تغییر آدرس وبلاگ سیمرغ
به اطلاع یاران ایمانی میرسد جهت دسترسی به مطالب این وبلاگ (سی مرغ) از این به بعداز وبلاگ جدید" با دردکشان "استفاده فرمائید.
تغییر آدرس وبلاگ سیمرغ
به اطلاع یاران ایمانی میرسد جهت دسترسی به مطالب این وبلاگ (سی مرغ) از این به بعداز وبلاگ جدید" با دردکشان "استفاده فرمائید.

|
شیوه های قانونی دفاع علیه تهاجم متحجرین !! (اختصاصی مجذوبان نور) |
متاسفانه امروز ما دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی، برای نفس کشیدن و زندگی در کشور و موطن خود ، ضمن تحمل تمامی ناملایمات اقتصادی،فرهنگی و... که بر همه ایرانیان به شکلی تحمیل گردیده است ،مضافا ، در دفاع و حفظ اعتقادات خود،مجبوریم مالیات و هزینه های مخصوص !! پرداخت نماییم .
امروزتصوف و دراویش گرفتارتهاجم اژده های انحصارگری، جمود فکری و تحجر شده اند و همچون مولایمان امام حسین (ع) به تزویر و به اجبار،ما را به صحنه ی جنگ و جدالی کشانده اند که به هیچ رو راضی به ورود به این کارزار نبوده و نمی باشیم . شهوت دنیا، چشمهای این اژده ها راچنان کور کرده است که دراویش را دشمن خود می بیند ، ودر کنار تفکر خویش هیچ اندیشه ی دیگری را توان تحمل ندارد .این هیولای توهم زده ، بدنبال حاکمیت تک صدایی و وحدت دروغین اجباری!! بر اساس باورهای خویش است و همه را دشمن می بیند وبه مبارزه می خواند !!!
سلاح ما در رویارویی با افعی پیرجهالت ،آه آتشین سحرگاهان، عقل ولایتی واگاهی از حقوق حقه قانونی خود و تحمل سختی و ناملایمات و مقاومت در دفاع از اعتقاداتمان است.
با توجه به شرایط سیاسی کشورو تلاش متحجرین در نفوذ و تسلط بر ارکان قدرت،خصوصا در سالهای اخیر، دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی،از سوی بعضی از نهادهای دولتی و غیردولتی موردتهدید ،احضار و بازداشت قرار گرفته و حسینیه و منازل آنان پلمپ یاتخریب شده و یا در معرض هجوم اشخاص قرارگرفته و حتی برای اقامه نمازجماعت باید حبس و زندان را به جان خریدار باشند . جو ارعاب اقدام به اخذتعهد مبنی بر عدم حضور در مجالس درویشی ،عدم امنیت شغلی و....و ایجاد محدودیتها ی مختلف،شرایط ناگواری را بوجود آورده است که مارا ملزم می سازد که راههای مقابله با آن را دانسته تا بتوانیم از حقوق خویش دفاع نماییم.
در این مقاله سعی می شود با بررسی موارد قانونی و مصادیق عملی برخورد بادراویش راهکارهای حقوقی بر اساس قوانین کشوری و بین المللی ارائه نماییم.مواردی که در چند سال گذسته برای دراویش اتفاق افتاده و مبتلا به می باشد شامل :
1 ـ احضار به صورت تلفنی ، شفاهی یا کتبی از طرف اشخاص لباس شخصی و مأمورین امنیتی یا انتظامی
2 ـ جلب و بازداشت دراویش
3 ـ ورود به منزل و تفتیش
4 ـ ضبط اقلام فرهنگی ، از جمله کتب ، نوار ، سی دی، عکس ، رایانه و...
5 ـ اخذ تعهد مبنی برعدم حضور در مجالس درویشی
6 ـ اتهام درویش بودن
7 ـ اتهام تجمع غیر قانونی به دلیل شرکت درمجالس درویشی
8 ـ اتهام تشکیل یا عضویت درتشکل ، فرقه و اقدامات سیاسی و امنیتی و ...
می باشد
قبل از ورود و بررسی مصادیق عملی بازجوئی و تحقیقات مقدماتی درابتدا هر شخصی می بایست از حقوق قانونی خود مطلع باشد . قوانینی که تضمین کننده حقوق قانونی شهروندان می باشد عبارت از:
1 ـ قانون اساسی
2 ـ قانون حقوق شهروندی
3 ـ قانون آئین دادرسی کیفری
4 ـ اعلامیه ها و میثاقهای بین المللی حقوق بشر
5 ـ اصول و قواعد فقهی و شرعی
می باشد.
قانون اساسی محدوده ی حقوق قانونی اشخاص و جمعیتهارا معین نموده است وبیانگرو مبنای چگونگی روابط متقابل مسئولین نظام با شهروندان کشور است که مهمترین اصول آن به شرح ذیل می باشد :
الف : تفتیش عقاید ممنوع است :
1 ـ در اصل 23 قانون اساسی آمده است : « تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.»
((توضیح : براساس این اصل ،حتی صدور بخشنامه ها از سوی ارگانهای اجرایی (امنیتی ، انتظامی و قضایی)که در تضاد با این قانون باشد وجاهت قانونی نخواهد داشت ودر نتیجه احدی حق تفتیش عقاید افراد جامعه را تحت هیچ عنوانی ندارد و خاطیان بایستی مورد مواخذه و مجازات قرار گیرند.))
2 ـ ماده 2 اعلامیه حقوق بشر : « هر کس می تواند بدون هیچگونه تمایز مخصوصاً از حیث نژاد ، رنگ ، جنس، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت ویا هر موقعیت دیگر از تمام حقوق و کلیه آزادیهایی که در اعلامیه حقوق بشرذکر شده است بهره مند گردد.»
ماده 18 اعلامیه حقوق بشردر خصوص آزادی عقیده چنین بیان نموده : « هر کس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود این حق متضمن آزادی عقیده و ایمان است و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هر کس می تواندازاین حقوق منفرداً و مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی برخوردار باشد .»
درماده 19 اعلامیه حقوق بشر آمده است که : « هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مذبور شامل آن است که از داشتن عقاید خودبیم یا اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و دراخذ و انتشارآن به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحضات مرزی آزاد باشد »
((توضیح : در موارد فوق الذکر ،از آنرو که دولت و نظام جمهوری اسلامی از امضاءکنندگان این قوانین می باشد لذا نسبت به آن تعهد بین المللی داشته و مقید و موظف به اجرای مفاد آن است،بنابراین مواد مذکوراز مستندات قانونی در مقابله با تضییع حقوق شهروندان کشور می باشد.))
بر این اساس هیچ شخص یا مقام رسمی و غیر رسمی حق نداردنسبت به عقاید درویشی سوال ، تعرض یا مواخذه نماید .
به عنوان مثال دیده شده که پس از احضار دراویش به اداره اطلاعات یا نیروی انتظامی فرمی مخصوص به آنان ارائه که در آن سئوالاتی از جمله: "تاریخ تشرف به درویشی؟" ، "شیخ شما کیست؟" و ...، اعتقاد مذهبی ، شرایط تشرف ، تعداد افرادی که در خانواده درویش هستند و یا اسامی سایر دراویش و... آمده است.
برادران ایمانی در پاسخ به چنین سوالاتی شایسته است که چنین پاسخ دهند :
""مطابق اصل 23 قانون اساسی تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کسی در هر مقامی حق سوال و تفتیش عقاید دراویش را ندارد بنابر این چون سوال شما تفیش عقاید محسوب می گردد ،پاسخی به آن نمی دهم و شما را به رعایت نمودن قانون توصیه می نمایم.
ب ـ درویشی و درویش بودن جرم نیست :
ممکن است برادران و خواهران ایمانی ازطرف نهادهای رسمی یا غیر رسمی احضار و یا جلب شده و به اتهام درویش بودن و حضور در مجالس درویشی مورد تهدید ، مواخذه ، بازجوئی و تعرض قرا گیرند بنا براین برادران و خواهران ایمانی باید بدانند:
که با توجه به قوانین مدون کشور، درویشی و درویش بودن و شرکت در مجالس فقری جرم نمی باشد ؛ زیرا:
1 ـ همانطور که در مطالب فوق عنوان شده مطابق اصل 23 قانون اساسی ، تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای خاص، بازجوئی و محاکمه کرد .
2 ـ با عنایت به اصل 37 قانون اساسی :« اصل ، برائت است و هیچکس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد .» چون در هیچ یک از قوانین کشور ،درویش بودن به عنوان جرم تعریف نشده است بنابراین درویشی از موارد اتهامی نمی تواند محسوب شود.
3 ـ اصل 169 قانون اساسی عنوان می دارد : « هیچ فعل یا ترک فعلی به استناد قانونی که بعد از آن وضع شده است جرم محسوب نمی شود »
4 ـ بر اساس ماده 2 قانون مجازات اسلامی : « هر فعلی یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب می شود » لذا چون در هیچ یک از قوانین مدون کشور برای درویشی و شرکت در مجالس درویشی مجازاتی تعیین نشده است پس درویشی و شرکت در مجالس درویشی جرم نمی باشد و قابل تعقیب نیست.
5 ـ برخی از قضات دادگستری برای رفع ابهام و اشکال از اداره حقوقی قوه قضائیه ( که از قضات عالی رتبه و حقوقدانان مجرب تشکیل شده )در خصوص جرم بودن درویشی سوال نموده اند که جهت استحضار عین سوال و جواب درذیل می آید :
نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه به شماره 652/7 تاریخ 22/2/1366
((سوال : آیا عضو فرقه دراویش بودن و بکار بردن کلمه هو 121 در آغاز نوشته جرم است یا خیر ؟))
پاسخ اداره حقوقی قوه قضائیه :
((نظر به اصل 169 قانون اساسی و ماده 2 قانون مجازات اسلامی هیچ امری را نمی توان جرم دانست مگر آنکه به موجب قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد. درویش بودن و یا نوشتن کلمه هو121 درقانون جزائی ایران جرم شناخته نشده است.))
منبع : « کتاب نظرهای اداره حقوقی قوه قضائیه در زمینه مسائل کیفری ـ جلد اول ـ تهیه و تنظیم غلامرضا شهری و سروش ستوده جهرمی ـ ناشر روزنامه رسمی کشور چاپ دوم : زمستان 1377 صفحه 512 شماره 748»
6 ـ در سالهای گذشته بعلت عدم آگاهی برخی از قضات و یا به علت فشارهائی که از سوی برخی نهاد های دینی و نیروهای امنیتی به قضات وارد شده بود برای عده ای از دراویش پرونده های تحت عنوان دروش بودن یا انعقاد مجالس درویشی تشکیل گردید که پس از مدتی همان قضات به ناچار با بررسی قوانین حکم برائت را صادر نموده اند.
ج :آیا دراویش جزء تشکل ، حزب وصنف محسوب می شوند ؟ آیا تشکیل مجالس درویشی تجمع غیر قانونی است ؟
بر اساس قوانین مدونه تشکل ، حزب ، جمعیت، صنف یا ... در موردی به کار می رود که موضوع تجمع مسائل سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی یا فرهنگی باشد و علاوه بر آن تجمعی غیر قانونی است که بر خلاف مبانی اسلامی ، و ضد نظام و به قصد برهم زدن امنیت کشور باشد . در حالی که مجالس درویشی ، مجالس مذهبی می باشد که در آن صرفاً ذکر خدا و برگزاری مراسم اعیاد و عزاداری می باشد ودر این مجالس موارد فوق وجود ندارد و بنابراین تشکیل و حضور در مجالس درویشی مصداق تجمع غیر قانونی نمی باشد .
در بعضی از موارد شنیده می شود که از طرف افرادی عنوان می گردد مجالس درویشی فاقد مجوز قانونی است ؟!!!چون مجالس درویشی هیچگونه دخلی نسبت به مسائل سیاسی ندارد و در جهت تایید و یا تکذیب هیچیک از گروه هاو تفکرات سیاسی نمی باشد و صرفا جنبه مذهبی و اعتقادی دارد و تشکیل جلسات کاملا منطبق با موازین شرعی می باشد لذا هر گونه ممانعت از تشکیل این گونه مجالس فاقد وجاهت قانونی و شرعی است و تشکیل مجالس درویشی از زمان حضرت رسول اکرم(ص)و ائمه هدی(ع) سابقه داشته و هیچ قانونی شرعانمی تواند چنین مراسمی که مبین اسلام حقیقی است و قرنها قدمت دارد را تعطیل و از انعقاد آن جلوگیری نماید .
بر اساس اصل 26 قانون اساسی « احزاب ، جمعیتها ، انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته شده آزادند ، مشروط به اینکه اصول استقلال ، آزادی ، وحدت ملی ، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچکس را نمی توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت .» اگر به غلط حتی اشخاصی سلسله جلیله صوفیان حقه را در مجموعه احزاب تفسیر و تلقی کنند باز بر این اساس نیز انعقاد مجالس درویشی خلاف قانون نخواهد بود .
در ماده 20 اعلامیه حقوق بشر چنین عنوان شده است که : « هر کس حق دارد آزادنه مجامع و جمعیتهای مسالمت آمیز تشکیل دهد .»
د : اخذ تعهد از دراویش مبنی بر اینکه در مجالس درویشی شرکت ننمایند :
همانگونه که قبلاً توضیح داده شد درویش بودن و شرکت در مجالس درویشی جرم نمی باشد ولی متأسفانه در بعضی از موارد دیده می شود که از طرف مأمورین امنیتی با ایجاد جو رعب و وحشت دراویش را مجبور به دادن تعهد مبنی بر عدم شرکت در مجالس درویشی می کنند .
اولاً : هیچ مقامی حق اخذ تعهد از دراویش را ندارد و در صورتیکه چنین تعهدی اخذ شود جرم محسوب می شود و مرتکبین از طریق محاکم صالحه قابل تعقیب و پی گیری می باشند .
ثانیاً : بر فرض اخذ تعهد از دراویش نیز این تعهد مستند قانونی محسوب نمی شود و هیچ بار و مسئولیت حقوقی ندارد . مثل اینکه شخص مسلمانی تعهد کند نماز نخواند و در مراسم عزاداری سید الشهدا( ع ) حاضرنگردد و یا تعهد نماید که به پدر و مادر خود احترام نگذارد.
بنابراین چنین تعهدی خلاف قانون و شرع مقدس بوده و هیچ ضمانت اجرائی ندارد .و اخذ کنندگان چنین تعهداتی خود مجرم می باشند
مراحل بازجوئی
مواردی که باید هر شخص در زمان بازجوئی مطلع باشد تا بتواند تحت تأثیر جو رعب و وحشت قرار نگرفته و از اعتقادات مذهبی و قلبی خود دفاع نماید بدین شرح می باشد :
1 ـ هر گونه بازجوئی و تحقیقات مقدماتی می بایست به دستور مقام قضائی و توسط دادیار یا بازپرس صورت گیرد .
