ ايميل

با قرائت رأی شماره 87099725101005 مؤرخ 12 / 6 / 87 قاضی پور موسوی رئیس شعبه 101 دادگاه عمومی جزائی شهرستان قم به یاد صحنه‌ای از یک فیلم افتادم که قاضی شارع می‌گفت قضاوت کار سادهای است.

این رأی بر مبنای دو اتهام می‌باشد : اول اقامه جماعت توسط فردی که در لباس روحانیت نیست و دوم تهیه‌نامه جهت اعتراض به بعضی از اقدامات انجام شده در شهر قم. اتهام اول در قالب جرم توهین به مقدسات اسلام و اتهام دوم در قالب جرم نشر اکاذیب به منظور تشویق اذهان عمومی مطرح شده است. از آنجائیکه سعی شده این حکم بسیار مستدل تهیه شود، بررسی و دقت در آن بسیار آموزنده می‌باشد.

الف ) اتهام اقامه جماعت :

در فضیلت نماز جماعت در حدی روایت وجود دارد که اهل سنت و شیعه در آن اختلافی ندارند. در بحث اقامت جماعت مهمترین شرط عدالت امام می‌باشد.

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 15 مهر1387 و ساعت |
 

محمد صلاحی طی ارسال اظهار نامه به آیت الله مکارم شیرازی وی را مسبب دستگیری خود اعلام کرد.

 

محمد اسماعیل صلاحی از دراویش و پیروان سلسله نعمت اللهی گنابادی در شهرستان میبد از توابع استان یزد است که چندی پیش به دلیل نگارش نامه ای به آیت الله مکارم شیرازی از مراجع تقلید در قم ، توسط اطلاعات یزد دستگیر و روانه سلولهای انفرادی اطلاعات شد . وی اکنون از سوی دادگاه انقلاب میبد به تحمل یکسال حبس و ممنوعیت از معاشرت با دراویش گنابادی محکوم شده است!!!!!!!!!!! .

آقای صلاحی در تاریخ 28 مردادماه 87 طی اظهارنامه ای به آیت الله مکارم شیرازی ،‌ وی را به عنوان مسبب دستگیری و تعقیب خود عنوان نموده که متن این اظهارنامه به شرح زیر می باشد .   

 

بسم الله الرحمن الرحیم و هو حسبی و نعم الوکیل

121

جناب آقای ناصرمکارم شیرازی ؛ سلام علیکم ، اینجانب در مورخه سوم محرم الحرام 1429 هجری قمری نامه ای خطاب به جنابعالی نگاشتم و حسب اجازاتی که از علمای اعلام دارم ، شما را به تدبر در آیات شریفه قرآن کریم و رهنمودهای بزرگان دین فرا خواندم و اشتباهات را متذکر شدم اما متأسفانه و سوگمندانه جنابعالی با استفاده از نفوذ خود ، نامه فقیر را در اختیار اداره اطلاعات استان قم قرار دادید و آن اداره نیز خارج از حدود اختیارات قانونی و صرفاً بجهت منصب مرجعیت شما ، گزارشی را به ضمیمه نامه فقیر تنظیم و ضمن ارسال برای اداره کل اطلاعات استان یزد ، تقاضای دستگیری و پیگرد قضایی مرا نمود ( گزارش مذکور در پرونده متشکله علیه اینجانب در دادگاه انقلاب شهرستان میبد مضبوط است ) . انتظار می رفت جنابعالی نیز به عنوان فردی از افراد جامعه ایران اگر از تذکرات فقیر ناراضی و ناخشنود شدید ، شکواییه ای علیه اینجانب تنظیم و با مراجعه به مقامات ذیصلاح قضایی ، تقاضای تعقیب و پیگرد مرا می نمودید . هرچند آمر به معروف و ناهی از منکر را نمی توان حبس نمود یا مورد تعقیب قرار داد و موجبات هتک حیثیت و حرمت او را فراهم کرد . متأسفانه به جهت این اقدام بلاوجه اداره اطلاعات قم و شخص جنابعالی ، فقیر مدت ده روز در بازداشتگاه انفرادی اطلاعات یزد نگهداری شدم و برمن رفت آنچه رفت و اموال ذیقیمتی از پدرم که از خانواده فرهنگی و مورد احترام عموم می باشند توسط عوامل اطلاعات ضبط و تاکنون علیرغم وجود دستورات قضایی ، از استرداد آنها امتناع شده است . علیهذا اینجانب جنابعالی را سبب اقوی از مباشر در این اقدامات خلاف شرع و قانون تلقی نموده و نسبت به این حرکت از شما استیضاح می نماید که با کدام دلیل و منطق شرعی و قانونی موجبات حبس اینجانب و هتک حرمت خانواده و ضبط اموال قیمتی و آثار تاریخی را فراهم نمودید . آیا به نظر جنابعالی ، متذکر به اشتباهات را می توان حبس نمود ؟ آیا این اقدام با شؤونات و وظایف مرجعیت سازگار است ؟ علیهذا منتهی ظرف سه روز پس از رؤیت این اظهارنامه درصدد جبران مافات و خسارات وارده مادی و معنوی برآیید و دستور استرداد اموال را نیز صادر نمایید . من به حکم « من قتل دون ماله فهو شهید » برای احقای حق مسلم تضییع شده خود ایستادگی خواهم نمود .

 

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه 12 شهریور1387 و ساعت |

نامه آقای منصور مرعشی به ریاست کانون وکلای دادگستری مرکز

 (اختصاصي مجذوبان نور)

چاپ ايميل

 

 

هو

121

ریاست محترم کانون وکلای دادگستری مرکز

سلام علیکم 

مسئولیتهای قانونی ،انسانی و وجدانی وکلا و بالطبع  کانونهای وکلای دادگستری نسبت به بسط عدالت وپاسداری از قانون و احقاق حقوق شهروندان ،این نهادهای مردمی را متعهد می سازد که در هر کجای میهن عزیزمان تخطی و ظلمی واقع می شود نسبت به آن حساس بوده و در مقابله با آن واکنشی مناسب داشته باشد زیرا اگر بی عدالتی و قانون شکنی سنت و عرف مجریان قانون شود مسلماً نهادهای مدنی و مردمی همچون کانونهای وکلا نه تنها از وظایف خود عدول نموده اند بلکه حضور آنها در صحنه قضا و قضاوت تنها توجیه گر بی عدالتی خواهد بود و دلیل وجودی خود را از دست خواهند داد . بنابر این هرظلمی در هر کجای مملکت نسبت به حقوق حقه قانونی شهروندان توسط مجریان قانون انجام می گیرد کانونهای وکلای دادگستری نسبت به آن مسئولند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 24 مرداد1387 و ساعت |