2 ـ هر گونه شکنجه جسمی و روحی از جمله ایجاد رعب و وحشت در زمان بازجوئی ممنوع می باشد ؛
زیرا:
الف ـ در اصل 38 قانون اساسی عنوان شده است : « هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است ، اجبار شخص به شهادت ، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است . متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود »
ب ـ اصل 39 قانون اساسی بیان می نماید : « هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر ، بازداشت ، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است .»
ج ـ ماده 578 قانون مجازات اسلامی : « هر یک از مستخدمین و مأمورین قضائی یا غیر قضائی دولتی برای اینکه متهمی را مجبور به اقرار کند او را اذیت و آزار بدنی نماید علاوه بر قصاص یا پرداخت دیه حسب مورد به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم می گردد ...»
ـ در ماده 9 قانون حقوق شهروندی آمده است که : « هر گونه شکنجه متهم به منظور اخذ اقرار و یا اجبار او به امور دیگر ممنوع بوده و اقرارهای اخذ شده بدینوسیله حجیت شرعی و قانونی نخواهد داشت .»
د ـ ماده 5 اعلامیه حقوق بشر در خصوص منع شکنجه بیان داشته : « احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرارداد که ظالمانه یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد»
3 ـ هر گونه سوال اعتقادی از سوی بازجو غیر قانونی بوده و نباید به چنین سوالاتی پاسخ گفت .
4 ـ بهترین جواب و نوع برخورد قانونی در مقابل سوالات بازپرس :
هو
121
« طبق قانون اساسی و قوانین مدون و ماده 129 آئین دادرسی کیفری ابتدامی بایست اتهام با ذکر دلایل قانونی به اینجانب تفهیم گردد . بنابر این تقاضا دارم حقوق قانونی اینجانب به رسمیت شناخته شود و در حضور وکیل خود نسبت به اتهام و دلایل انتسابی از خود دفاع می کنم . در ضمن ( در صورتیکه قبل از حضور در دادگاه و مقابل بازپرس توسط نیروی انتظامی یا امنیتی بازجوئی و یا فشارهای روحی و جسمی وارد شده باشد ) به علت فشار های روحی و جسمی در زمان بازداشت مورد آسیب جدی قرار گرفته تقاضای معرفی به پزشکی قانونی را دارم . تخلفات مأمورین امنیتی یا انتظامی از زمان جلب که شامل ، توهین ، ضرب و جرح ، ایجاد ارعاب ، زدن چشم بند ، پابند ، پو شاندن سر ، رو به دیوار نشاندن ، پشت سر قرار گرفتن بازجوو پوشاندن صورت بازجویان و... می باشد بر خلاف قانون اساسی و قانون مجازات اسلامی و قانون حقوق شهروندی بوده ضمن بررسی و تعقیب متخلفین تقاضای گزارش تخلفات به مقامات ذیربط را دارم .
اینجانب درویش بوده و به درویشی خود افتخار می کنم بنابر این حق برخورد قانونی با متخلفین و توهین کنندگان به عقایدخویش و بزرگان سلسله نعمت اللهی گنا بادی برای من محفوظ می باشد . ضمناً از حقوق قانونی اینجانب حق ملاقات با وکیل و خانواده ام می باشد که تقاضای اجرای مقررات قانونی و حقوق شهروندی خود رادارم . در صورت عدم دستور مبنی بر ملاقات با وکیل و خانواده تقاضای اخذ کپی از صورتجلسات تنظیمی برای تظلم خواهی در مراجع قضائی بالاتر از جمله دادسرای انتظامی قضات ، شورای اجرای رسیدگی به حقوق شهروندی و بازرسی دادسراهای کل کشور را دارم .»
5 ـ حق گرفتن وکیل :
اصل 35 قانون اساسی : « در همه دادگاه ها ، طرفین دعوی حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند و اگر توانائی انتخاب وکیل را نداشته باشند باید برای آنها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد. »
ماده 128 قانون آئین دادرسی کیفری : « متهم می تواند یک نفر وکیل همراه خود داشته باشد وکیل متهم می تواند بدون مداخله در امور تحقیق پس از خاتمه تحقیقات ، مطالبی را که برای کشف حقیقت و دفاع از متهم یا اجرای قوانین لازم بداند به قاضی اعلام نماید . اظهارات وکیل در صورتجلسه منعکس می شود »
ماده 3 قانون حقوق شهروندی : « محاکم و دادسراها مکلفند حق دفاع متهمان و مشتکی عنهم را رعایت کرده و فرصت استفاده از وکیل و کارشناس را برای آنان فراهم آورند . »
برخی قضات با استناد به تبصره ماده ۱۲۸ قانون دادگاه هاي عمومي و انقلاب در امور كيفري،« در مواردی که موضوع جنبه محرمانه دارد یا حضورغیر متهم به تشخیص قاضی موجب فسادگردد و همچنین در خصوص جرایم علیه امنیت کشور حضور وکیل در مرحله تحقیق با اجازه دادگاه خواهد بود » حضور وكيل را مشروط به نظر خود می دانند، اما با بخشنامه حفظ حقوق شهروندي كه بلافاصله پس از ابلاغ آن توسط رئيس قوه قضائيه به قانون حقوق شهروندی تبديل شد، مطابق ماده 3 آن قانون وكلا به طور مطلق حق حضور در همه مراحل دادرسي را دارند.
اگر قاضي به اعتبار تبصره ذیل ماده 128 بخواهد مانع حضور وكيل در مرحله دادگاه شود، اين قاضي، حقوق اساسي مردم را تضييع كرده است. اصل ۳۵ قانون اساسي صراحت دارد كه «در همه دادگاه ها، طرفين دعوي حق دارند، براي خود وكيل انتخاب كنند و اگر توانايي انتخاب وكيل نداشته باشند، بايد براي آنها امكانات تعيين وكيل فراهم شود.»
بنابراین با توجه به موادفوق الذکر حق استفاده از وکیل برای متهم صراحتاً عنوان شده و اشخاص می توانند در تمامی مراحل دادرسی از حضور وکیل استفاده نمایند .
متأسفانه در برخی از پرونده ها با ایجادجورعب و وحشت و با فشار های روحی که بر برادران ایمانی وارد شده آنها رااز گرفتن وکیل منع نموده و به آنها عنوان شده بود که اگر وکیل بگیرید شمارا مدت زیادی نگه میداریم و دوباره از شما بازجوئی می کنیم و اگر از گرفتن وکیل خودداری کنید فوراً آزاد می شوید . لذا برادران ایمانی می بایست تحت هیچ عنوان از این تهدیدها نهراسند و از ابتدای بازداشت عنوان نمایند که نیاز به وکیل دارند و بدون حضور وکیل حاضر به بازجوئی نیستند و مطمئن باشند که تهدیدهای آنها غیر قانونی است و با گرفتن وکیل می توانند در شرایط بهتری از حقوق خود دفاع نمایند .
6 ـ مقامات قضائی و ضابطین رسمی دادگستری و هر مقام دیگری مطابق ماده 1 قانون حقوق شهروندی می بایست از اعمال هر گونه سلایق شخصی و سوء استفاده از قدرت و یا اعمال هر گونه خشونت و یا بازداشت های اضافی و بدون ضرورت اجتناب کنند .
7 ـ مطابق ماده 2 قانون حقوق شهروندی : « ...اصل بر برائت متهم بوده و هر کس حق دارد در پناه قانون از امنیت لازم برخوردار باشد »
8 ـ با توجه به ماده 5 قانون حقوق شهروندی خانواده دستگیر شدگان حق دارند در جریان دارسی قرار بگیرند . « اصل منع دستگیری و بازداشت افراد ایجاب می نماید که در موارد ضروری نیز حکم و ترتیبی باشد که در قانون معین گردیده است و ظرف مهلت مقرره پرونده به مراجع صالح قضائی ارسال شود و خانواده دستگیر شدگان در جریان قرار گیرند . »
9 ـ ماده 6 قانون شهروندی نحوه برخورد در زمان بازجوئی توسط بازجویان را چنین بیان داشته « در جریان دستگیری و بازجوئی یا استطلاع و تحقیق ، از ایذای افراد نظیر بستن چشم و سایر اعضاء ، تحقیر و استخفاف به آنان اجتناب گردد. »
10 ـ ماده 7 قانون حقوق شهروندی : « بازجویان و مأموران تحقیق از پوشاندن صورت و یانشستن پشت سر متهم یا بردن آنان به اماکن نامعلوم و کلا اقدام های خلاف قانون خودداری ورزند . »
11 ـ ماده 8 قانون حقوق شهروندی : « بازرسی ها و معاینات محلی ، جهت دستگیری متهمان فراری یا کشف آلات و ادوات جرم بر اساس مقررات قانونی و بدون مزاحمت و در کمال احتیاط انجام شود و از تعرض نسبت به اسناد و مدارک و اشیایی که ارتباطی به جرم نداشته و یا به متهم تعلق ندارد و افشای مضمون نامه ها و نوشته ها و عکس های فامیلی و فیلم های خانوادگی و ضبط بی مورد آنها خودداری گردد . »
12 ـ ماده 11 قانون حقوق شهروندی : « پرسش ها باید ، مفید و روشن و مرتبط با اتهام یا اتهامات انتسابی باشد و از کنجکاوی در اسرار شخصی و خانوادگی و سئوال از گناهان گذشته افراد و پرداختن به موضوعات غیر موثر در پرونده مورد بررسی، احتراز گردد . »
13 ـ ماده 13 قانون حقوق شهروندی : « محاکم و دادسراها بر بازداشتگاههای نیروهای ضابط یا دستگاههایی که به موجب قوانین خاص وظایف آنان را انجام می دهند و نحوه رفتار ماموران ومتصدیان مربوط با متهمان ، نظارت جدی کنند و مجریان صحیح مقررات را مورد تقدیر و تشویق قرار دهند و با متخلفان برخورد قانونی شود .»
بنا به مواد فوق الذکر در صورتیکه برادران و خواهران ایمانی در زمان دستگیری یا بازداشت مواجه با اقدامات خلاف قانون مأموران شدند . در همان زمان به آنها تذکر دهند و در برگ بازجوئی خود قید نمایند که مأمورین با آنها چگونه برخورد نموده اند و اگر آنها را تهدید کردند و شکنجه نمودند و بر خلاف قانون اقراری اخذ کردند و پس ازاینکه در حضور بازپرس یا رئیس دادگاه حاضر شدند از آنها بخواهند که جواب سوالات را با دستخط خود بنویسند و در صورتجلسه قید نمایند که در زمان بازجوئی با آنها چه رفتارهائی شده و ازمأمورین در همان صورتجلسه دادگاه شکایت بکنند و از بازپرس ویا رئیس دادگاه بخواهند به شکایت آنها رسیدگی کند .
14 ـ ممکن است قبل از حضور در دادگاه مآمورین شما را مورد تهدید قرار دهند که اگر همان صحبتهائی که در بازجوئی با فشار روحی و جسمی از شما اخذ کرده اند را در حضور قاضی نگوئی مجدداً شما را بر می گردانیم و با شما شدیدتربرخورد می کنیم . ولی شما با توکل به خدا و بدون ترس در زمان حضور در دادگاه اگر خدای نکرده اقراری برخلاف واقع و حقیقت نموده اید؛ منکر شوید و در صورتجلسه قید نمائید که آن اقاریر را با فشار های روحی و جسمی ازشما اخذ نموده اند و در همانجا شکایت کنید و در صورتجلسه بنویسید .زیرا حق قانونی شما است که جواب سوالات را با دستخط خود بنویسید . مطابق ماده 12 قانون حقوق شهروندی : « پاسخ هابه همان کیفیت اظهار شده و بدون تغییر و تبدیل نوشته شود و برای اظهار کننده خوانده شود و افراد با سواد در صورت تمایل ، خودشان مطالب خود را بنویسند تا شبهه تحریف یا القاء ایجاد نگردد .»
ماده 131 قانون آئین دادرسی کیفری : « پاسخ سوالات همان طوری که بیان می شود باید بدون تغییر و تبدیل یا تحریف نوشته شود . متهمین با سواد می توانند شخصاً پاسخ سوالات را بنویسند .»
15 ـ ممکن است در بازجوئی به شما فشارهای جسمی و بدنی وارد ننمایند ولی شما را در انفرادی نگه دارند ، چشم بند بزنند ، در ساعتهای متوالی و طولانی از شما بازجوئی نمایند و یا مرتب شما را به زیر زمین در سلول برده و شما را به طبقه بالا ببرند و پشت سر شما بنشینند و شما را تهدید کنند ( از کار اخراجتان می کنیم ، آبرویتان را می بریم ، به قاضی می گوییم زندان طویل المدت برای شما حکم کند ) یا اینکه خبرهای ناگوار به شما بدهند ، همسرتان، مادرتان ، پدرتان و یا فرزندتان بیماری شدیدی دارد و در بیمارستان است زودتر جوابهای که ما می خواهیم بنویسید تا آزادتان کنیم ، اجازه ملاقات با خانواده و وکیل را ندهند حتی اجازه تماس تلفنی را ندهند و .... همه این موارد مطابق قانون شکنجه محسوب می شود .
16 ـ اگر این موارد رادر زمان حضور در دادگاه بیان نمودید و نوشتید،و قاضی آنها را پاره کرد و یا اجازه نداد بنویسید، شما به قاضی تذکر دهید که اقدام او خلاف قانون است و نمی تواند چنین برخوردی کند و اگر بر کار خلاف قانون اصرار ورزید از پاسخ و امضاء صورتجلسه خودداری نمائید زیرا این حق را نیز قانون به شما داده است . ماده 129 قانون آئین دارسی کیفری : « ... سوالات باید مفید و روشن باشد . سوالات تلقینی یا اغفال یا اکراه و اجبار متهم ممنوع است . چنانچه متهم از دادن پاسخ امتناع نماید امتناع او در صورت مجلس قید می شود . »
17 ـ در اولین فرصت که از زندان یا بازداشتگاه آزاد شدید در صورتیکه آثار شکنجه بر روی بدنتان مشهود است . در همان زمان آثار شکنجه را به چند نفر نشان دهید تا مشاهده نمایند و از آن عکس گرفته و سپس استشهادیه تنظیم نمائید بدین مضمون که « اینجانبان نام ونام خانوادگی و آدرس.... شهادت و گواهی می نمائیم که در تاریخ.... ساعت ... که آقای... از زندان... و یا بازداشتگاه.... آزاد گردید آثار شکنجه از قبیل کبودی ، تورم ، شکستگی ، خراش در صورت ، دست ، پا و... مشاهده نمودیم و حاضر به ادای شهادت در دادگاه می باشیم» و باضمیمه نمودن استشهادیه شکایت نمائید و تقاضای معرفی به پزشکی قانونی را بخواهید . اگر شما را به پزشکی قانونی معرفی ننمودند با مراجعه به چند پزشک از آنها گواهی اخذ نمائید . در صورتیکه پس از بازجوئی و شکنجه شما را به زندان اعزام نمودند می توانید در داخل زندان با تنظیم استشهادیه و شکایت در روی برگ های مخصوص زندان به مدد کار زندان تحویل دهید تا به دادگاه ارسال نمایند.
مطابق ماده 15 قانون حقوق شهروندی می توانید در صورت برخوردهای خلاف قانون طی شکایتی به هیأت نظارت بر حسن اجرای قانون حقوق شهروندی که در دادگستری مرکز هر استان واقع است شکایت نمائید و ضمناً رونوشت شکایت خود را به مقامات مسئول از قبیل رئیس قوه قضائیه ، دادستان کل کشور ، هیأت نظارت و ارزشیابی قضات ، دادسرای انتظامی قضات ، هیأت نظارت بر دادسراهای کل کشور به صورت حضوری یا از طریق پست پیشتاز دوقبضه ارسال نمائید.
18 ـ اگر در زمان بازجوئی اجازه ملاقات با وکیل به شما ندادند و یا وکالتنامه وکیل به شما ارائه نشد در اولین فرصت به وکیل مراجعه نمائید و از او بخواهید که در خصوص حقوق قانونی شما اقدام نماید .بارها دیده شده که در زمان بازجوئی به بازداشت شدگان گفته می شود پس از آزادی سراغ وکیل نروید تا ما زودتر پرونده را خاتمه دهیم . از همین صحبت، شما بدانید که آنها مرتکب تخلف شده اند و ترسی نداشته و حتماً به وکیل مراجعه نمائید .
19 ـ در زمان بازجوئی در بازداشتگاه ( نیروی انتظامی یا اطلاعات ) پس از جواب به هرسوال اطراف آن را با ضربدر*ببندید و ساعت دقیق و تاریخ نیز در پایان هر سئوال قید نمائید .
* .........................................................*
*.....................................*
ساعت 45 : 12 شب تاریخ 8/10/1378
* .........................................................*
*.....................................*
ساعت 1:15 شب تاریخ 8/10/1378
20 ـ بازجوئی می بایست در روز و در مقابل قاضی ( دادیار ، بازپرس ، دادستان ، دادرس و رئیس دادگاه ) و در مکان دادگاه( نه در بازداشتگاه )انجام شود برای صحت سمت بازجو می بایست کارت شناسائی او را مطالبه نموده و در صورتیکه به سمت وی مشکوک بودید ازپاسخ خود داری نمائیدو دلیل خود را بنویسید . زیرا صرفاً مقام قضائی حق بازجوئی دارد نه مأمورین امنیتی یا ضابطین دادگستری .
21 ـ بازداشتگاه و زندان بر اساس آئین نامه سازمان زندانها باید مطابق با شأن بازداشت شده بوده و زندان انفرادی نوعی شکنجه محسوب می شود بنابراین بازداشت شده حق استفاده از ساعات هواخوری ، نمازخانه ، سرویس بهداشتی ، روزنامه تلویزیون و کتاب را داشته و می بایست این موارد از طرف مأمورین و مسئولین زندان و مقامات قضائی خصوصاً قاضی ناظر زندان رعایت شود .
آیا دانستن حقوق قانونی با توجه به برخوردهای غیر قانونی مقامات و قدرت آنها فایده ای دارد ؟
سئوالی که ممکن است ذهن برادران و خواهران ایمانی را مشغول نماید ، این است که برخی مأمورین و کسانی که به نوعی با دراویش برخورد می کنند به وسیله قدرتی که در حاکمیت دارند ، نسبت به رعایت مسائل قانونی و شرعی بی توجه بوده و به قولی گوششان بدهکار این حرفها نیست .؟!!!
به عنوان مثال وقتی برخی مأمورین در حال بازجوئی هستند با ایجاد جو رعب و وحشت فرصتی برای گوشزد کردن مسائل حقوقی و قانونی به اشخاص نمی دهند و حتی ممکن است برادران ایمانی در صورت اشاره به حقوق خود و تکالیف قانونی مأمورین نیز بر خلاف انتظار ؛مورد بی حرمتی آنان قرار گیرند . مثلاً با طرح این موضوع به بازجویان که چشم بند زدن و از اتاقی به اتاقی دیگر بردن ، تهدید کردن ، بی خوابی دادن و سوالات تلقینی و مبهم پرسیدن و ... برخلاف قانون حقوق شهروندی است . بااین پاسخ ها از سوی بازجویان مواجه شوید : « نیازی به اینکه یاد ما بدهید نیست » « اینجا جای این حرفها نیست » « این حرفها برای کتابها است و تنها برای خواند و شنیدن » « این حرفهای مفت را وکلا یادتان دادند؟!! ،حالا حساب آنها هم می رسیم »« ما دستور مقامات رسمی و عالی رتبه را اجرا می کنیم » و غیره
بنابراین، این شبهه پیش می آید که ما هر چند حقوق قانونی خود را هم بدانیم ولی برخی مجریان قانون از قدرت خود سوءاستفاده نموده و اقدامات غیر قانونی خود را انجام می دهند ، چه بسا وکلائی که از تمام خم و چم قوانین اطلاع داشتند و از حقوق دراویش دفاع می کردند و با خود آنها نیز برخوردهای غیر قانونی شد و به مجازاتهای حبس ، شلاق ، جزای نقدی محکوم شدند و حتی پروانه وکالت آنان نیز باطل گردید است .
در جواب این سوال و شبهه باید دانست که :
اولا ً : دانستن مسائل حقوقی و آشنائی به حقوق اولیه اشخاص به هر حال امری است ضروری، چرا که افراد با دانستن حقوق قانونی خود بهتر می توانند از عقیده و آزادیهای مشروع خود دفاع نمایند.
ثانیاً : از لحاظ روانشناسی نیز وقتی شخص حقوق قانونی خود را بداند می تواند بدون ترس وبدون آنکه تحت تأثیر جو بازداشت و بازجوئی قرار گیرد، اظهارات خود را بیان نمایند .
ثالثاً : تنها راه مقابله با بی عدالتی متحجرین و بازجو های خاطی ، مقابله قانونی است . زیرا ما سلاحی جز قانون برای دفاع از حقوق قانونی خود نداشته و جز تمسک به قانون که چارچوب رفتارهای اجتماعی مردمان کشور را معین نموده است ، نداریم.
نلسون ماندلا رهبر آفریقای جنوبی که باعث از بین رفت آپارتاید نژادی شد ،خود حقوقدان و وکیل بود و یا گاندی حقوقدان بود وآنها تنها از راه قانون توانستند با بی قانونی مبارزه کنند و آخر هم پیروز شدند ولی مدتها در زندان و سختی به سر بردند .
البته دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی اسلحه ای دارند که اصل و اساس همه اسلحه ها است و آن « آه دل » است .
آه دل درویش به سوهان ماند گر خود نبرد برنده را تیز کند
بنابراین ؛ اصل و ماده و تبصره و تذکر مسائل قانونی و حقوق شرعی تنها راه دفاع از عقیده و آزادی اندیشه است . از طرفی به هر حال شاید گوش شنوائی پیدا شود و بازوهای نظارتی ارگانهای رسمی به تخلفات رسیدگی کنند . وقتی از طرف مأموری امر خلاف قانون اعمال می شود ، وظیفه ما فقط تذکر و اطلاع رسانی اعمال خلاف قانون به مقامات عالی رتبه و مراجع ذیربط است . مأمور متخلفی که مشاهده می نماید، فرد بازداشت شده توسط او، از حقوق قانونی خود آگاهی دارد و مصرانه بر حفظ حقوق خود پافشاری می کند قهراً وبه ناچار مقید به رعایت موازین قانونی و شرعی شده و نهایتاً نمی تواند با استفاده از جهل اشخاص آنان را مجبور به گفتن و اقرار خلاف واقع نماید .
ادامه دارد....
کارشناسان حقوقی سایت مجذوبان نور
|
آیت الله ناصر مکارم شیرازی: برنامههای جهالت در لباس علم بیان میشود
| |
| قم - خبرگزاری مهر: یکی از مراجع عظام تقلید قم گفت: متاسفانه امروزه ما شاهد هستیم که برنامههای جاهلان و جهالت در لباس علم عرضه میشود. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر در قم، آیت الله ناصر مکارم شیرازی عصر امروز در دیدار با اعضای شورای مشورتی آموزش و پرورش با اشاره به موضوع علم گفت: متاسفانه امروزه آفت علم گسترده شده است و برنامههای جهالت در لباس علم عرضه میشود. |
"تصوف" از زبان علامه حلی
برگرفته از کتاب رساله تشویق السالکین
....چنانکه قدوﺓ المجتهدین جمال اﻟﻤﻟﺔ والدین علامه حلّی علیه الرﺤﻤﺔ در کتاب شرح تجريد در مبحث امامت ميفرمايد، كه از آن حضرت عليه السلام بتواتر منقول است كه آن حضرتعليه السلام سيد و سرور ابدال بودهاند، از همه اطراف عالم بخدمت آن حضرت عليه السلام مي آمدند بجهت آموختن آداب سلوك و رياضات و طريق زهد و ترتيب احوال و ذكر مقامات عارفين.
و در كتاب مذکور مسطور است در بیان فضیلت ائمه علیهم السلام که منتشر و فراوان کرده اند ائمه از علم و زهد و فضل و انقطاع و ترک دنیا را تا غایتیکه فضلای مشایخ فخر میکرده اند به خدمت و بندگی ایشان، چنانچه شیخ ابویزید بسطامی فخر میکرد به آنکه سقا بود در خانه حضرت صادق علیه السلام و شیخ معروف کرخی قدس سره العزیز شیعه خالص و دربان حضرت رضا علیه السلام بود تا از دنیا رحلت کرد.
و هم علامه حلی علیه الرﺤﻤﺔ در کتاب منهج الکراﻤﺔ درجائی که مفاخرت حضرت امیر را می شمارد، میگوید که علم طریقت منسوب است بحضرت امیر المؤمنین علیه السلام و صوفیه کلهم نسبت فرقه خود را بآن حضرت علیه السلام میدهند.
در جست وجوی حقيقت
گفتگو با پروفسور سید حسین نصر 
پروفسور سیدحسین نصر از اندیشمندان سنت گرای ایرانی است که در دنیای امروز نیز چهره یی شناخته شده به شمار می رود هرچند اندیشه های جدید و مناسبات دنیای نو را برنمی تابد و به عبارتی بازگشت به سنت و آموزه های دنیای قدیم را سودمند می داند. آنچه در زیر می آید گفت وگویی است که به تازگی با پروفسور نصر انجام شده است.
- می دانیم که پروفسور ویلیام چیتیک برای نخستین بار در دانشگاه امریکایی بیروت شنونده سخنان شما بوده و از همان جا شیفته اندیشه و فرهنگ شرقی و ایرانی شده اند. به نظر شما دلایل اصلی گرایش دانش پژوهان غربی به فرهنگ، ادبیات و اندیشه شرقی و به ویژه ایرانی چیست؟
انسان اصولاً در جست وجوی آن چیزی است که خود آن را ندارد حتی اگر روزی آن را داشته ولی اکنون در دسترس نیست. در چنین وضعیتی است که او به جست وجوی مطلوب خود فراسوی جامعه و فرهنگ بومی خویش به دیار دیگر سفر می کند، حال خواه آن سفر جسمانی باشد و خواه فکری و روحانی، چنان که خواجه شیراز فرموده؛ آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد.
روزی بود که فرهنگ و تفکر غربی با فرهنگ ها و نحله های فکری تمدن های دیگر جهان مانند تمدن چینی و هندی و البته اسلامی قرابت داشت ولی ساحت معنوی فرهنگ و اندیشه غربی تا حد زیادی از دوران رنسانس به بعد تضعیف شد و مخصوصاً عرفان و به طور کلی اندیشه درون نگر و باطنی به حاشیه رانده شد. نخست در قرن نوزدهم با ترجمه آثار عرفانی و فلسفی اسلامی مخصوصاً ادبیات صوفیانه و نیز منابع هندو نظر گروهی از غربیان مخصوصاً در آلمان متوجه شرق شد و افرادی برگزیده مانند گوته و هردر و شلینگ و برادران اشلگل ظهور کردند و از «رنسانس شرقی» که فکر می کردند مانند رنسانس دوره قرون پانزدهم و شانزدهم میلادی فرهنگ غربی را دگرگون سازد، سخن گفتند.
لکن چنین نشد به رغم تاثیر تفکر شرقی بر افرادی بس مهم از شوپنهاور گرفته تا ویلیام بلیک. لذا تشنگی برای معنویت در وجود بسیاری از غربیان باقی ماند. در قرن بیستم توجهی نوین نسبت به شرق پیدا شد و درخت معارف شرقی به صورت پایدارتری در خاک فرهنگ غربی کاشته شد و این روند بیش از همه در امریکا رخ داد و سپس به اروپا کشیده شد. توجه حوزه های غربی اول به عرفان بودایی به صورت ذن معطوف شد و سپس به ودانتای هندو و بالاخره تصوف. پروفسور چیتیک که اول در دانشگاه امریکایی بیروت و سپس در دانشگاه تهران مدت مدیدی شاگرد این بنده بود، نمونه یی از افرادی است که در نیمه دوم قرن گذشته به تصوف و عرفان علاقه مند شدند و این توجه خیلی بیشتر از قرن نوزدهم تحول وجودی در آنان ایجاد کرد.