منبع:از مجذوبان نور

جوابيه دفتر آیت الله مکارم به نامه ي وكلاي مدافع دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي

 

جوابيه دفتر آیت الله مکارم به نامه ي وكلاي مدافع دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي :

مجذوبان-نور


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در جمعه 26 بهمن1386 و ساعت |
نامه جمعی از دراویش نعمت اللهی گنابادی به آیت الله خامنه ای پیرامون تخریب حسینیه ها  
 
 
 
بسم الله الرحمن الرحيم

محضر مبارك مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه‌اي
با عرض سلام و تحيت
از خداوند متعال توفيق خدمتگزاري به تمامي مسلمين خصوصأ ملّت شريف ايران و پاسداري از قانون اساسي و تحقق عدالت اجتماعي را خواستاريم.
حضرت آيت اللّه ؛
حكومت از ديدگاه اسلام ، برخاسته از موضع طبقاتي و سلطه گري فردي يا گروهي نيست بلكه تبلور آرمان سياسي ملتي هم كيش و هم فكر است كه به خود سازمان مي‌دهد تا در روند تحول فكري و عقيدتي راه خود را به سوي هدف نهايي بگشايد.
تأسيس حكومت در نزد ما مسلمانان ، تشكيل حكومت براي اداره امور امت  اسلامي براساس قسط و عدل و بر طبق موازين شرعي و مصالح مردم است و به حكم آيه « إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ » همه مسلمانان يك امتند و دولت اسلامي موظف است سياست كلي خود را بر پايه ائتلاف و اتحاد ملت قرار دهد.
 در اين راستا، امري كه حافظ دولت و ضامن اجراي منويات حكومت بوده همان نيروي مردم و دفاع آنان از حكومت است و به ناچار بايد ميان حكومت و مردم ارتباط تام برقرار گردد و پايگاه مردمي حكومت محفوظ باشد.لذا به طور حتم مي توان گفت هر شخص يا گروهي در درون نظام يا در ميان ملّت ، رابطه حاكميت و مردم را دچار تزلزل ، فاصله و تضاد نمايد.اگر خائن به ملت نباشد، قطعاً خائن به نظام خواهد بود.
حضرت آيت اللّه ؛
 از جمله شرايط مبعوثان ملت، غيرت كامله و خيرخواهي نسبت به دين و دولت و وطن اسلامي و نوع مسلمين و حراست از دماء و اعراض و اموال آحاد ملت است اما متأسفانه مدتهاست عده‌اي به نام دفاع از حكومت، مرجعيت و اسلام، به مخالفت با تصوف پرداخته و توسط حاميان خود در دستگاههاي اجرايي و امنيتي، حقوق حقه شرعي و قانوني پيروان شريعت نبوي و طريقت مرتضوي بالاخص دراويش  سلسله نعمت‌اللهي گنابادي را مورد تعرض قرار داده و آسايش و امنيت پيروان اين مكتب شيعي – عرفاني را آماج حملات خود قرار داده‌اند.تخريب حسينيه سيدالشهداء در شهرهاي قم و بروجرد، ضرب و شتم، بازداشت، محاكمه و مجازات دراويش، نمونه‌هاي بارز و آشكار اين برخوردهاست و متأسفانه اعمال خلاف قانون و دون شأن انساني اين عناصر، هر روز ابعاد تازه‌اي به خود مي‌گيرد و اين روزها تخريب حسينيه سيدالشهداء در شهرستان كرج نيز در دستور كار متحجرين مذهبي است.
حضرت آيت اللّه؛
آيا در نظام اسلامي، تخريب مكان عبادي شيعيان، با منافع و مصالح ملّت و مملكت همخواني و سازگاري دارد؟
آيا در سالي كه از سوي جنابعالي به نام اتحاد ملّي و انسجام اسلامي مزين شده، تحريك اختلافات مذهبي و تعرض به حقوق شيعيان علوي، هدفي جز براندازي نظام و كودتاي فرهنگي و سياسي را در بر دارد؟
آيا تخريب حسينيه‌ها، رابطه ملّت و حاكميت را مستحكم‌تر مي‌سازد؟
آيا مصلحت نظام در گرو برخوردهاي سليقه‌اي و امنيتي با پيروان مكتب شيعه اثني‌عشري است؟
قطعاً اين گونه اعمال با فلسفه انقلاب ملّت در بهمن 57 و تشكيل حكومت اسلامي تعارض دارد و از حضرتعالي به عنوان  رهبريت نظام اسلامي انتظار مي‌رود كما في‌السابق مانع اين اجتهاد‌هاي شخصي  باشيد.ايام عزت مستدام.
 
جمعي از دراويش نعمت‌اللهي گنابادي
 
اختصاصی مجذوبان نور:http://208.64.28.245/content/view/946/167/

+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 22 بهمن1386 و ساعت |

پاسخنامه جمعی از دراویش نعمت اللهي گنابادی شیراز

به مسئولین دفتر آیت الله مکارم شیرازی

 

بسمه تعالی

مسئولین بخش استفتاء آت دفتر آیت الله ناصر مکارم شیرازی

سلام علیکم

احتراماٌ به عرض بزرگوار یا  بزرگوارانی که دردفتر آیت الله (بخش استفتاء آت) مشغول به کار هستند و پاسخ به نامه  دراویش نعمت اللهی گنابادی شیراز را نوشته ،  تنظیم و ارسال نموده اند می رسانیم : جوابیه ارسالی شما وصول گردید ، اما نامه برای شما نوشته نشده بود . نظر مثبت یا منفی  كارکنان دفتر آیت الله  را نخواسته بودیم . هر شخص منصفی که نامه  دراویش شیراز را مطالعه نموده باشد جوابیه  و مندرجات آن با عث حیرت او خواهد شد زیرا مطالب گفته شده و تناقضات آن نشان می دهد که جوابیه از سوی حضرت آیت الله نمی باشد و کاملا مشهود است که نه تنها نامه  دراویش به دست ایشان نرسیده است بلکه نویسندگان جوابیه نیز آنرا مطالعه ننموده اند . از این رو برخود فرض و واجب دانستیم از باب امر به معروف و نهی از منکر در جهت رفع شبهه و اتحا د مسلمین ،  مطا لبی را به استحضار نویسنده یا نویسندگان جوابیه برسانیم .

ا - وقتی گزارشات به مراجع محترم غیر واقع یا ناقص و اشتباه باشد به حتم واکنش ها و عکس العملها  نیز غیر واقعی و اشتباه خواهد بود . بزرگترین خیانت به مسلمین و شیعیان خصوصا مرجعیت معظم آن است که با داده ها  و اطلاعات غلط  و مغرضانه به  مراجع  و مردم ، میان این دو  و اقشار جامعه ایجاد فاصله، تفرقه ، نفرت و چالش نمود . گزارشات هیئت تحقیق شورای امنیت کشور در واقعه قم مؤید این  مدعاست زیرا در آن  گزارش صراحتا قید گریده است که گزارشات غیر واقع به مراجع  از علل اصلی غائله بوده است .

2-مقام مرجعیت و اوامر آنها  والاتر از آن است که  اشخاصی که برای معیشت دنیا در دفاتر مراجع معظم  به کار گماشته شده اند در امور دینی و تخصصی  خصوصا در مسائل حاد جامعه اسلامی مداخله نموده و از سوی مقام معظم مرجعیت جوابگوی مسلمین باشند !!. اجتهاد شخصی و تمایلات  سیاسی اطرافیان  مراجع باعث تفرقه میان اقشار جامعه  و فاصله  میان  مرجعیت و مردم خواهد شد .

3- جوابیه  به دلایل  ذیل به حتم و مطمئنا از سوی حضرت آیت الله مکارم شیرازی صادر نشده است زیرا :
الف - در نامه دراویش شیراز  سؤالات  بسیاری است که به هیچ کدام پاسخ داده نشده است و چون جواب درخواست و تقاضای فتوا از سوی مردم بر مراجع فرض و واجب است بعید به نظر می رسد که حضرت آیت الله دراویش را از این فیض محروم نموده باشند .

ب - اگر ایشان فرموده اند که دستور  به  تخریب  حسینیه ها نداده اند چگونه به عده ای خطاب ( مؤمنین ) می نمایند  که با عث  تفرقه  می شوند ، حسینیه ها را می سوزانند ،  اعمال خلاف قانون و شرع انجام میدهند و بر خلاف نظر مرجعیت رفتار می نمایند ؟؟

ج - با عنایت به موارد ذیل :
- در درویشی و امور ایمانی و اعتقادی تبلیغ وجود ندارد  و بزرگان سلسله نعمت اللهی گنابادی کرارا  این موضوع را بیان فرموده اند .
- به فتوای بسیاری از علماء  دارویش گنابادی مسلمان و شیعه می باشند .
- بر طبق اعلامیه حقوق بشر که کشور ما از امضاء کنندگان آن می باشد و براساس قانون اساسی و قوانین جاریه   درویشی و درویش بودن  جرم نیست و دراویش مانند تمامی اقشار جامعه در چهار چوب  قانون در عقائد خود و اظهار و تبلیغ آن  و تجمعات خود آزاد هستند و هیچ ممانعت قانونی برای آنها وجود ندارد.
با توجه به آیات قرآنی در خصوص آزادی بیان  بر فرض محال  حتی  اگر  تبلیغی از سوی دراویش صورت گرفته باشد  قانونا و شرعا جرم و جنایتی صورت نگرفته است و مخالفت و مغایرتی با قوانین ندارد از این رو  تبلیغ  درویشی نمی تواند مستند  مخالفت و تهاجم و تخریب حسینیه ها باشد . چون حضرت آیت الله به موارد فوق اشراف دارند آنچه درجوابیه آمده است نمی تواند اظهارات ایشان باشد .  خصوصا در آن بخش که نوشته شده است :  " تبلیغات گسترده به نفع خود وبر ضد دیگران کردند وحتی حریم مراجع را نگه نداشتند ". آقایان محترم دفتر آیت الله : در کتاب مستطاب پند صالح خصوصا و در کتب و فرمایشات مختلف بزرگان این سلسله  عموما ،  دفاع  از  حریم  علما و احترام به آ نها از دستورات مؤکد به دراویش است . چون حضرت آیت الله  مطمئنا  تهمت و  افترا به احدی نمی زنند  شما چگونه می توانید چنین تهمتی را روا دارید ؟!   دراویش  برضد  چه  کسانی  تبلیغ
نموده اند ؟!  چه عملی را نشانه شکستن حریم مراجع دانسته اید ؟!   گویا  شما  اطلاع ندارید که بسیاری از بزرگان این سلسله از علمای طراز اول و از روحانیون معظم تشیع بوده اند .

د- بر اساس تحقیقات انجام شده میان حضرت آیت الله و جناب آقای شریعت شیخ بزرگوار سلسه هیچ ملاقات حضوری انجام نگردیده است و اگر حضرت آیت الله پیامی برای ایشان فرستاده اند باید در خصوص حاملان پیام ، چگونگی انتقال آن  ،  صداقت آنان  و گرایشات سیاسی آنها تحقیق و بررسی شود .

4 - در بخشی از جوابیه آمده است که " کنترل قضایا از دست خارج شد و شد آنچه شد "  معلوم  نیست  کنترل  به چه معنی است ؟  و از دست کدام شخص  خارج شده است ؟  در مملکت  ما  قانون  حاکم  است  و کنترل  هر قضیه ای  به عهده  مسئولین  قانونی  کشور می باشد . نویسند گان  جوابیه تلویحا و ناشیانه حضرت آیت الله را متهم به دخالت در امور اجرایی و سیاسی حکومت نموده اند .

5- در بخش پایانی جوابیه جهت گیری فکری و  سیاسی نویسندگان کاملا مشهود است و به تعبیری مطالب گفته شده حالت تهدید دارد زیرا عامل تفرقه را تبلیغات دراویش دانسته و گویا نوشتن نامه دراویش شیراز از دیدگاه آقایان تبلیغ و عامل تفرقه می باشد ؟؟!!!! اما نگفته اند که عامل تحریک چه کسانی خواهد شد ؟؟!!!  و  این کسان آیا همان به اصطلاح " مومنین " می باشند  ؟؟!!!