مطلب جالبی در رساله تشویق السالکین درج شده بود که از قول سید المحدثین و افضل المجتهدین زین المله والدین العاملی (شیخ بهائی) که سند حدیث علمای به ایشان (شیخ بهائی) میرسد . حال دیدگاه های ایشان در مورد بزرگان عرفان و تصوف همواره با ادب و خشوع بوده و حتی در کتاب کشکول عملا دیدگاه های آن بزرگوار به تصوف کاملا مشحون است و نیازی به شرح ندارد. این در حالیستکه هم اکنون تعدادی از مراجع فعلی که اتفاقا اجازات آنان به (شیخ بهائی)میرسد برخلاف رویه استاد خود عرفا و متصوفه راتکفیر نموده و حتی کار را به آنجا رسانده که حسینیه هایشان را با خاک همسان می کنند و...آیا اتفاقی در فقه افتاده که تا اینگونه خود را از طریقت مرتضوی جدا می دانند..؟؟؟؟؟؟
"تصوف"از زبان شیخ بهائی
برگرفته از کتاب رساله تشویق السالکین
....سید المحدثین و افضل المجتهدین زین المله والدین العاملی که سند حدیث علمای عصر اکثر، بلکه همه باو میرسد و همه به فتوای او عمل میکنند و درکتاب منڍﺔ المریدین میفرماید: عالم را بعد از آنکه فرا گرفت، ظواهر شریعت و استعمال کرد آنچه علمای قدما درکتابهای خود تدوین کردهاند از نماز و روزه و دعا و تلاوت قرآن و غیرآن در عبادت، چیزهای دیگر هست که معرفت آن واجب و لازم است زیرا اعمالی که لازم است بر مکلف از افعال غیر واجبه، منحصر نیست در آن چه تدوین کردهاند بلکه خارج از آن چیزهایی است که معرفت آن واجبتر و مطالبآن عظیمتر است وآن تطهیر نفس است از رذایل خلقیه از کبر و ریا و حسد و کینه و غیر آن از صفاتی که مبین شده است در علومی که مخصوص است بآن و این تکلیفاتی است که یافت نمیشود درکتب شرع و اخبارات و غیرآن از فقه، بلکه ناچار است مکلف را از رجوع کردن در آن بخدمت علمای حقیقت وکتب ایشان که درین باب نوشته شده. و میفرماید که عجیب است، عالم فریفته شود بعلوم رسمی و راضیشود بآن و غافل شود از اصلاح نفسخود و راضیکردن پروردگار. و نیز در كتاب مذكور مي فرمايد كه طالب علم بايد اول باطن خود را پاک کند از کدورات و هواجس نفسانی و صفات و مهلکات شیطانی تا از روی نیت خالص و اخلاصی تمام مشغول بطلب علم تواند شد و این بی مجاهده نفس صورت نمیبندد.
|
افتتاح کتابخانه و بخش صوتی و تصویری سایت مجذوبان نور | |
|
قابل توجه تمامی علاقه مندان و محققان تصوف وعرفان اسلامی؛ سایت مجذوبان نوربا توجه به درخواست جمع کثیری از دوستان وعزیزان ایمانی و در جهت ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی وافزایش وارتقاء سطح آگاهی ،اقدام به تاسیس بخشی به نام «کتابخانه سایت مجذوبان نور»نموده است. بدیهی است این بخش به مرور زمان و با اضافه نمودن کتابهای دیگر تکمیل میگردد. همچنین بخش «صوتی و تصویری» سایت با هدف انتشار مصاحبه کارشناسان حقوقی و وکلای سلسله در خصوص مسایل مربوط به دراویش تاسیس گشته است. امیدواریم که عزیزان ایمانی و دوستان گرامی، با ارسال انتقادات و پیشنهادات خود ، ما را راهنمایی فرمایند. |
ملكوتيان پشمينه پوش(بررسی روایاتی در زمینه
پشمینه پوشی صوفیه)- علیرضا عرب

يكي از مواردي كه مخالفان تصوف به عنوان بدعت صوفيه از آن ياد مي كنند، مسئلۀ پشمينه پوشي صوفيه درمقاطعي ازتاريخ است. مشهور آن است که واژۀ صوفي مشتق ازريشۀ صوف(پشم)بوده وصوفيه به همين دليل به اين نام مشهور شده اند. در این مقاله ابتدا سعی می شود با بررسی روايات اهل بيت عصمت و طهارت(ع) اين مسئله روشن شود كه آيا صوفيه عمل بر اساس بدعت كرده اند و يا مخالفان صوفیه بدون بررسي اصولي و روشمند آيات و روايات و تاريخ اسلام،چنين آراي سستي را عليه تصوف صادر مي كنند؟ و در ادامه به این سؤال پاسخ خواهیم گفت که آيا مي توان از پشمينه پوشي به عنوان يكي از حلقه هاي اتصال صوفيه به اهل بيت(ع) ياد كرد؟

در دور تازه از برخورد با دراویش نعمتاللهی گنابادی، پنجشنبه شب، شماری از دروایش گنابادی کیش توسط مأموران امنیتی دستگیر شدند که سه نفر از آنان همچنان در بازداشت به سر میبرند.
فرشید یداللهی، وکیل دراویش گنابادی کیش، در گفتوگو با رادیو فردا با اشاره به این موضوع، افزود که این تعداد در شامگاه پنجشنبه، پس از برگزاری نماز جماعت و مجلسی که در منزل یکی از آنها برقرار بود، توسط نیروهای انتظامی و امنیتی و بدون ارائه مجوز قضایی دستگیر شدهاند.
آقای یداللهی از عبدالرضا گودرزی، رضا انتصاری، احمد گودرزی، امین گودرزی، تورج یگانه و مهران اسدپور به عنوان دستگیرشدگان روز پنجشنبه نام برد و گفت: با وجود آزادی شماری از دستگیرشدگان در نیمه شب گذشته، عبدالرضا گودرزی، رضا انتصاری و مهران اسدپور، همچنان در بازداشت به سر میبرند.
به گفته آقای یداللهی این سه تن قرار است روز شنبه به دادگاه تحویل و در آنجا تفهیم اتهام شوند.
این در حالی که پیشتر دادگاه کیش با ارسال اخطاریهای از آقای عبدالرضا گودرزی و همسر و داماد وی خواسته بود تا در روز شنبه خود را به این دادگاه معرفی کنند.
این وکیل دادگستری در خصوص اتهامی که متوجه این دسته از دراویش گنابادی است گفت که دلیل بازداشت این افراد هنوز روشن نیست اما بر اساس پروندههایی که در هفتههای گذشته در دادگاه کیش تشکیل شده، تشکیل مجالس درویشی و درویش بودن به عنوان اتهام طرح شده است.
آقای یداللهی گفت که حتی از این افراد تعهد گرفته شده که نباید در تجمعات درویشی حضور داشته باشند یا مجالس درویشی تشکیل دهند.
وکیل دراویش گنابادی با ابراز تعجب از برخوردهای دادگاه کیش، اقدامات صورت گرفته در کیش را خلاف قانون اساسی، اعلامیه حقوق بشر و قانون حقوق شهروندی خواند و گفت که دراویش گنابادی معتقدند درویشی ربطی به سیاست ندارد و عقیده مذهبی آنها در فرهنگ ایران جاری است چرا که در ادبیات ایران فرهنگ تصوف و عرفان به چشم میخورد.
وی دلیل برخوردهای اخیر با دراویش به ویژه دراویش سلسله نعمتاللهی گنابادی را وجود کسانی دانست که «با تحجر و جمود فکری با تصوف و عرفان دشمنی دارند و میخواهند همه مردم به یک صورت فکر کنند و یک عقیده داشته باشند.»
برخورد با دراویش گنابادی در شهرهای مختلف از جمله کیش به تازگی شدت گرفته و از جمله در روز یکشنبه ۸ دی ماه، ماموران اداره اطلاعات جزیره کیش، با حمله به شماری از دراویش گنابادی نعمت اللهى، آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
در جریان این حمله به دراویشی که جلو در ورودی حسینیه دراویش در حال نمازگزاری بودند، نمازگزاران مورد ضرب و شتم قرار گرفته و شماری از آنان نیز بازداشت شدند.
مأموران امنیتی همچنین در همان روز با مراجعه به خانههای پنج تن از دراویش گنابادی ضمن بازرسی خانهها، این دراویش را بازداشت و به اداره اطلاعات کیش منتقل کردند.
منیع: رادیو فردا

حضرت آیت الله العظمی مظاهری از بزرگنرین مراجع تقلید شیعیان ایران و جهان ظلم و سرکوبی دراویش درایران و آزار و اذیت برادران وخواهران اهل تسنن را تقبیح شمرده و آن را قویاً محکوم کردند
به دنبال یک استفتاء در مورد نحوه برخورد دوگانه مراجع تقلید در حمایت از مسلمانان پیرو مذهب تسنن در غزه ، و سکوت و خاموشی آنان در برابر سرکوب برادران مسلمان اهل تسنن در شهرهای مختلف ایران و همچنین بیتفاوتی آقایان مراجع عظام در مورد سرکوب سازمان یافته شیعیان پیروان مکتب درویشی که همراه با تخریب یا تعطیل حسینیه های آنان انجام میشود آیت الله العظما مظاهری با صدور فتوایی ، ظلم و ستم را از جانب هر کسی که انجام شود تقبیح کرده و دفاع مظلوم را در برابر ظالم در صورت امکان لازم شمردند. متن استفتاء و فتوا به شرح زیر است:
متن سوال شماره:11694
حضور محترم جناب عالی در كشور اسلامی ما برادران و خواهران مسلمان و هموطن به جرم سنی بودن و شیعیانی به جرم درویش بودن بازداشت و محبوس و نفی بلد شده اند و شلاق تعزیر خورده اند و حسینیه ها و تكایا و اماكن عبادی و منازل مسكونی انان تخریب شده است از جناب حضرت عالی به عنوان مرجع تقلیدم این سوال را دارم فرق بین این مسلمانان در ایران با مسلمانان سنی در فلسطین و نوار غزه چیست كه جناب عالی در مقابل این سركوبها سكوت میفرمایید ودر مقابل به حمایت از برادران و خواهران سنی در نوار غزه و فلسطین به حمایت فرمان صادر میفرمایید شما به عنوان مرجع تقلید ما چه دستورمیفرمایید كدام حركت اسلامی و شرعی است و كدام حركت غیر اسلامی و غیر شرعی است با تشكر از راهنماییهای حضرت عالی
پاسخ سوال شماره:11694
بسمه تعالی
ظلم از هرکس باشد و در هرکجا باشد قبیح است و از مظلوم، هرکس باشد و در هرکجا باشد، دفاع لازم است. مگر نتواند که در این صورت معذور است.
حسین المظاهری
براساس گزارشهای رسیده ، با تشکیل جلسه شورای تأمین کرج در سه روز متوالی از تاریخ شنبه 21/10/87 تا روز دوشنبه 23/10/87 با حضور فرماندار ، شهردار و کلیه مسؤولان ادارات این شهرستان و تنی چند از مقامات امنیتی اعزامی از تهران ، موضوع حسینیه دراویش نعمت اللهی گنابادی در دستور کار قرار گرفت .
طبق گزارشهای رسیده از جلسه شورای تأمین ، رقابتها و چالشها میان صاحبان قدرت در حاکمیت سیاسی ایران در اجرای حکم تخریب حسینیه کرج و یا عدم اجرای آن، نقش بارز و تعیین کننده ای به خود گرفته است .
یا آور می گردد حجت الاسلام والمسلمین کازرونی امام جمعه شهر کرج که نماینده رهبری در این شهرستان نیز است ، به شدت با تخریب حسینیه دراویش نعمت اللهی گنابادی در کرج مخالفت کرده و همچنان شورای تأمین برای مقابله با امام جمعه ، بدون حضور این مقام سیاسی - مذهبی شهر تشکیل جلسه داده است .
شهردار کرج در مصاحبه با خبرگزاری جمهوری اسلامی گرچه به ظاهر اعلام کرد که موافق تخریب حسینیه دراویش گنابادی نیست اما درادامه مصاحبه می گوید که برای چگونگی اجرای حکم تخریب منتظردستورمقامات ذیربط است.
آگاهان بر این باورند که این مقامات ذیربط ، گروههایی خاص درمیان امنیتی های کشور در وزارت اطلاعات می باشند. گفتنی است طبق قواعد و قوانین موضوعه کشور دخالت در مسایل شهری ربطی به شورای تأمین ندارد و این شورا بیش ازحدود وظایف و اختیارات خود، این موضوع را دردستورکارقرارداده است .
ساعت 12 ظهر روز چهارشنبه 25دیماه 1387، جمشید لک از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی در شهرستان دورود از سوی دادگستری این شهرستان تهدید شد .
به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور از خرم آباد : ساعت 12 ظهر روز چهارشنبه 25 دیماه ، شخصی ناشناس با شماره تلفن 4236212 و معرفی خود به عنوان کارمند دادگستری ، با منزل آقای جمشید لک از دراویش گنابادی تماس گرفته و خواستار حضور فوری وی در دادگستری شده است .
براساس این گزارش ، جمشید لک به واسطه احضارهای خلاف قانون اداره اطلاعات شهرستان دورود و ایجاد مزاحمت برای وی و خانواده اش و ایراد ضرب و شتم از سوی مأمورین اطلاعات دورود بر روی دهان و لثه وی در بهمن ماه 1384 ، شکایتی را از مأمورین خاطی در اداره اطلاعات ، به مقامات ذیصلاح نوشت . به دلیل نگارش این نامه با شکایت اداره اطلاعات از سوی دادستانی دورود به اتهام نشر اکاذیب ، افتراء و توهین به مأمورین دولت تحت پیگرد قرار گرفت و با دستور دادستان 11 روز زندانی شد .
این گزارش می نویسد : جمشید لک از سوی شعبه 102 دادگاه جزایی دورود به شش ماه حبس ، 74 ضربه شلاق و یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم شد که نهایتاً شعبه هفتم دادگاه تجدیدنظر لرستان وی را ازاتهامات نشراکاذیب و توهین به مأمورین تبرئه و نسبت به افتراء ، محکومیت 74 ضربه شلاق را تأیید نمود و حال دادگستری دورود خواستار اجرای حکم شلاق این درویش گنابادی است .
این گزارش در پایان می افزاید : وکالت این درویش گنابادی را آقای مصطفی دانشجو برعهده داشت که آقای دانشجو نیز در این پرونده به دلیل دفاع از این درویش گنابادی با شکایت اداره اطلاعات به اتهام تهمت و افتراء از سوی شعبه 102 دادگاه جزایی به یکسال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم شد که نهایتاً شعبه اول دادگاه تجدیدنظر لرستان با تغییر عنوان اتهامی این وکیل دادگستری به نشراکاذیب محکومیت آقای دانشجو را به سه میلیون ریال جزای نقدی تبدیل کرد .
بنا به خبرهای رسیده از جزیره آزاد کیش ، پیرو پلمپ حسینیه و دستگیری تعدادی از دراویش نعمت اللهی گنابادی در هفته های گذشته ، امروز پنج شنبه 26دیماه ساعت 7 شب نیروهای اطلاعاتی و انتظامی بدون ارائه مجوز قضایی مبنی بر جلب و یا ورود به منزل در شب ، پس از محاصره و کنترل شدید منطقه ، به منزل آقای محمد جعفر انتصاری هجوم برده و تعدادی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که در آن مکان جهت برگزاری مجلس درویشی و ذکر خدا حضور داشتند را جلب و با برخورد فیزیکی با مردان و زنان و با زور و غلبه، به بازداشتگاه اداره اطلاعات کیش منتقل نمودند.
تعداد و اسامی بازداشت شدگان تاکنون به صورت دقیق مشخص نیست ولی بنا به گزارشهای دریافتی : آقایان انتصاری ، عبدالرضا گودرزی احمد گودرزی ، امید حسن زاده ، مهران اسدپور و تورج یگانه ، هم اکنون در بازداشتگاه اطلاعات کیش به سر می برند .
آخرین خبرها از جزیره کیش حاکی از آن است که خانواده های دراویش بازداشت شده هم اکنون در مقابل اداره اطلاعات کیش تجمع نموده و خواستار آزادی بلا قید و شرط نامبردگان می باشند . خبرهای تکمیلی متعاقباً اعلام می شود.
مجذوبان نور
اینبارنیروهای امنیتی ایران الهام بخش نیروهای
امنیتی عربستان....؟!!چند حسینیه را در احساء بسته شد .