در پایان توجه آقایان را به سخنرانی آیت الله خامنه ای در روز عید غدیر خم و سفارشات ایشان در خصوص وحدت مسلمین جلب می نمائیم و از خداوند  منان  توفیق همگان را در صراط مستقیم که  همانا   ولایت  ائمه اطهار ( ع )  و روش و منش آن  بزرگواران است مسئلت داریم و از نویسندگان جوابیه تقاضا می کنیم نامه دراویش شیراز را به حضرت آیت الله تحویل نمایند  و پاسخ ایشان را در خصوص تمامی پرسش های  مندرج در نامه برایمان ارسال فرمایند . کاش حقیقت توحید ، حقیقت مرگ ، حقیقت قیامت و حقیقت دیانت ......  بر  همگان آشکار می شد تا محبت ، عشق ، برادری ، اتحاد و اتفاق جای خود را به تفرقه ،  کژبینی  ، نفرت ، حجاب منیتها  و باورهای  متعصبانه نمی داد .
 والسلام

با تشکر

جمعی از دراویش  سلسله جلیله نعمت اللهی گنابادی  شیراز
 
+ نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه 12 دی1386 و ساعت |

جوابيه دفتر آیت الله مکارم به نامه ی سرگشاده دراویش نعمت اللهی گنابادی شیراز

 
بسم الله الرحمن الرحيم

:: با اهداء سلام و تحيت؛
جواب : حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی هرگز فتوای به تخریب محلی نداده است مشکل بزرگ از اینجا شروع شد که جمعی از هم مسلکان شما در قم و نقاط دیگر شروع به تبلیغات گسترده به نفع خود و بر ضد دیگران کردند و حتّی حریم مراجع را نگه نداشتند. این تبلیغات گسترده جمعی از مومنین را برانگیخت و درگیریها شروع شد. معظم له بارها رئیس آنها را در قم احضار فرموده و سفارش کردند که دست از این تبلیغات بردارند. عاقبت خوبی ندارد ولی متأسفانه ایشان گوش نکردند و کنترل قضایا از دست خارج شد و شد آنچه شد.
امیدواریم شما مانند آنها دست به تبلیغات نزنید که عامل تفرقه و تحریک همان است. خداوند همه را در طریق مستقیم موفق بدارد.
والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته
 
دفتر آيت الله العظمی مکارم شيرازی / بخش استفتاءات

 

+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 10 دی1386 و ساعت |
بیش ششصد نفر از دراویش شیراز نامه ای بدین مضمون به آیت الله شیخ ناصر مکارم شیرازی ارسال کردند که شرح آن در زیر آمده است:

 
نامه سرگشاده جمعي از دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي شيراز
 
 به
 
آيت الله شيخ ناصرمکارم شيرازي
 
 
 
در خصوص تخريب حسينيه هاي قم و بروجرد و ضرب و شتم دراويش

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم
إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى (8 ) أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى (9 ) عََبْدًا إِذَا صَلَّى (10 ) أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى ( 11 ) أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى (12) َارَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى (13 ) أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى (14 ) َکلَّا لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَةِ ( 15 ) َناصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ ( 16 ) فَلْيَدْعُ نَادِيَه )17 ) سَنَدْعُ الزَّبَانِيَةَ ( 18 ) سوره العلق
و به يقين بازگشت (همه) به سوى پروردگار تو است( 8 ) به من خبر ده آيا كسى كه نهى مى‏كند )9)بنده‏اى را به هنگامى كه نماز مى‏خواند (آيا مستحق عذاب الهى نيست)؟ )10 )به من خبر ده اگر اين بنده به راه هدايت باشد، (11 )يا مردم را به تقوا فرمان دهد (آيا نهى كردن او سزاوار است)؟ (12 )به من خبر ده اگر (اين طغيانگر) حق را انكار كند و به آن پشت نمايد (آيا مستحق مجازات الهى نيست)؟ ( 13 ) آيا او ندانست كه خداوند (همه اعمالش را) مى‏بيند؟ (14 ) چنان نيست كه او خيال مى‏كند، اگر دست از كار خود برندارد، ناصيه‏اش ( موى پيش سرش) را گرفته (و به سوى عذاب مى‏كشانيم ) ( 15 ) همان ناصيه دروغگوى خطاكار را!(16 )سپس هر كه را مى‏خواهد صدا بزند (تا ياريش كند ) ( 17 ) ما هم بزودى ماموران دوزخ را صدا مى‏زنيم (تا او را به دوزخ افكنند ) 18 )
محضر مبارک آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی دامت برکاته

سلام علیکم
از خداوند منان توفیق پاسداران شریعت مطهره و رهروان ولایت ائمه(ع) را ، در رسیدن به وحدت و اتحاد مسلمین خواستاریم.
احتراماً همانگونه که مستحضرید در ادامه فاجعه بهمن 84 در شهر قم بار دیگر مجدداً در شهرستان بروجرد حسینیه سید الشهداء ( ع ) توسط عده ای فتوا به دست به آتش کشیده و تخریب گردید و جمعی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی مجروح و مضروب شدند.
حضرت آیت ا...
ما بعنوان جمعی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که از همشهریان شما بوده و از سوابق دیانت جنابعالی و خاندان شما در این شهر کاملاً مطلعیم ؛ استدعا میکنیم به پرسشهای مندرج در این نامه پاسخ فرموده تا در قبال ظلمها و ستمها و عدم امنیت جانی و مالی و شغلی و محرومیتهای فراوانی که در ابعاد مختلف بر ما تحمیل می شود حداقل تکلیف خود را بدانیم .
با عنایت به رأی و نظر عده ای از مراجع معظم تقلید و علماء که حتی بعضاً ایراداتی بر بعضی از سلاسل صوفیه دارند ، حداقل دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی را مسلمان و شیعه می دانند اما از جهت اعتلای اسلام و وحدت و انسجام مسلمین و رفع شبهه از آنان که نمی دانند با صدای بلند اعلام می کنیم که : دراویش سلسله جلیله نعمت اللهی گنابادی ؛ مسلمان ، شیعه اثنی عشری ، و از منتظران ظهور حضرت حجت امام دوازدهم ( عجل الله فرجه ) بوده و در شریعت مقلد امام راحل ( ره ) و سایر مراجع جامع الشرایط می باشیم و بدستور بزرگان سلسله موظفیم با طهارت دائم ، مداماً به یاد خدا باشیم و علاوه بر عمل به واجبات و مستحبات و ترک محرمات ؛ از مکروهات نیز پرهیز کنیم .
آیا جنابعالی و بعضی از مراجع محترم تقلید که بر علیه تصوف فتوا صادر نموده اید ؛ دراویش نعمت اللهی گنابادی را مسلمان میدانید یا نه ؟ آیا ما را شیعه می دانید یا خیر ؟ نظر خود را صراحتاً اعلام بفرمائید .

حضرت آیت ا...
همانطوریکه در رساله توضیح المسائل تمامی مراجع محترم تشیع از جمله حضرتعالی (مسئله یک) مذکور است: ((هیچ مسلمانی نمی تواند در اصول دین تقلید نماید بلکه باید آنها را از روی دلیل به فراخور حال خویش بداند))

بنابراین تحقیق در اصول دین بر مسلمانان فرض و واجب است و امری شخصی و فردیست و تقلید جایز نیست. با در نظر گرفتن ظرفیتها و استعدادها و شرایط مختلف و حالات روحی و روانی متغیر افراد ، نتایج تحقیقات مسلمین نیز متفاوت و بعضاً حتی متضاد خواهد بود و
 از اینرو فرموده اند: که طرق الی الله به عدد انفاس خلایق است.
 