منبع: اختصاصی ابنا
به گزارش خبرگزاری ابنا به نقل از "الراصد"، نیروهای امنیتی عربستان
در اقدامی خصمانه و بدون اخطار قبلی، حسینیه "البدی"، "الشواف" و "ابوزيد"، در شهر الفوف را بستند. این در حالی است که چندی پیش نیز مجلس عزاداری سادات علوی در روستای "الدالوه" و حسینیهای در روستای "البطانیه" ودر دیگر بخشهای استان "الاحساء"، به دستور نیروهای امنیتی عربستان بسته شده بود و از برپا کنندگان مجالس با انجام بازجوییهای متعدد و تعهد کتبی گرفته شد.گفتنی است نیروهای امنیتی عربستان هفته گذشته با حمله به نمادهای عزاداری امام حسین(ع) و پارچهنوشتهها در منطقه "الاحساء"، آنها را پایین آوردند. همچنین در این روز برق مسجد بزرگ شیعیان منطقه ملک فهد الاحساء قطع گردید.
حسینیه شیعیان در پاکستان به آتش کشیده شد
به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از فارس، شب گذشته در شهرستان "میرپور خاص" در منطقه "چاکی پاره" در ایالت سند، پس از درگیری میان عزادران حسینی و اعضای گروهک تروریستی موسوم به سپاه صحابه شورش در این شهرستان آغاز شد. بر اساس این گزارش، در این درگیریها که با سر شعار علیه هر دو طرف آغاز شد، ترویستهای صحابه بازار و فروشگاهای شهرستان میرپور خاص را با زور مجبور به تعطیل کردند. همچنین شورشیان ناشناس نیز برخی وسایل نقلیه را در سطح شهر به آتش کشیدند. در ادامه این درگیری، صبح امروز در اقدامی تروریستی سپاه صحابه یکی از حسینیههای این شهرستان را به آتش کشید و تنش شدید میان سپاه صحابه و عزاداران حسینی سراسر شهر را فرا گرفت و این شهر به حالت تعطیل در آمده است. نیروهای انتظامی در نقاط مهم شهرستان برای کنترل شورش گشتزنی میکنند و تاکنون چندین فرد ناشناس به اتهام شورش و درگیری دستگیر کردهاندجهت دانلود مصاحبه دکتر سید مصطفی آزمایش با صدای آمریکا به لینک ذیل مراجعه فرمایید :
فتنه و جو سازی متحجرین علیه دراویش گنابادی در شهرستان گراش
امام جمعه این شهرآقای حلاجی : ببینید ما که درس خواندیم و زحمت کشیده ایم چرا یک نفر به دیدن ما نمی آید؟"....
به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور از گراش لارستان ، فرمانداری گراش چندی قبل آقای اکرم باشی نژاد ازدراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی،شاغل در شهرداری این شهرستان را احضارو پس از چند ساعت بازجویی با تهدیدو ارعاب از وی می خواهند که در مجالس درویشی شرکت ننماید.
هم زمان و به موازات برخورد فرماندار، امام جمعه این شهرآقای حلاجی نیز در نماز جمعه با توهین به دراویش گنابادی وبا تهمت وافترا و اظهارات کذب ، نمازگزاران راترغیب به برخورد با دراویش می نماید. آقای حلاجی در بخشی از خطبه های نماز می گوید :
"دراویش گنابادی در حال ازدیادند و ما از آنها میترسیم باید با آنها مقابله کرده و جلوی انها ایستاد ... چرا اجازه می دهید این همه مسافر ازنقاط دور و نزدیک برای دیدن و زیارت یک بی سواد به گراش بیایند ... ما با این همه درس خواندن و دود چراغ خوردن کسی به زیارت ما نمی آید ولی این پیرمرد که بی سواد است مدام از اطراف برای زیارت او می آیند و حسینیه آنها شلوغ و مساجد ما خلوت است... ببینید ما که درس خواندیم و زحمت کشیده ایم چرا یک نفر به دیدن ما نمی آید؟"....
|
اخبـــار دراویـــش اصفهــان
|
|
خبرنگار سایت مجذوبان نور از اصفهان گزارش داد دو تن از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی به نامهای قاسم و احمد جعفرپور که در خیابان هاتف مقابل امامزاده اسماعیل اصفهان در حدود پنجاه سال است به شغل آرایشگری مشغول میباشند اخیرا جهت تمدید پروانه کسب خود به اداره اماکن مراجعه نموده و مسئولین با تقاضای آنها مخالفت و پراونه کسب آنها را تمدید نمی نمایند. مامورین اداره اماکن و اداره اطلاعات اعلام می کنند چون اسم مغازه به نام "اخوان" می باشد تخلف محسوب شده و به همین دلیل پروانه کسب تمدید نخواهد شد . این اقدام اداره اماکن وادراه اطلاعات خانواده های این دو درویش گنابادی را با مشکلات عدیده ای جهت امرار معاش روبرو نموده است.
|
|
پــرونـــدهای دیــــگر از دســتـگیــــری دراویــش نعـمـــتالــــــهی در گـفـت و گـــــو بـا فرشـــــیـد یـدالـــهی رادیو زمانه |
|
اینبار کیش، این پرونده محرمانه است اردوان روزبه خبرها اشاره داشتند که چندی پیش چهار نفر از درویشهای نعمتالهی گنابادی در کیش در یک مراسم در حسینیهشان دستگیر شدند. اینبار نکته قابل تأمل این بود که پرونده دستگیری این درویشها «محرمانه» اعلام شده بود. محمدجعفر انتصاری، عبدالرضا گودرزی، هادی حبیبی و رویا اسدپور از دراویش سلسله نعمتاللهی گنابادی بودهاند که در جزیره کیش توسط مأمورین نیروی انتظامی دستگیر و بازداشت شدند. این نکته حتا برای وکیلهای این دستگیر شدهها نیز مبهم بود. عدم امکان تماس با دستگیر شدهها، عدم اعلام اتهام به وکیلها و مواردی از این دست، شامل وضعیت متهمین بوده است و از سویی آنها در یک بند امنیتی نگهداری میشدهاند. پس از دستگیری این هشت نفر در هفتم دیماه امسال، روز شنبه هفته گذشته، چهاردهم دیماه چهار نفر از آنان آزاد شدهاند. اما منزلهای آنها مورد تفتیش قرار گرفته است. فرشید یداللهی و امیر اسلامی، وکالت این گروه از دروایش را برعهده گرفتهاند، آنهم در شرایطی که برخی در مقابل منزلهای دستگیر شدگان تجمع کرده بودند و اجازه ورود به خانه این افراد را نمیدادند. در همین رابطه، با فرشید یدالهی از وکلای این گروه از دروایش گفت و گو کردهام. او در ابتدا اشاره میکند این پرونده به چه استنادی محرمانه اعلام شده است: متأسفانه در قانون آیین دادرسی کیفری، تبصرهای قرار دارد که به استناد آن پروندهی ما محرمانه اعلام شده است. بعضی قضات از این ماده استفاده میکنند و اجازهی دخالت وکلا را در این مرحله یعنی مرحله بازپرسی نمیدهند. البته وکلا طبق قانون میتوانند در تحقیقات مقدماتی حضور داشته باشند، ولی نباید دخالتی داشته باشند و اگر مطالبی را در خصوص موکلشان لازم بدانند میتوانند بعد از بازجویی به اطلاع ریاست دادگاه برسانند. البته پروندهی دراویش، پروندهای نبوده که امنیتی باشد. در ابتدا به دادگستری کیش مراجعه کردیم که در آن زمان رییس شعبه حضور نداشتند و جانشین شعبه حضور داشتند. از ایشان تقاضا کردیم که میخواهیم با موکلانمان ملاقات داشته باشیم و وکالتنامه را به امضایشان برسانیم. ایشان به ما اجازهی ملاقات ندادند و اعلام کردند پرونده امنیتی است و ممنوعالملاقات هستند. اما دستور دادند ما آن دستور را به همراه برگهی وکالتنامه به ادارهی اطلاعات کیش ببریم و آنجا اعلام کردند که وکالتنامه را به آقایان و خانمها ارایه میدهیم، اگر امضا کردند بعد ضمیمهی پرونده میکنیم. باز تقاضای ملاقات کردیم و اجازهی ملاقات ندادند. لایحهای با اشاره به این موارد که، حقوق قانونی موکلانمان است که وکلا با آنها ملاقات داشته باشند و خانوادهشان از وضعیتشان اطلاع داشته باشد، نوشتیم. یکی از موکلان خانمی بودند که از نظر قلبی مشکل داشتند، درد مفاصل هم داشتند و صاحب فرزند خردسالی بودند که خانوادهشان خیلی نگران این موضوع بودند. اینها را به اطلاع ریاست دادگاه رساندیم ولی متأسفانه توجهی نشد و آنها یک هفته در ادارهی اطلاعات در بازجویی بودند و در این مدت هیچ اجازه ملاقاتی به خانوادهی اینها و وکلایشان داده نشد. آنطور که ما اطلاع پیدا کردیم پس از بازپرسی اولیه جمعه به کیش برگرداندند و ساعت یازده شب از آنها در دادگستری کیش بازجویی کردند و خانم اسدپور و آقای انتصاری را آزاد کردند. یکشنبه هم آقای گودرزی و آقای حبیبی را آزاد کردند. آزادی با قید ضمانت است یا در کل، پرونده بسته شده است؟ آنطور که ما اطلاع پیدا کردیم در زمانی که این افراد در بازداشت بودهاند، وکالتنامه به آنها ارایه نشده است و به بعضی از آنها هم گفتهاند اگر وکیل نگیرید بهتر است. اما الان که آزاد هستند انشالله وکالتنامه را تنظیم میکنیم و مجدداً به دادگاه مراجعه میکنیم. به هر حال آنها را با قرار کفالت آزاد کردهاند. دلیل دستگیری این دراویش در کیش چه بوده است؟ چیزی که این آقایان و خانمها بعد از آزادی خود به ما اعلام کردند، این بود که آنها تجمعات و مجالس درویشی داشتهاند که به آنها گفته شده بود این مجالس غیر قانونی است و نباید این مجالس را داشته باشید. یعنی بیشتر بحث مسایل اعتقادی بوده است. آیا از نظر حقوقی، برگزاری این مجالس در ایران غیر مجاز به حساب میآید؟ خیر. غیر مجاز نیست و مجالس دراویش در اسلام منعی ندارد. در قانون هم منعی برای آنها در نظر گرفته نشده است. اصول قانون اساسی، تفتیش عقاید را ممنوع اعلام کرده است. فرقههای مختلفی از دراویش داریم. چرا بیشتر برخوردها حول محور دراویش نعمتالهی بوده است؟ برای ما هم سوال است که چرا این برخوردها با آنها میشود. الان افرادی در دستگاه حاکمه هستند که تفکری مخالف با تصوف دارند و با تصوف عناد دارند. در حالی که تمامی نظام و همهی مسئولان چنین تفکری ندارند. اما عدهای هستند که برای پیشبرد اهدافشان این اقدامات را انجام میدهند. از طرفی هم دراویش نعمتالهی گنابادی در تمامی شهرها و بین جامعه و مردم حضور دارند و تعدادشان هم قابل توجه است. بعضیها فکر میکنند باید از این بابت نگران باشند. نحوهی برخورد با موکلان شما در مدت دستگیری چگونه بود؟ چیزی که اعلام کردهاند، شکنجهی جسمی در کار نبوده ولی از این افراد سوالات عقیدتی و بر خلاف حقوق شهروندی شده است. به هر حال رو به دیوار نگه داشتن، فیلمبرداری کردن، اجازهی ملاقات ندادن مواردی است که غیر قانونی محسوب میشود و بر خلاف حقوق شهروندی است. منبع : رادیو زمانه
|
صبح چهارشنبه 18-10-87 ( سحر عاشورا -سال 1430-آقایان) کیفیت بالاتر عکس
صبح یکشنبه 15-10-87 (آیات محکمات ومتشبهات-آیه 7 سوره آل عمران -خانمها) کیفیت بالاتر عکس
صبح شنبه 14-10-87 ( شعار و دسار -جلوه عزادازی-گمان بد-خانمها ) کیفیت بالاتر عکس
صبح شنبه 14-10-87 ( وقف -آقایان) کیفیت بالاتر عکس
-صبح جمعه 13-10-87 ( شروع ماه محرم-انحراف از معنی-خرافات -خانمها) کیفیت بالاتر عکس
صبح پنجشنبه 12-10-87 ( امتحان الهی-آقایان ) کیفیت بالاتر عکس
-صبح شنبه 14-10-87 ( روانشناسی و روانکاوی -استخاره و استشاره-خانمها ) کیفیت بالاتر عکس
-صبح شنبه 14-10-87 ( ارجحیت اثر به صاحب اثر -آقایان) کیفیت بالاتر عکس
-صبح جمعه 20-10-87 ( تردید-قدرت ایمان -نقش خانمها -زهیر-بشر حافی-فضیل عیاض-خانمها) کیفیت بالاتر عکس
سایت flickr برای کامل کردن اطلس تصویری ایران می باشد . اگر قصد این را دارید که مکان های دیدنی و تاریخی و توریستی شهر و استان خود را به دیگران معرفی کنید و یا عکس های زیبا و جالب خود را در اختیار عموم قرار دهید به سایت زیر مراجع کرده و عضو شوید و عکس های مورد نظر خود را به تفکیک استان های کشور به همراه توضیحات مربوطه در مورد آن در آنجا درج کنید .
فتواهای مراجع عظام تقلید وارد بازار عروسک فروشی شد!!!
آقا جان مگه استفتا را نمی بینید؟؟ عروسک باربی را نخرید
آیتالله مکارم شیرازی: مصنوعات صهیونیستها حرام است

۲۳ دي ۱۳۸۷
آیت الله مکارم شیرازی خریـد و فروش مصنوعـات صهیونیست ها را حـرام اعـلام کرد.