این مغایرت و تضاد در میان امت رحمت است و دال بر اثبات یا رجحان اعتقاد و نگرشی خاص و رد و نفی دیدگاهها و نگرشهای دیگر نیست. در این مورد تنها و تنها خدا قاضی و حکم کننده است و او خود فرموده است که ((وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ)) «و كساني كه در راه ما كوشيدند راههاي خويش را بر آنان مي نماييم و همانا خداوند با نيكوكاران است» ( آیه ﴿69﴾ سوره عنکبوت )
در حدیث آمده است که پیامبر میفرمایند: «اگر آنچه را سلمان میداند ابوذر میدانست کافر میشد»(بحار الانوار ج 8 در روایات مختلف ) ابوذر و سلمان دو صحابه بزرگ پیامبرند در اصول اعتقادی و ایمان تا این حد با یکدیگر متفاوتتد ،آیا این تفاوت و تضاد ، مسلمانی یکی از این دو را زیر سئوال میبرد؟آیا در قرآن تعریف مطلقی از ایمان شده است؟
النهایه، در اصول دین و مبانی اعتقادی که زیر بنای رابطه فرد و خالق اوست احدی حق مداخله در آنرا ندارد و اساساً دخالت در این امور در صلاحیت هیچ شخصی نیست. یک مسلمان در هر مقامی که باشد نمی تواند و نباید در اعتقادات برادر مسلمانش تجسس نموده او را تفتیش و باز خواست نماید. « یآ اَیُهَاالّذینَ امَنُوا اِجتَنَبوُا کَثیرَاً مِن اَلظَنّ اِنَّ بَعضَ الظَّنّ اِثمً وَ لا تَجَسَّسو و لا یَغتَب بَعضَکُم بَعضَاً ..... » « ای اهل ایمان از بسیاری پندارها در حق یکدیگر بپرهیزید که برخی ظن و پندارها معصیت است و نیز هرگز از حال درونی همدیگر تجسس مکنید و غیبت یکدیگر را روا مدارید آیا شما دوست میدارید که گوشت برادر مرده خود را بخورید ؟ البته کراهت و نفرت از آن دارید و از خدا بترسید و توبه کنید که خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است » ( سوره الحجرات آیه 12 ) . و به دلایل مختلف از جمله موارد فوق اظهار شهادتین بر مسلمانی افراد کفایت می کند.
چرا باید یک درویش شیعه برای اعتقادات و ایمان خود جز به خداوند متعال به شخصی همچون خود حساب و کتاب پس داده و ایمان خود را به اجبار ثابت کند؟
کفر چو منی ،گزاف و آسان نبود محکمتر ازایمان من ایمان نبود
در دهر چو من یکی و آنهم کافر پس در همه دهر یک مسلمان نبود
حضرت آیت ا...
اگر حقیقت شریعت مطهره مجموعه ارکان و اصول و فروعی که از سوی حق بر پیامبر نازل شده ( کتاب) و سیره وسنن معصومین ( ع ) که صاحبان ولایت کلیه بوده اند ( سنت ) باشد . ایمان به کتاب و سنت از نظر تمامی مؤمنین واجد و حاوی تناقض و اختلاف نیست اما درک و معرفت بشری ما از کتاب و سنت و دین و آنچه از آنها می فهمیم حتی در سطح مرجعیت واجد اختلاف و تعارض است .آراء علمای دین و فهم دانشمندان از متون دینی آکنده از اقوال متعارض و متفاوت است خواه در عرصه فقه ، خواه کلام و خواه در تفسیر و اخلاق .
در هیچ عصری از اعصار ، فهم از شریعت و دین نه کامل است ونه ثابت ونه پیراسته از خطا و خلل است .

تفاوت ، مغایرت و تضاد در فتاوی مراجع در موضوعی واحد ضمن اثبات این مطلب ، نشانگر آن است که                                            
هیچ مرجعی به صورت قاطع و مطلق نمی تواند مدعی شود که آنچه می گوید حکم الله و عین شریعت مطهره و نظر خدا ، پیامبر( ص ) و معصومین ( ع ) است .                                                                                                          
اگر هر مرجع محترمی بر اساس مطلق نگری و تعصب نسبت به معرفت خود از دین و شرع فتوا صادر نماید و مقلدین آنها مجری فتاوی آنها شوند ، اختلافات موجود میان علماء در نگرش و آراء ، آتش جنگ اخباریون و اصولیون را در قالبهای دیگر در حوزه های دینی و جامعه شعله ور خواهد نمود و دیگر فرصتی برای فتوا دادن علیه دراویش نمی ماند!!! .
با عنایت به مطالب فوق آنچه در خصوص ایرادات شرعی بر دراویش ابراز می شود تنها اظهار نظر شخصی همان مراجع و کارائی آن مختص مقلدانشان بوده و برای همگان حکم الهی محسوب نمی شود و در نهایت بر فرض محال در صورت صحت برخی از این ایرادات بر دراویش از دیدگاه بعضی از مراجع ، نتیجه گیری کفر ، شرک و الحاد سندیت شرعی نداشته و تنها جنبه سیاسی خواهد داشت و استفاده و کاربرد این اتهامات تنها در رقابتهای سیاسی قابل بررسی می باشد .
حضرت آیت ا...
به موجب اصل 12 قانون اساسي ،دراويش سلسله نعمت اللهي سلطانعليشاهي گنابادي كه شيعه جعفري اثني عشري هستند در انجام مراسم مذهبي خود مطابق قانون آزاد خواهند بود .
به موجب اصل 22 قانون اساسي : « حيثيت ، جان ، مال ، حقوق ، مسكن ، شغل اشخاص از تعرض مصون است » و بر اساس اصل 23 قانون اساسي : « تفتيش عقايد ممنوع است ، هيچ كس را نمي توان به صرف داشتن عقيده اي مورد تعرض قرار داد».
به موجت اصل 26 قانون اساسي:« احزاب،جمعيت ها،انجمن هاي سياسي و صنفي يا اقليتهاي ديني شناحته شده آزادند و هيچ كس را نمي توان از شركت در آن منع كرد يا به شركت در آن مجبور ساخت.»
به موجب اصول 34و35 قانون اساسي : « دادگاهها مكلفنداحقاق حق نمايند و آنچه در قانون اساسي به عنوان حق شناخته شده است مورد حمايت خود قرار دهند »
مطابق اصول 18 و 19 اعلاميه حقوق بشر و ماده 18 ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي كه اصل 23 قانون اساسي جمهوري اسلامي نيز مؤيد آن است و دولت ايران نيز اين معاهدات را پذيرفته و متعهد و مكلف به اجراي مفاد آن می باشد . وبر اساس ماده 2 قانون مجازات اسلامی « هر فعل وترک فعلي که در قانون براي آن مجازات تعيين شده جرم محسوب مي شود » و اصل قانوني بودن جرم و مجازات، قاعـــده فقهي قبـــــح عقاب بلا بيان و نظـريه مشورتي اداره حـقوقي قوه قضـائيه به شماره 652/7- 22/2/ 1366 كه بيان مي دارد: (( نظر به اصــل 169 قانون اساسي و ماده 2 قانون مجازات اسلامي که هيچ امري را نمي توان جرم دانست مگر آنکه به موجب قانون براي آن مجازات تعيين شده باشد ؛ درويش بودن و نوشتن کلمه هو 121 در قانون جزاي اسلامي جرم شناخته نمي شود . )) و بر اساس اصل 36 قانون اساسی که مقرر میدارد « حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد » اگر از سوی یکی از دراویش یا جمعی از آنها خلاف قانون یا جرمی صورت گیرد اثبات جرم و حد مجازات آن به تشخیص محاکم صالحه خواهد بود و اجرای قانون به عهده ضابطین دادگستری می باشد . اگر بعضی از مراجع معظم تقلید ایراد قانونی به دراویش دارند مستقلاً و قانوناً نمی توانند و نباید اقدام نمایند و پسندیده شأن و قداست مراجع نیست که برای دراویش مظلوم بنام فتوا ، دادگاه صحرائی گرفته ، حکم صادر نموده و مستقیماً و غیر مستقیم مقلدین خود را برای اجرای فتوا بسیج نمایند . موجودیت حقوقی یک جامعه در گرو موجودیت قانون است و نظم بدون قانون نمی تواند اعمال شود و بدون نظم ، هرج و مرج بر جامعه حاکم خواهد شد . مقابله فتوا با قانون ایجاد هرج و مرج می نماید و موازی سازی فتوا با قوانین حکومتی و موازی سازی مقلدین بعضی از مراجع با مسئولین اجرائی ، در شأن و منزلت علما نیست و این اعمال نشانه بارز مخالفت با نظام ، اسلامیت آن و مقبولیت مردمی آن است . گویا فراموش نموده اند که بنیاد قوانین نظام جمهوری بر اساس شریعت اسلام و رأی و تأیید مردم ایران می باشد.
علاوه بر مطالب و اصول فوق ، اسلام نيزهمگان را به آزادي عقيده و آزادی بیان دعوت مي كند و به شنيدن سخنهاو پيروي از بهترين آنها فرا مي خواند :
(( فبشر عبادي الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئك الذين هدهم... ))
« آنان که می شنوند سخنها را پس پیروی می کنند بهترین آنها را ، آنانند که رهبریشان کرده است خدا ، و آناند دارندگان خردها »( آيه 18 سوره زمر)
حضرت آیت ا...
*آیا فتاوی بعضی از مراجع تشیع علیه دراویش شیعه با فتوای مراجع وهابی بر علیه شیعیان دارای یک اثر مشابه در تفرقه میان مسلمین و جامعه اسلامی نیست ؟ آیا با این گونه فتواها می توان به وحدت ملی و انسجام اسلامی دست یافت ؟
* در زمانی که نظام حاکم و قوانین آن بر اساس موازین اسلامی و مسئولین آن صاحب مناصب دینی از جمله مقام مرجعیت آن هم در رأس حکومت می باشد؛ فتوا علیه بخشی از شهروندان کشور و اجرای آن توسط مقلدین ، اهانت به نظام و رهبریت آن نیست ؟ آیا تخطی از قانون اساسی مصداق آشکار نقض عهد و پیمان شکنی با خداوند و ملت ایران نمی باشد ؟ آیا این اعمال ایجاد دولت در دولت نیست ؟
* آیا مناصب دینی به فرد یا افرادی مجوز میدهد که اجتهاد شخصی خود را به قانون و جامعه و نظام تحمیل نمایند ؟
حضرت آیت ا...
آیا از وقایع تخریب حسینیه سیدالشهداء بروجرد مطلعید ؟
الف ـ آیا میدانید مقلدین بعضی از مراجع دراویش را در زندانهای شخصی و خصوصی در حد مرگ شکنجه نموده اند ؟
ب ـ آیا میدانید برنامه تخریب حسینیه سیدالشهداء بروجرد از شهر قم برنامه ریزی شده بود ؟
ج ـ آیا میدانید طلاب جوانی که غسل شهادت کرده و اعزامی از قم بودند سازماندهی این فاجعه را بعهده داشتند ؟
د ـ آیا از جوسازیها ، شایعه پراکنیها ، پخش اعلامیه ها و طومار سازی و تحریک دراویش توسط مقلدین برخی از مراجع، مطلعید ؟
ه ـ و آیا می دانید آنچه در بروجرد پیش آمده است امروز آتشی در زیر خاکستر شده که ربطی به مخالفت ملا و صوفی ندارد و مسئله گسترده تر از آن است که بتوان بی تفاوت از کنار آن گذشت ؟
حضرت آیت ا..


                  برای خواندن تمام نامه روی ادامه مطلب کلیک کنید....
 
 
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در یکشنبه 2 دی1386 و ساعت |
 

          نامه سرگشاده جمعی از                 

         دراویش  نعمت اللهی گنابادی گرمسار به       

   رئیس جمهور

 

به نام آنکه جان را فکرت آموخت

ما بارگه دادیم این رفت ستم بر ما    -    بر قصر ستمکاران تاخود چه رسد خذلان
گله از همشهری

آقای رئیس جمهور

با سلام ما جمعی از دراویش شهرستان گرمسار و آرادان از سر صدق و صفا و قلبی شکسته و دلی دردمند مطالبی را حضورتان عرضه می داریم .
خدا رحمت کند مرحوم عموی بزرگ شما کربلایی محمد محسنی را ، که محرم با صدای طبل او به آرادان می آمد و طنین صدای طبل او آغاز تعزیه و مصیبت حضرت امام حسین (ع)را اعلام می کرد ، چه دل ها با آن صدا می شکست و چه اشک ها بر مصیبت حسین و عباس و اکبر وزینب و قاسم و ... جاری می شد . با صدای طبل او مهر حسین در دل کودکان آرادان جای می گرفت .
شگفتا ، که آن صدای طبل دل های عزاداران حسین را می شکست و اشک محبان اهل بیت را جاری می کرد
 
و حال در سایه دولت مهرورزی خانه امام حسین خراب می شود و عزادارانش در زیر باران سنگ و آتش و گاز اشک آور مجروح می شوند و خون سرشان بر زمین می ریزد و به زندان می روند و قلب امام حسین می شکند و چشمان اولیاء الله گریان می شود .