به گزارش واحد مرکزی خبر، وی در پاسخ به استفتایی درباره خرید و فروش ،
استفاده ، نگهداری و اهدای عروسک های باربی و سایر لوازمی که تصاویر این
عروسک را دارند تصریح کرد چنانچه متعلق به صهیونیست ها باشد حرام است.
|
دراویش گنابادی بندر دیلم در رنج و عذاب قشـــریــــــون و.... |
|
به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور از بندر دیلم : مامورین حراست اداره آموزش و پرورش این شهرستان با احضار آقای عیسی برمکی ،از وی خواسته اند که مجالس شب های دوشنبه را تعطیل نماید ودر صورت امتناع از این دستور، وی را به بندر نخل تقی تبعید و منتقل خواهند نمود و دراویش این شهرستان اجبارا و جهت حمایت از برادرایمانی خود مجلس یکشنبه شب 22 دیماه 1387 را در محل دیگری برگزار نمودند . در ادامه این گزارش آمده است :آقای فرج امیرزاده مجلس دار شب های جمعه بندردیلم ، در دو مرحله مورد تهاجم و ضرب و شتم نیروهای قشری !!(امنیتی)قرار گرفته است و بارها از سوی مامورین اداره اطلاعات و متحجرین منطقه ،به دلیل انعقاد مجالس درویشی در منزلش مورد تهدید و ارعاب قرار گرفته است . قشریون این منطقه اعلام نموده اند در صورتی که مجالس دیلم تعطیل نگردد به منازل دراویش حمله خواهند نمود. یکی از دراویش ساکن در بندر دیلم در مصاحبه با خبرنگار سایت مجذوبان نور اظهار داشت : چندی پیش عده ای از قشریون ومتحجرین این شهرستان به تحریک نیروهای امنیتی ،طوماری علیه دراویش تنظیم کرده و به فرمانداری دیلم ارسال نموده اند و خواستار برخورد با دراویش شده اند . این تحرکات تنها به جهت زمینه سازی برای برخورهای فیزیکی صورت می گیرد و مستمسکی برای اداره اطلاعات خواهد بود که اعمال غیر قانونی خود را با مردمی نشان دادن !!مخالفتها علیه دراویش توجیح نماید . بخش اعظم دراویش بندر دیلم را جوانان تشکیل می دهند و گویا مامورین اداره اطلاعات ومقلدین بعضی از مراجع دولتی که در این بندر صاحب نفوذ می باشند!! ترجیح می دهند جوانان این شهر بدنبال اعتیاد و قاچاق کالاو مفاسد اجتماعی باشند تا به دنبال معارف الهی ،و معلوم نیست دراویش گنابادی چه ضرر و مزاحمتی برای آنها ایجاد نموده اند؟ سئوال اینجاست که ارگانهای امنیتی و انتظامی دربندر دیلم که ازمالیات این مردم حقوق می گیرند مجریان قانون هستند یا جیره خوارو تابع مقلدین مراجعی که با دراویش به مخالفت برخواسته اند !؟ چرا دراویش در کشور و موطن خودشان نباید امنیت جانی داشته باشند؟ اگر این "آقایان" فکر می کنند با این روشها می توانند ما را از راه تشیع راستین که همانا تصوف حقه می باشد بازدارند در خیال خامی به سر می برند که گذرزمان آن را اثبات خواهد کرد و زمستان رنج و عذاب می گذرد و سیاهی آن بر رخسارو چهره آنان خواهد ماند. |
|
سايت تصـــوف ايـــران برای چهـــارمين بار فيلـــتر شد |
|
اطلاعيه آدرس جديد سايت تصوف ايران وقتي در نوشته هاي آيت الله زنجاني میخواندم كه در حوزه علميه مثنوی را با انبر برميدارند قبولش سخت بود ولی امروز كه برای چهارمين بار سايت تصوف ايران فيلتر شد واضح گرديد كه همان طرز فكر در بسياری از نهادهای فرهنگي و سياسی كشور ريشه دوانده است. آدرس جديد سايت تصوف ايران http://www.sufi. ws ميباشد كه اميد است مورد استفاده علاقمندان و محققين عرفان اسلامی و فرهنگ كهن ايران زمين قرار گيرد. برای جلوگيری از پيشروی آن خط سياسی غيردينی كه با تفكر و تدبر ايراني مخالف است از مديران كليه سايتهای اينترنتی درخواست مينمايد كه مطالب، كتب، مستندات و محتوای سايت تصوف ايران را دانلود كرده و در سايت خود قراردهند تا وسعت توزيع مطالب امكان فيلتر مجدد اين فرهنگ غنی را سلب نمايد. همچنين از سايتهايی كه به سايت تصوف ايران لينك داده اند درخواست ميشود لينك جديد را درج نمايند. به اميد روزی كه گروهی ديگران را اجبار ننمايند كه چگونه فكر كنيد. آدرسهای فيلتر شده سايت تصوف ايران: http://www.sufism. ir http://www.tasavuf. ir http://www.tasavof.ir http://groups. yahoo.com/ group/sufism_ ir آدرس گروه خبری سايت نيز به آدرس زير تغيير يافت: http://groups. yahoo.com/ group/sufism- ir ____________ _________________ ______ از گيرندگان اين نامه دعوت ميشود كه از كتابخانه بی نظير سايت تصوف ايران بازديد و متن كامل كتب عرفانی مورد علاقه خود توضيحات: سايت تصوف ايران صرفاً يك سايت فرهنگي است و شامل يك كتابخانه تخصصي منحصر بفرد از تفاسير قرآن و كتب عرفا و دستورات اخلاق اسلامي است و كليه كتب مندرج در سايت تصوف ايران داراي مجوز چاپ و نشر صادره از وزارت ارشاد بوده و قبلا به صورت كاغذي نيز چاپ شدهاند. متذكراً اين سايت فعاليتي در زمينة سياسي يا خبري نداشته است و مشمول هيچيك از بندهاي ماده هفت آييننامه ساماندهي فعاليت پايگاههاي اطلاعرساني (سايتهاي) اينترنتي ايراني به شمارة 109060 / ت / 35741 هـ مورخ 5/9/1385 مصوب هيأت محترم وزيران نميشود. از جهات ديگر: اولا هر فرد از اين حق برخوردار است كه داراي سايتهاي اينترنتي باشد و اين موضوع از مصاديق حقوق مالكيت وي ميباشد و براساس اصل بيست و دو قانون اساسي از تعرض مصون است. واحد فيلترينگ مخابرات و كميته تعيين مصاديق پايگاههاي اطلاع رساني رايانهاي غيرمجاز بدون هرگونه اعلام قبلي به اقدام به فيلتر نمودن سايت تصوف ايران نمود و اين اقدام از مصاديق قاعده حقوقي قبح عقاب بلابيان بوده كه بدون تفهيم اتهام فرد مجازات شده است. ثانيا اقدام واحد فيلترينگ در فيلتر نمودن سايت تصوف ايران ارتكاب عملي است كه قانون براي آن مجازات تعيين نموده است. براساس آييننامه ساماندهي فعاليت پايگاههاي اطلاعرساني (سايتهاي) اينترنتي ايراني به شمارة 109060 / ت / 35741 هـ مورخ 5/9/1385 هيأت محترم وزيران اشعار ميدارد كه: "اتخاذ تصميم نسبت به پايگاههاي موضوع اين آييننامه مانع طرح شكايت عليه آنها در مراجع ذيصلاح و جبران خسارت و مجازات قانوني نميباشد." و بر اين اساس تخطي از حدود مفاد مقرر در ماده هفت آييننامه مزبور كه تنها پايگاهها و سايتهايي را قابل انسداد ميداند كه شامل يكي از موارد مندرج در ماده هفت آن باشند، فيلترينگ سايتهايي كه مشمول مفاد ماده هفت نميشوند در زمرة جرم تلقي ميشود. از طرفي ماده پانصدوهفتاد قانون مجازات اسلامي تصريح ميدارد كه اقدام هريك از مقامات و مأمورين دولتي كه برخلاف قانون آزادي شخصي افراد ملت را سلب كند يا آنان را از حقوق مقرر در قانون اساسي محروم نمايد را جرم و مستوجب مجازات دانسته است. ثالثا استناد كميته مزبور به توجيهاتي غير از آنچه كه در قانون تصريح شده مسموع نميباشد و طرح و مستمسك قراردادن ادلهاي نظير «از لحاظ امنيتي» و «مصلحت كشور» و عناوين مشابه به مثابه قانونگزاري است و كميته مزبور كه متشكل از نمايندگان وزارت اطلاعات و وزارت ارشاد و مخابرات و شوراي انقلاب فرهنگي است حق قانونگزاري ندارد. براساس اصل نهم قانون اساسي كه اشعار بر اين دارد كه هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور آزاديهاي مشروع را هرچند با وضع قوانين و مقررات سلب كند مجاز به صدور دستور مبني بر فيلتركردن سايتهاي متعلق به درويشان گنابادي نيست. چه اين كميته علاوه بر فيلتر نمودن سايت تصوف ايران در يك اقدام كلي دستور داده تا تعداد بسياري از سايتهاي مرتبط با دراويش گنابادي را فيلتر نمايند. در صورتي كه براساس اصول دوازده و سيزده قانون اساسي پيروان مذاهب اسلامي و اهل كتاب در اشاعة و تعليم تعاليم و تربيت ديني خود آزادند چه رسد به شيعيان اثني عشري. لذا هرگونه استناد به توجيهات امنيتي و استصلاح مبني بر لزوم فيلترينگ سايت تصوف ايران از ابعاد سياسي و يا امنيتي و غيره توسط واحد فيلترينگ فاقد وجاهت قانوني است. رابعا اقدام كميته مزبور و واحد فيلترينگ تعرض به حقوق شهروندي و آزاديهاي مشروع افراد تلقي و فيلتر شدن سايت در زمره تعرض به حيثيت اجتماعي افراد ميباشد و براساس اصل بيست و دو قانون اساسي حيثيت افراد از تعرض مصون است. مدير سايت تصوف ايران http://www.sufi. ws |
|
آخریـن وضعیت حســـیـنــیــه دراویـــش گنــــــابـــادی در شهــر کــــرج
|
|
مجموعه فعالان حقوق بشر در خصوص آخرین وضعیت حسینیه دراویش گنابادی در کرج که طبق اعلام شهرداری منطقه 2 این شهر، برنامه ریزی تخریب آن تا قبل از تاریخ 19/10/87 قطعی شده بود، |
|
هیچ جنجالی درکارنیست ... |
|
اگراوقاتتان تلخ نمی شود می خواهم به انقیاد وجوهی بپردازم که هم دنیای مارا سامان بدهد هم آخرت مارا . این را از محرم و کربلا آموخته ام . و از پای منبرعلمایی که روزی روزگاری برای یک جلسه صحبت ، ساعت ها مطالعه می کردند . سطحی گرایی آزاردهنده ای که این روزها دچارش شده ایم ما را به سینه دیواری می کوبد که درآنسویش یک فاجعه ی آذین بسته را تدارک می بینند . باورکنید اصلا خجالت نمی کشم از اینکه بحث شبهای محرمم به اموری سرایت کند که بوی دنیا و مملکت داری بدهد . بعضی ها مسجد را جای عبادت صرف می دانند و مردمان را از ورود به مباحث دنیاوی منع می کنند . ومن باورم براین است که مسجدی که به کار دنیای ما نیاید به کار آخرت ما نیز نخواهد آمد. واما اصل سخن : اجابت یک نکته ، درچند وچون ماهیت سرنوشتی که دچارش شده ایم ، می تواند ما را از این بحران مستمررهایی بخشد . بحرانی که از یک خجالت و رودربایستی بزرگ شروع شده و درهمین رودربایستی نیز به حیات نازیبای خود ادامه می دهد . قبول کنیم که دراداره کشور و برآوردن شکوه و شوکت آن دراندازه ای که همین کشورهای دم دستمان به آن رسیده اند ، وامانده ایم . واین واماندگی ، روز به روز نیز به ورطه نامبارکی درمی افتد . دراین میان ، پرداختن به جهش ها و پیشرفت های چشمگیری که نصیب ما شده ، نمی تواند ما را از درافتادن به حساسیت های برزمین مانده برهاند . |
تصوف باید ظواهر شرع را بخوبی رعایت و حفظ نماید، چرا که مغز بدون محافظت پوست، امکان رشد و نمو و زندگی ندارد . پس به صوفی واجب است که بخاطر امتثال امر و نهی به ظواهر عمل کند ، چرا که هر کس به خدا نزدیکتر باشد ،اطاعت اوامر برای او الویت بیشتری دارد ؛ چنانکه فرمود :" ان کنتم تحبون الله فاتبعونی ."
تصوف در هر مذهبی به لباس آن مذهب نمایان شده . بر این مبنااست که تصوف در دیانت مسیح (ع ) همراه با رهبانیت بود ولی تصوف در اسلام مطابق آن چیزی است که حضرت محمد (ص ) قرار داده است ؛ بلکه حقیقت حال وی است ، لذا تصوف کامل در اسلام جمع بین ظاهر و باطن ، شریعت و طریقت است و با رهبانیت و ترک دنیا مخالف است ؛بلکه امر به اجتماع و ورود در جامعه و کمک به افراد و کسب وکار می نماید .
تصوف همچنین در اخلاق نیز اوامر حضرت رسول را پیروی می نماید . حسن خلق در تصوف اسلامی جدای از آن چیزی است که بین صوفیه هند و مسیحی است ؛ بلکه صوفی حقیقی ،مسلمان قرآنی است که تابع کامل اوامر قرآن است .
مراحل نفس انسانی در اخلاق چهار مرحله دارد : تخلیه ، تجلیه ، تحلیه و فنا .
تخلیه عبارت است از ترک رذائل و تطهیر نفس از نا پاکی ها و تخلیه قلب از تمام صفات و یا مخلوقاتی که مخالف سلوک الی الله باشد .
تجلیه عبارت است از آمادگی قلب و جلا دادن برای ظهور کمالات . تحلیه عبارت است از اتصاف نفس به کمالات انسانی و صفات پسندیده نفسانی و ظهور کمالات در قلب و نورانی نمودن با آن. فنای سالک در نور احدو جبروت الهی تا جائیکه هیچ کس را جزخدا نبیند ؛ و این مرحله خود دارای سه مرتبه است که عبارتند از محو و طمس و محق .
محو عبارت از فنا در افعال است بطوری که سالک تمام موجودات را فعل حق و اسباب فعل وی ببیند .
طمس فنای صفاتی است ،به آنگونه که صفات احدی را در تمام مراتب متجلٌی ببیند و تمام خصائل را مظهر صفات او ببیند .
محق عبارت از فنای کلٌی است تا جائیکه هیچ کس را جز الله نبیند .تکلیف اخلاق فردی و اجتماعی هر مرتبه به نسبت همان مرتبه می باشد .
برای سلوک مراحل مختلفی وجود دارد که عرفا از آن به نام " مقام " یاد کرده اند و برای هر مقام تکلیف و حکم خاصی وجود دارد که با مقام دیگر تفاوت دارد . منظور از " احوال " در اصطلاح صوفیه ،معانی وارد از غیب به قلب سالک است که اراده و اختیار در آن دخالتی ندارد .
حالات و مقامات به تعداد سالکان میباشد، که از آنجا که حکم هر مقام و حال آن با حکم و حال مقام دیگر متفاوت است ، برای هرسالک لازم است که حال و مقام خود را پوشیده بدارد و چیزهایی را که ممکن است به حال دیگران مضر باشد به زبان نیاورد و لذا در احادیث اهل بیت شیعه آمده است که : " لو علم ابوذر ما فی قلب سلمان لکفره " اگر ابوذر میدانست در قلب سلمان چه می گذرد اورا کافر می شمرد .