آقای رئیس جمهور بعد از آن که پدر بزرگ شما ندای ارجعی حق را لبیک گفت ، مادر بزرگ شما در حالی که مادر مکرمه جناب عالی ، سیده خانم طفل خردسالی بود به خانه مشهدی عباس علی کفاش صوفی رفت و مادر شما در فضای معنوی خانه درویش رشد کرد و دایی شما آقای پزشکپور فرزند درویش است .
جد پدری شما پیشه ور بود و سال ها با دراویش معامله داشت و مرحوم پدرتان در کودکی همراه پدر به خانه دراویش می رفته و از نزدیک با آن ها حشر و نشر داشته و در جوانی مرحوم پدرتان ، میرزا احمد صباغیان زمانی که هنوز در آرادان کاسب بوده از نزدیک با افکار و باورهای اعتقادی دراویش آشنا بوده و با آنها رفاقت ها و خاطرات فراوان داشته ، خدایش رحمت کند که نقل آن خاطره ها زمان و مجال دیگری می طلبد .
آقای رئیس جمهور خانه مرحوم حاج غلامرضا حسنانی را که در آن متولد شدید و طفولیت را در آن سپری کردید ، به خاطر دارید ، در همسایگی شما دراویش بزرگواری چون مرحوم کربلایی آقا محمد رنجبر و کربلایی میرزا محمد و ... زندگی می کردند آیا آنها خدای ناکرده آدم های بی اعتقادی بودند و یا برعکس انسان هایی خوشنام و مهربان و کریم بودند و از بانیان روضه خوانی های سیدالشهدا و تامین کننده مخارج ماه محرم و صفر و هزینه منبرهای مبلغین روحانی بودند و همت درویشان نیکنامی چون کربلایی آقا محمد رنجبر و ... و چند درویش دیگر بود که روضه خوانی و عزاداری سالار شهیدان در زادگاه شما با آن عزت و آبرو بر پا می شد و گرمی عزاداری امام حسین (ع) در زادگاه شما با هزینه های مرحوم درویش کربلایی آقا محمد رنجبر و صدای طبل مرحوم عموی شما آقای محسنی و نوحه خوانی مرحوم درویش ذوالفقار خان نعمت اللهی بود و مضافا معروض می دارد که در ایام ماه مبارک رمضان هزینه های منبر و پذیرایی و اسکان مبلغین روحانی اعزامی از قم و دامغان و ... با خاندان کربلایی آقا محمد رنجبر صوفی بود .
آقای رئیس جمهور از بزرگان فامیل و از والده و دایی خود بپرسید که آیا دراویش شیعه اثنی عشری و مقید به آداب شرع مطهر هستند یا خیر ؟
آری فامیل شما می دانند که دراویش نعمت اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی شیعه اثنی عشر و مقید به آداب شرع و بلکه بالاتر دائم الوضو و ملزم به رعایت مستحبات دین مبین هستند .
آقای رئیس جمهور از فامیل بپرسید و به وزرای محترم اطلاعات و کشور و دادگستری بگویید که اینان سحر خیزانی هستند که قبل از اذان صبح برمی خیزند و بیداری را با تلاوت قرآن و نماز آغاز می کنند ودر زندگی روزانه دنیا به پیروی مولایشان علی (ع) از دست رنج خود زندگی می کنند ، از هیچ حکومتی طمع دنیوی ندارند و بی میلی به حکومت و سیاست را از برخورد مولا با ابن عباس که فرمود من ارزش این کفش وصله دار را بیشتر از حکومت بر شما می دانم ، آموخته اند . و در سر آنها هیچ داعیه سیاست و سیاست بازی نیست .
آقای رئیس جمهور خواسته ما از بیان این گلایه ها نه این است که شما را ، خدای ناکرده وامدار خود کنیم ویا این که خواستار ترحم شما باشیم . بلکه بر اساس طریقه عملی دراویش بنابر دستورات مولانا حضرت آیة الله العظمی محمد حسن صالح علیشاه (ره) که مندرج در رساله شریفه پند صالح به عنوان وظایف دراویش آمده ، مبنی بر : « با خداوند به بندگی ، با عموم به شفقت و خیرخواهی ، با برادران دینی به خدمت و کوچکی » در خاطر داشته و عمل را مطابق آن سازیم اعلام می داریم که تک تک دراویش مهرورزند و از سر مهربانی از شما می خواهند در صدد جبران خسارات مادی و جسمی و روحی دراویش قم و بروجرد برآیید که یقینا با این کار روح اسلاف حضرت عالی به آرامش نزدیک تر گردیده و خود شما نیز از دوستان دلجویی کرده اید .
آقای رئیس جمهور همانگونه که مستحضرید پس از فاجعه تخریب حسینیه قم پای کوبان و شادمان مکان تخریب شده حسینیه را آسفالت کرده و نمایشگاهی زدند و گفتند اینجا آلات و ادوات فسق و فجوری که از دراویش به دست آمده به نمایش عموم گذاشته می شود و افتراها و تهمت هایی زدند . رفتار آن ها تداعی ورود کاروان اسرای کربلا را به کوفه می کند ، مگر می توانستند بگویند اینها آل الله و از خاندان پیامبرند . گفتند اینان کافران و بی دینانی هستند که از دین اسلام خارج شده و در اسلام بدعت گذارند .
درویشی تعریف می کرد : مرا کتک خورده و رنجور با سری شکسته به همراه جمعیتی حدود پانصد نفر به اسارت به بازداشتگاه سپاه قم بردند . افسر پاسداری در بدو ورود گفت : می گویند شما سنی هستید . من که زخمی و خسته و ناتوان بودم اما با افتخار می گویم زیر باران سنگ و آتش و کتک اشکم سرازیر نشد ولی شنیدن این سخن دلم را شکاند ، به هق هق گریه ام انداخت ، رو کردم به افسر و گفتم : جناب سرگرد ما را از کجا دستگیر کردند و به اینجا آوردند ؟ گفت : حسینیه شریعت . گفتم : آیا سنی ها حسینیه دارند ؟ می گریستم و بی اختیار تکرار می کردم مگر سنی ها حسینیه دارند ؟مگر ... افسر منفعل شد و محل را ترک کرد .
آقای رئیس جمهور پس از فاجعه جانگداز کربلا حداقل دولت یزید فرصتی به زینب (س) و حضرت سجاد (ع) داد که خود را معرفی نمایند و بگویند مسلمان اند و فرزند پیامبر ، نه بدعت گذارند و نه خارجی .
آقای رئیس جمهور انصاف دهید در دولت مهرورزی آیا دراویش تریبون و یاروزنامه و یا رادیو و ... دارند که اعلام کنند جناب شریعت و خاندان معظم شریعت در قم به خوشنامی مشهورند ، از خانواده روحانی اند ، برای انقلاب و مملکت شهید داده اند و خانه اجدادی خویش را که حدود صد و سی سال در آن روضه سیدالشهدا برگزار می شد وقف کردند و حسینیه ساختند . به دراویش فرصت داده می شود که بگویند بزرگ سلسله آنها حضرت آقا سلطان علیشاه شهید (ره) صاحب تفسیر بزرگ بیان السعاده که از تفاسیر مورد وثوق و اعتماد بنیان گذار بزرگ انقلاب حضرت امام خمینی (ره) بوده و ایشان بدون هیچ پرده پوشی در تفسیر سوره حمد که از تلویزیون برای عموم مردم ایران پخش می شد از آن یاد می کند و آن را به بهترین شکل به عنوان یکی از برجسته ترین تفاسیر عصر غیبت معرفی می نماید و با آنکه حضرتش مسندنشین شریعت بود و نظریات معتبر و ارزنده فقهی زیادی داشت از دادن فتوا پرهیز می کرد و فتوایی نداد اما تریاک و مواد مخدر را صد و سی سال قبل حرام اعلام کرد . و افتخار صوفیه است که پرچمدار مبارزه با مواد مخدر است و درویشان این سلسله هرگز گرد منکرات نمی گردند . و آنها در حسینیه شریعت قم صرفا عزادار اباعبدالله الحسین (ع) بودند و در سیزده محرم هزار و سیصد و هشتاد و چهار زخم خوردند و به اسارت رفتند و حسینیه شان مانند خیمه مولایشان حسین (ع) آتش گرفت .
آقای رئیس جمهور چهار نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی از شهرستان گرمسار آرادانی هستند از آنها بپرسید که دراویش از نظر اخلاقی چگونه اند ؟ در ضمن به استحضار می رساند اخیرا روحانی به نام آقای احدی به سمنان می آید و مردم را علیه دراویش می شوراند و تهمت ها و افتراهای بی اساسی را به دراویش وارد می کند که به پیوست پنج سخنرانی ( به صورت سی دی ) نامبرده ارسال می گردد . تا انشاالله در رفع فتنه مفید آید . مبادا که اتفاق مشابه قم و بروجرد در سمنان بیفتد و آقای وزیر کشور اعلام کند که یک حادثه بود ، نه حادثه نیست ، نقشه است . نقشه ای که وحدت مسلمین را به خطر اندازد و بالاتر صفوف شیعیان را متزلزل سازد .
در خاتمه فرازی از رساله شریفه پند صالح تالیف مولای معظم حضرت آیه الله العظمی محمد حسن صالحعلیشاه ، که دراویش همیشه آن را می خوانند و بلکه آن را در حافظه دارند و زندگی دنیایی و اخروی خویش را بر رهنمودها و دستورات آن منطبق می سازند ، برایتان مرقوم می نماییم و از شما تقاضا داریم یک بار دیگر با تامل در سحر قبل از نماز این گلایه نامه را بخوانید .
پند صالح : « سحر ، و سحرها که هوا صافی است و تن در آسایش و روح روشن و بی آلایش است و هنوز به کار دنیا نپرداخته در شبانه روز بهترین ساعات است که گناهان خود را پیش چشم آورده ، راز و نیاز با بخشنده بی نیاز نماید و فواید روحی و جسمی و بهره بری در کارهای دنیوی و اخروی بر بیداری بین الطلوعین فراوان مترتب است . »
آقای رئیس جمهور دراویش همشهری شما راضی نیستند تصویر ناشایست و بدی از یکی از فرزندان شهرشان در تاریخ باقی بماند .
خداوند به همه آنهایی که به اشتباه حکم می رانند و قضاوت می کنند ، بینش و شهامت و شجاعت حر را عطا فرماید ، آمین .