با تشکر از وبلاگ خورشید حق
|
نامه یکی از دراویش گنابادی به مجله نشنال جئوگرافی آمریکا |
|
هو 121 آیا حیف نیست نام: مجله ای برای ارباب معرفت جغرافیا را زیر سوال ببرید؟ نشریه وزین و معتبر بین المللی نشنال جئو گرافیک The National Geographic Magazine با تقدیم احترام به مدیر مسئول و دست اندرکاران ارجمند مجله: بعرض می رساند از آنجا که نشریه شما در سطح بین الملل جزو معتبرترین و معروفترین مجلات در حوزه جغرافیا و تحقیقات وابسته به آن به شمار می رود و در سراسر دنیا از جمله در کشور عزیزم ایران نیز مشترکین و مطالعه کنندگان بسیاری را دارد (همچون محقق ارجمند و استاد گرانمایه جناب آقای دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی استاد تاریخ دانشکده ادبیات دانشگاه تهران که در مورد مجله می فرمایند: مجله نشنال جغرافی عین مغازه ایست و در واقع سوپر مارکتی است برای ارباب معرفت جغرافیا ... اما تا به حال چند چیز را این مجله همیشه مد نظر داشته: اینکه هرگز از زی خود خارج نشده و مجله جغرافیایی مانده... بالاتر از آن اینکه همیشه کوشش داشته خواننده خود را از خود جدا نکند و او را تا می تواند نگاه دارد.)(1) بجاست همچون گذشته اعتبار و ارزش خود را بخاطر رقابتهای سیاسی،مسابقه اقتصادی یا دشمنی های ایدئولوژیک و خدای نخواسته وابستگی ها ی مالی و غیره به کشور و طیف خاصی مورد سوال قرار نداده و این درجه اعتبار و اهمیت را بنا به دلایل فاقد وجاهت قانونی و واهی مخدوش ننمائید. |
من در بین فقرای بیرون حسینیه ( بین متحصنین ) بودم و بعد از ظهر روز دوشنبه که به حسینیه حمله شد را توصیف میکنم :
چنانکه شب قبل گفته بودند روز دوشنبه ساعت ۳ قرار بود بیایند .
ما شب سردی را پشتسر گذاشته بودیم . هرچند با حضور نزدیک ۵ ماشین گشت نگران حمله لباسشخصیها نبودیم ؛ اما هر چند نفر زیر یک پتو خوابیدیم و خیلیها از سرما خوابشان نبرده بود . من که لباس گرمتری داشتم توانستم یک ساعت بخوابم . دم سحر سرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود . بیشتر شب به گفتگو و رفتوآمد بین جلوی حسینیه و دستشویی حرم ( برای خودمان یا برای همراهی با همشیرهها ) گذشت . بیصبرانه منتظر اذان صبح بودیم . ساعت ۵ ، نیمساعت به اذان صبح برای تجدید وضو به طرف حرم رفتیم . ما سه نفر تقریبا همیشه با هم بودیم . بعد برای اینکه گرم بشویم رفتیم داخل حرم . تصمیم گرفتیم نمازمان را همانجا بخوانیم . من سر مزار علامه طباطبایی و آیهالله بروجردی فاتحهای خواندم . بعد از نماز به طرف حسینیه برگشتیم . فقرا در حال خوردن صبحانه بودند . سرمای صبح پایانناپذیر بهنظر میآمد ...
ماني نقشبند
پيرمرد گريه ميكند: «بيشتر از چهل سال است كه براي اهل بيت روضه ميخوانم. چهل سال است كه ذكر مصيبت اهل بيت ميگويم. از شهيدان ميگويم و از اسيران كربلا... اما ديشب فهميدم كه اين همه سال دروغ ميگفتهام؛ فهميدم كه تا بهحال به مصيبتشان بيمعرفت بودهام. ديشب بود كه تازه فهميدم درد اسيري چه بوده است. تازه ديشب بود كه فهميدم در كربلا چه گذشته است.» حسينيه حالا ديگر ويران شده است. اما حكايت حسينيه ويران شريعت يكي از برگهاي سياه تاريخ معاصر ايران است. حكايتي كه روايتهاي رسمي آن بويي از حقيقت نداشتهاند.
سابقه حسينيه شريعت
حسينيه شريعت را آقاي سيد احمد شريعتي به وصيت پدر بنيان گذاشت. پدر آقاي شريعت، سيد محمود شريعت ، از اهل طريقت و علماي قم بوده است و مورد احترام بسياري از اهالي اين شهر مذهبي (چنان كه آمد نام خانوادگي آقاي احمد شريعتي از شريعت به شريعتي تغيير يافته است ولي هنوز بسياري از مردم سيد احمد شريعتي را با همان نام «شريعت» ميشناسند). وصيت آقاي شريعت به پسر اين بود كه خانه پدري و خانه عموي خود سيد عباس شريعت را كه به هم پيوسته بودند از ورثه بخرد و تبديل به حسينيه كند. سيد محمود شريعت در سال ۱۳۷۶ درگذشت و سيد احمد شريعت نهايتاً سهم وراث را پرداخت، منزل پدر و عمو را تجميع پلاك كرد و بناي حسينيه را در سال ۱۳۸۰ به پايان برد. از همان آغاز مقامات شهر در روند گشايش حسينيه مانع ايجاد كردند. شهرداري قم گفت كه تجميع صورت گرفته پذيرفته نيست و تنها تراكم يك بنا را قبول دارد. در همين روند كميسيون ماده ۱۰۰ يك سال پس از ساخته شدن حسينيه (۱۳۸۱) به نفع شهرداري رأي داد و ساختمان پلمب شد.
مالك براي نقض اين حكم به ديوان عدالت اداري مراجعه كرد. اما ديوان هم به نفع طرف مقابل رأي داد. طرف مالك اما بنا بر شواهدي كه از همان آغاز پديد آمدن مشكل داشت مانند بار گذشته رأي تحت تاثير نهادهاي امنيتي بوده است. با اين همه چارهاي از گردن نهادن به حكم و پذيرش ادامه پلمب حسينيه در آن شرايط وجود نداشت. سيد احمد شريعت براي اين كه مشكل حل شود و حسينيه مطابق وصيت قابل استفاده شود به صورت رسمي آن را وقف كرد و به اين ترتيب ملك را از مالكيت خود خارج كرد و به مالكيت وقف درآورد و در وقفنامه خود را به عنوان متولي در زمان حياتش و قطب سلسله نعمتاللهي گنابادي در هر زماني به عنوان متولي آينده تعيين كرد (در حال حاضر دكتر نورعلي تابنده قطب اين سلسله است).
از نظر قانوني وقف مشكل را حل ميكرد. از آن گذشته طبق همين قوانين و بنا به قواعد شرعي متولي منصوص است و دادگاه حق عزل او را ندارد (ماده ۷۹ قانون مدني نيز بر اين مسئله تاكيد دارد). تنها تغييري كه دادگاه ميتواند در توليت اعمال كند اين است كه نهايتاً در صورت اثبات عدم صلاحيت متولي كسي را براي توليت وقف به متولي منصوص ضميمه كند. علاوه بر اين تنها راه اثبات عدم صلاحيت متولي اين است كه او در جريان پروندهاي كيفري يا جنايي به حكم قطعي محكوم شده باشد. اين امر البته در مورد سيد احمد شريعت كه هيچگاه چنين محكوميت نداشت صادق نبود. هيچ دادگاهي هم به اداره اوقاف مجوز تصرف ملك را نداده بود. به هر حال حسينيه باز هم در پلمب ماند تا شب عيد غدير امسال.
تصرف
شب عيد غدير براي صوفيان گنابادي هم مانند بسياري ديگر از گروههاي صوفي و غير صوفي شيعه شبي مقدس است و معمولاً در اين شب مراسم دارند. آنها هم اين شب و هم روز عيد غدير را در تكاياي مختلفشان در سراسر ايران مراسم داشتند. حسينيه شريعت اما هنوز پلمب بود و برخلاف گفته مقامات رسمي كسي از ايشان در آنجا مراسمي نداشت؛ قفل سهساله ناگشوده مانده بود. با اينهمه در اين شب، يعني شب بيست و هشتم ديماه، گروهي كه در قم شناخته شده و مشهور هستند با همراهي گروهي از نيروهاي امنيتي به حسينيه آمدند و پلمب آن را شكستند. تصرف حسينه را در چنين شبي اقدامي تحريك آميز بود.
اندك شناختي از جايي كه مورد تصرف قرار ميگرفت و گروهي كه موقوفهشان غصب ميشد به سرعت اين را به ذهن متبادر ميكند كه متصرفان به قصد چنين شبي را انتخاب كرده بودند تا در حداقل زمان و به واسطه نزديكترين مراسم گناباديه (در روز عيد غدير) خبر تصرف را به گوش فقراي اين سلسله در سراسر ايران برسانند. خصوصاً اينكه بسياري از مريدان سلسله گنابادي به مناسبت عيد غدير براي زيارت حضرت معصومه به قم آمده بودند كه طبعاً در جريان ماجرا قرار ميگرفتند و قطعاً اين خبر را به شهرهاشان ميبردند. گروه متصرف مورد اشاره هيئت «فاطميون» بودند.
هيئت فاطميون كه در قم گروهي است كه از طريق برخي اعضاي خود که از مريدان فکري مصباح يزدي هستند با موسسه «امام خميني» در قم كه متعلق به وي است، نسبت دارد. هيئت فاطميون داخل حسينيه شدند و مراسم خود را برگزار كردند. اقدام آنها البته مورد اعتراض مالك و گروهي از نزديكان او قرار گرفت. فاطميون به وضوح دو اقدام غير قانوني انجام داده بودند؛ يكي اين كه وارد ملك ديگري شده بودند و ديگر اين كه براي ورود پلمبي را كه از سوي مقامات دولتي زده شده بود بدون اين كه تحول جديدي در پرونده رخ داده باشد شكسته بودند. سواي اين كه اصولاً اگر هم تحولي صورت گرفته بود هر گونه فك پلمبي بايد با نظارت مقامات قانوني و نمايندگان واقف صورت ميگرفت.
با اين همه چنين استدلالهايي هيئت فاطميون را حاضر به ترك محل نكرد. بهنظر ميآيد كه آنچه نهايتاً در آن شب باعث ترك اعضاي هيئت شد تاكيد آقاي احمد شريعتي بر غصبي بودن محل بوده است و اين که آقايان نمازشان در اين محل صحيح نخواهد بود. به اين ترتيب اعضاي هيئت فاطميون براي خواندن نماز صبح به محل ديگري ميروند. برخي از اعضاي گروه فاطميون بعدها گفته بودند كه براي آن شب از آقاي «آقا تهراني» دعوت كرده بودند كه در حسينيه «فتح» شده برايشان سخنراني كند كه البته ميسر نشده بود و كس ديگري ميآيد. آقا تهراني كسي است كه صبحهاي جمعه در موسسه امام خميني (همان موسسه مصباح يزدي) دعاي ندبه ميخواند.
با وجود اينكه هيئت فاطميون محل را ترك ميكنند تا دستكم آشكارا در مكان غصبي نماز نخوانند، حسينيه در تصرف ميماند و در روزهاي بعد هم كنترل حسينيه را حفظ ميكنند و اقدام به آوردن وسايلي به داخل آن ميكنند و حتي در بخشي از آن ديوار كشي ميكنند. تلاشهاي واقف براي تعيين تكليف بنا و رفع تصرف از آن به جايي نميرسد. نه شهرداري و نه اوقاف مسئوليتي در قبال اين تصرف نميپذيرند و عملاً هم اقدامي براي رفع تصرف از آن نميكنند، و نه تنها اقدامي نميكنند بلكه اوقاف ظاهراً تحت فشار يا نفوذ متصرفان مسئله جديدي در مورد پرونده طرح ميكند كه از نظر محتوا بسيار عجيب است: اوقاف مدعي ميشود كه «وقف» اين حسينيه اشكال دارد چرا كه واقف آن را به امور «عرفان و تصوف» اختصاص داده است! (در حالي که در تاريخ موقوفات اسلامي در ايران و ساير نقاط جهان اسلام، خانقاهها و تكاياي صوفيه بخش عظيمي از از موقوفات را تشكيل ميدادهاند و ميدهند). شكايتهاي نمايندگان واقف به جايي نميرسد.
اوج گرفتن بحران
حسينيه تحت تصرف سرايداري داشت كه با همسر و فرزند نوزاد خود در آنجا زندگي ميكرد. متصرفان تلاش ميكنند فضا را چنان بر سرايدار و خانوادهاش تنگ بگيرند كه به خواست خود محل سكونتشان را ترك كنند. پس از تصرف راه ارتباط اين خانواده عملاً با بيرون قطع ميشود چرا كه راه ارتباطيشان در اختيار متصرفان بود. آنها اگر مي خواستند براي تهيه مايحتاج خود هم به بيرون از ملك بروند بايد از همين راه ميرفتند و البته اين احتمال كاملاً جدي بود كه اگر هر كدام براي هر كاري بيرون بروند ديگر امكان ورود نيابند. بهاين ترتيب حتي رساندن غذا و مايحتاج روزمره به آنها هم از بيرون صورت ميگرفت و هر چه ميآمد ابتدا به دست متصرفان ميرفت تا به آنها برسد.
در اين مدت ديگر خبر تصرف به فقراي سلسله در همه نقاط ايران رسيده بود و آنها بهطور پراكنده به قم مي آمدند تا از وضع حسينيه خود مطلع شوند. مانند بسياري از موقوفهها اين حسينيه هم با كمكهاي خرد و كلان متعلقان ساخته شده بود كه در اين مورد فقراي سلسله گناباديه از مناطق مختلف بودند بنابراين نگراني و تعلق خاطر ايشان به حسينيه هم كاملاً طبيعي بود. اين حرف از زبان دراويش سلسله بهطور مكرر شنيده ميشد كه: «اصلاً مگر حسينيه مال آقاي شريعت است كه ميخواهيد از ايشان بگيريد؛ تك تك ما در خشت و گل اين حسينيه سهم داريم» .
در چنين فضايي متصرفان روز به روز به تحريك خود نسبت به فقراي سلسله افزودند و از جمله عرصه را بر خانواده سرايدار تنگتر كردند. ابتدا آب را بر آنها بستند و سپس در نهايت يكروز شير خشكي را كه از بيرون براي كودكشان فرستاده بودند به آنها ندادند. اين اقدام كه براي وادار كردن خانواده سرايدار به خروج بود به نتيجه ديگري ميانجامد؛ فقراي سلسله كه در آن زمان در محل حاضر بودند و از محروم كردن نوزاد سرايدار آگاه شده بودند به داخل حسينيه هجوم ميآورند و آن را باز پس ميگيرند.
ميانپرده حيرتآور
تنها در اين روز يعني پنجم بهمن ماه بود كه فقراي سلسله گنابادي به حسينيهاي وارد شدند كه سه سال پلمب بود و نهايتاً هم بهوسيله هيئت فاطميون پلمبش شكست و تصرف شد. چيزي كه گناباديان در آنجا مشاهده كردند برايشان حيرتآور بود و تناسبي هم با اسباب معمول هيئتهاي عزاداري نداشت؛ گناباديان با دستگاههاي مونيتورينگ و شنود بسيار مجهزي مواجه ميشوند. شاهداني كه در آن روز وارد حسينيه شده بودند ميگويند كه «از روي مونيتورهاي نصب شده كه در آن زمان در حال كار بود ميشد رفت و آمد بخش وسيعي از شهر قم را زير نظر داشت و دستگاههاي شنود هم ظاهراً قادر بودند كه تا فواصل زيادي را استراق سمع كنند.» اين مسئله آنجا اهميت فوقالعاده مييابد كه موقعيت مكاني حسينيه شريعت واقع در خيابان ارم، كوچه شريعت را در نظر آوريم: خيابان ارم مهمترين خيابان قم است و حسينيه شريعت در نزديكي بيوت بسياري از مراجع قرار دارد. منزل آيتالله بهجت ديوار به ديوار حسينيه است؛ خانه مرحوم آيتالله شريعتمداري با آن فاصله بسيار كمي دارد؛ منزل آيتالله روحاني و منزل آيتالله شيرازي هم در نزديكي آن قرار دارد؛ و فاصله حسينيه با بيت آيتالله منتظري هم زياد نيست. به علاوه كتابخانهها و مدارس علميه مهمي هم در آن نزديكي هستند از جمله كتابخانه مرحوم مرعشي نجفي و نيز كتابخانه و مدرسه متعلق به آيتالله مكارم شيرازي. به اين ترتيب حسينيه تبديل به مركزي براي شنود و تجسس در قلب قم شده بود.