جمعی ازبرادران دراویش نعمت اللهی سلطان علیشاهی گنابادی شهرستان گرمسار

منبع:
سایت مجذوبان نور

 

+ نوشته شده توسط رضا در یکشنبه 2 دی1386 و ساعت |
( ارسال شده توسط گروه دراويش گنابادي در ياهو )
 
پرونده دریافت: نامه سرگشاده به وزير كشور

در حاشيه تخريب حسينيه دراويش گنابادي در بروجرد

 

http://www.majzob.com/content/view/576/135/

http://darvishan.info/modules.php?name=Downloads&op=getit&lid=2478


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه 7 آذر1386 و ساعت |

نامه جمعی از دراویش سلسله جلیله نعمت اللهی

گنابادی به وزير كشور


    وزیر محترم کشور جناب آقای پورمحمدی


سلام علیکم؛
در پاسخ نامه جنابعالی به آیت الله مهدی کروبی در خصوص واقعه بروجرد، چون در جراید منتشر گردید و به نحوی در وقایع اخیر دراویش سلسله گنابادی را مقصر دانسته اید، مطالبی برای روشن شدن حقایق جهت اطلاع جنابعالی و همه شهروندان به خصوص هموطنان ساکن در استان لرستان و مردم فهیم شهرستان بروجرد به استحضار می رسانیم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه 6 آذر1386 و ساعت |

منبع : راديو فردا

پاسخ وزير کشور به نامه آيت الله كروبي در مورد فجايع حسينيه بروجرد

 

وزير کشور جمهوری اسلامی ايران ۱۲ روز پس از حمله و تخريب حسينيه دراويش گنابادی در بروجرد که توسط گروهی از بسيجيان و با حمايت شورای تامين استان لرستان صورت گرفت، به نامه انتقادی مهدی کروبی در اين خصوص پاسخ داد.

همزمان سازمان مجاهدين انقلاب، از احزاب اطلاح طلب در ايران، خواستار پايان دادن به «سياست های يکسان سازی در حوزه های مذهبی و اعتقادی» از سوی حاکميت و محاکمه عوامل حمله به حسينيه دراويش گنابادی شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در یکشنبه 4 آذر1386 و ساعت |