گناباديان اما با ساده دلي تمام وسايل موجود را با حضور وكلايشان صورتجلسه ميكنند و به هيئت فاطميون تحويل ميدهند. از اينجا به بعد صورت بازي و سير وقايع كلاً تغيير ميكند. بازي ناخوشايندي آغاز ميشود.
خارج شويد، تحويل دهيد!
پس از اينكه اعضاي سلسله گنابادي وارد حسينيه ميشوند فشار و تهديد براي خروج از آنجا به آنها آغاز ميشود. از اينجا اين اعضاي سلسله گنابادي هستند كه از سوي مقامات رسمي «متصرف» قلمداد ميشوند! اطلاعات قم از آنها ميخواهد كه از محل خارج شوند. اين در حالي است كه اعضاي اين سلسله آشكارا از سوي متصرفان تهديد و تحريك ميشوند. نوع تهديدها جاي شبههاي باقي نميگذارد كه قرار بر طي همان سير قانوني و تعيين تكليف رسمي موقوفه در كار نيست؛ از گناباديان ميخواهند از محل خارج شوند تا اينبار هيئت فاطميون رسماً در آنجا مستقر شود. خارج شدن به اين وضع از آن محل به معني از دست دادن حسينيه بود بيآنكه هيچ حقي براي آنها كه آن را ساختهاند و صاحب اصلياش هستند قائل شده باشند. اعضاي نگران سلسله هر روز بيشتر و بيشتر به قم ميآيند. اطلاعات قم نيز در ادامه فشارهاي خود وكلاي واقف (امير اسلامي، اميد بهروزي، غلامرضا هرسيني، و فرشيد يداللهي) را احضار و براي چهار روز، از هفدهم تا بيستم بهمن ماه، بازداشت ميكند.
وقتي آنها را آزاد ميكنند تهديدي مشخص به ايشان ابلاغ ميشود: حسينيه بايد تا بيست و سوم بهمن ماه تحويل داده شود. در اين مدت گناباديان به هر دري ميزنند تا تظلم آنها شنيده شود. از جمله گروهي از آنان نامهاي به مسئول دفتر رهبري در قم (آقاي ملكات) و دفاتر چند تن از مراجع ديگر ميدهند: «احتراماً اينجانبان امضاءكنندگان ذيل، عدهاي از فقراي سلسله جليله نعمتاللهي سلطانعليشاهي گنابادي از آنجا كه به امر بزرگان سلسله، مكلف به تقليد از مراجع عظام ميباشند و از جهت اينكه رجوع به مراجع در تنگناها تمسك به عروةالوثقي است، بنابراين مراتب ذيل را جهت استمداد و رسيدگي به استحضار آن مرجع عاليقدر ميرساند... آنچه مسلم است فقراي اين سلسله هيچگونه تضادي نه با حكومت و نه با شرع انور اسلام – كه شما از مراجع عظيمالشأن آن ميباشيد- نداشته، بلكه هميشه از خداوند متعال توفيق روزافزون براي حضرتعالي و ساير مراجع و رهبر عظيمالشأن را خواستارند... اكنون كه تمام كفر و الحاد سعي در تضعيف نظام پربركت جمهورياسلامي ايران دارند، ما بهعنوان مقلدين مخلص شما؛ اولاً حمايت بيچون و چرا از نظام و قوانين جمهورياسلامي و كشور پربركت ايران را اعلام؛ ثانياً از آن مرجع عظيمالشأن استدعاي استمداد و كوتاه نمودن دست افرادي كه قصد آزار و اذيت و و ايجاد نفاق بين مسلمين و شيعيان را دارند، داريم. بنابراين استدعاي بررسي و پيگيري مشكل را خواهشمند است...»
اما تظلمهاي ايشان بهجاي نرسيد و كار بهگونه اي ديگر رقم خورد.
روز واقعه
روز دوشنبه بيست و سوم بهمن خيلي زود فرا رسيد. چند صد تن از مريدان سلسله گناباديه در حسينيه و مقابل آن جمع شده بودند. يكي از آنها ميگويد: «نوار مشكي زده بوديم به پيراهنمان يعني كه عزادار حسينيم. گل به دست گرفته بوديم يعني اين كه اگر ما را بزنيد ما جز گل چيزي نداريم كه به شما بدهيم. شيريني هم آورده بوديم با خودمان كه اگر از در آشتي درآمدند كامشان را شيرين كنيم.» آشتي البته در كار نبود. در مقابل مريدان سلسله كه از زن و مرد و پير و جوان جمع شده بودند نيروي انتظامي هم آمده بود. مريدان سلسله از شهرهاي مختلف خود را به قم رسانده بودند و در مقابل تعدادي چهار رقمي مأمور نيروي انتظامي هم از شهرهاي مختلف آمده بودند. در ميان آنها كه با اتوبوسهايي مشخص، از شهرهاشان آمده بودند نيروهايي از تهران، كرمان، لرستان، و خوزستان قابل تشخيص بودند. براي كساني كه بوي حادثه را حس ميكردند اين تكثر نشان از امري ناخوشايند داشت؛ خصوصاً برخي مريدان سلسله كه خود اهل قم بودند اين مسئله را به گونهاي خاص تفسير ميكردند: «معلوم بود كه براي درگيري آمده بودند. آخر در قم همه آقاي شريعت [شريعتي] را ميشناسند. مامورهاي قمي هم بالاخره براي ايشان احترام قائل بودند و شايد دلشان ميلرزيد اگر قرار به درگيري با اطرافيان ايشان ميشد.»
يكي از فقيران سلسله كه پيش از حادثه از قم عزيمت كرده است ميگويد: «در راه آمدن بودم كه ديدم جلوي كلانتريهاي يازده و پانزده قم شلوغ است و ماشينهاي پليس ايستادهاند. ناگهان افسري را ديدم كه از قبل ميشناختمش. از ماشين پياده شدم و احوالپرسي كردم و سوال كردم كه چه خبر است؟ او كه تعلق من را به سلسله نميدانست گفت كه ما آماده باشيم چون صوفيه در حسينيهشان جمع شدهاند و قرار است "قلع و قمع" شان كنند. پرسيدم كي ميخواهد قلع و قمع كند، شما؟ گفت نه ما كه كارهاي نيستيم. حزبالله قرار است بكند ما هم بايد باشيم.»
رفته رفته گروهي از لباس شخصيهاي مجهز به بيسيم و باتوم هم جمع شدند. در ميان آنها كه از معمم و مكلّا گرد آمده بودند دو نفر بلندگو به دست داشتند و با توهين و تهديد خطاب به جمعيت حرف ميزدند. يكيشان مداحي به نام سلحشور بود كه قميها ميشناختندش و ديگري معممي به نام شهشهاني كه براي كرمانيها خاطره تلخ قتلهاي زنجيرهاي اين شهر را زنده ميكرد.
فضا بسيار تند بود و جمعيت مريدانِ گل بهدست حالا ديگر آشكارا ميفهميدند كه ميخواهد آنها را به واكنش تحريك كنند: «ميآمدند ما را هل ميدادند و ميزدند و فحش ميدادند. نه اينكه خودمان را فحش بدهند يا پدر و مادرمان را؛ به اقاي شريعت ناسزا ميگفتند. انگار برنامه داشتند كه جلوي ما كه به جناب ايشان ارادت داريم بهشان ناسزا بگويند تا ما را از جا به در برند. اما ما نميخواستيم به هيچ قيمتي با آنها درگير شويم. اصلاً قرارمان اين بود كه اگر هم ما را زدند ما به آنها گل بدهيم...» محاصره ادامه داشت و توهين وتحريك و ضرب و شتم. مردم بيپناه همچنان با همان گل و شيريني و بعضاً با عكسهايي از رهبر پيشين و فعلي جمهورياسلامي و عكسهايي از شهداي سلسله در جنگ با عراق در دست ايستاده بودند اما پراكنده نميشدند. با تاريكي هوا حمله آغاز شد. «با باتوم برقي ميزدند، زن و مرد هم نميشناختند. بر سرهامان ميزدند. بيهيچ ملاحظهاي ميزدند تا زير اين ضربهها بميريم.»
بعد دورتادور حسينيه و بام آن را هم به آتش كشيدند. ديگر مردم واقعاً از اين ترسيده بودند كه گويي مهاجمان هيچ پروايي از كشتن يا سوزاندن آنها ندارند. عدهاي از مريدان براي اينكه راهي باز كنند و حلقه محاصره را بكنند كه در آتش نسوزند پس از ساعتها كتك خوردن و پاسخي ندادن به سوي مهاجمان سنگ پرتاب كردند. با اينكار كه از سوي برخي مسئولان گزارش دهنده به دروغ به عنوان آغاز درگيري ياد شده است، عدهاي راهي يافتند تا بگريزند. اما همان ها هم در فرار به حد مرگ كتك ميخوردند. خشونت مهاجمان بي حد و باورنكردني بوده است. بهعنوان نمونه يكي از حاضران چنين ميگويد: «در كنار من خانمي بود كه كودك نوزادش را هم بغل كرده بود. يكي از آنها به او حمله كرد و او را طوري هل داد كه بچه از دستش افتاد. من دويدم و بچه را برداشتم. ديدم بيچاره به خاطر اين كه گاز اشكآور به گلويش رفته خس خس ميكند. اما يكدفعه به من هم حمله كردند و يكي از آنها بچه را از دستم گرفت و مثل انگار يك تكه دستمال را گرفته باشد آن را به جوي آب كنار خيابان انداخت.» مهاجمان قصد دستگيري همه تجمعكنندگان را داشتند و براي اينكار دهها اتوبوس آماده كرده بودند كه جمعيت را كتكزنان داخل آنها ميراندند.
مردم به هرسو ميدويدند تا فرار كنند. برخي مغازهها مردم را به داخل خود پناه دادند؛ اما خود نيز مورد هجوم قرار گرفتند و خرد شدند تا پناهندگان بيرون كشيده شوند. عدهاي توانستند به حرم پناه ببرند، اما نيروهاي امنيتي آنها را در همان قسمتي كه جمع شده بودند محبوس كردند تا براي بردنشان اتوبوس بياورند. آن ها حسينيه را تصرف کردند. و منزل سيد احمد شريعتي را هم اشغال ميكنند. فردا روز كه حسينيه را به همراه خانه با بولدوزر ويران ميكنند، اسباب و اثاثيه خانه را هم بيرون ميريزند و به آتش ميكشند. برخي از حاضران ميگويند كه خود سيد احمد شريعتي به دليل اينكه تهديد به مرگ شده بود از پيش منزلش را، در جنب حسينيه، ترك كرده بود.
صبح تيره
نهايتاً حدود 2000 نفر را دستگير كردند (استاندار قم اين رقم را 1000 نفر ذكر كرده است). تعداد دستگير شدگان براي جادادنشان بسيار زياد بود. از اين ميان حدود 300 نفر را به زندان «ساحلي» قم بردند. 500 الي 600 نفر را بدواً در هلال احمر قم محبوس كردند. عدهاي را هم به پادگانهاي اطراف شهر از جمله پادگاني كه بالاي جاده تهران است بردند.
در اين ميان حكم بازداشت بيست نفر از جمله سيد احمد شريعتي و چهار وكيلش صادر شده است. به علاوه يكي از وكلاي اهل اين طريقت هم به نام اقاي بهمن نظري كه براي رسيدگي به كار دستگيرشدگان خود را از اهواز به قم رسانده بود به محض معرفي و ارائه پروانه وكالت دستگير ميشود!
در ضرب و شتمهاي حمله وحشيانه شبانه بسياري به شدت مصدوم شدند كه شمارشان دستكم به 400 نفر ميرسد، و خبرهاي نگران کننده اي از امکان فوت يکي از مصدومان که يك دبير آموزش و پرورش است به گوش مي رسد. فرداي واقعه يكي از اعضاي درمانگاه خيريه «صالح» در تهران، متعلق به سلسله گنابادي، بوده به «شوراي تأمين» استان قم مراجعه مي كند و از اين شورا نامه ميگيرد كه به ملاقات محبوسان برود و دستگيرشدگاني را كه حالشان وخيم است به تهران منتقل كند. اما واقعهاي كه براي او رخ ميدهد بسيار تلخ وتأسفبار؛ به محض اين كه در يكي از بازداشتگاهها خود را به همراه نامه معرفي ميكند نه تنها اجازه انتقال كسي را نمييابد بلكه خود او را چنان كتك ميزنند كه به حال نزع ميافتد.
كساني كه تا به حال آزاد شدهاند ميگويند كه پيش از آزادي با تهديد و شكنجه از آنها سه تعهد گرفتهاند: به شهرهايشان كه برميگردند خود را به اداره اطلاعات معرفي كنند؛ تعهد بدهند كه ديگر در هيچ مجلس صوفيانهاي شركت نميكنند؛ و اين كه تنفرنامهاي را نسبت به تصوف امضا كنند. كار اما به همينجا ختم نشده؛ در برخي شهرها مانند همدان كساني كه با اين وضع آزاد شدهاند را به اداره اطلاعات ميبرند و در آنجا باز هم كتك ميزنند. پيرمرد روضهخوان حق داشت كه بعد از چهل سال گرياندن خلق به «ذكر» مصيبتِ اسيري، حالا خود به «رويت» آن اشك بريزد.
|
مجلـس دراویش گنابادی در زیر فشار اداره اطلاعات کیش برگزار شد!!؟؟ |
|
به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نوردر جزیره کیش،صبح امروز پنج شنبه 19 دی ماه 1387 ماموران امنیتی با ایجاد جو رعب و وحشت و احضار عده ای از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ساکن درکیش، خواستار تعطیلی مجالس درویشی دراین جزیره شدند . در ادامه این گزارش آمده است : بعد از ظهر امروز نیز آقای محمد جعفرانتصاری (مجلس دار شبهای جمعه در کیش ) احضار وبازداشت شده وتا ساعت 8 شب در اداره اطلاعات نگهداری می شود تا مجلس برگزار نگردد . اما علیرغم تمامی فشارهای انجام شده و حضورگسترده نیروهای انتظامی و امنیتی در اطراف منزل آقای انتصاری و جو پلیسی، دراویش این منطقه مجلس را برگزار کردند . |
| مصاحبۀ تلفنی صدای آمریکا با دکتر سید مصطفی آزمایش - ۹ دیماه ۱۳۸۷ در رابطه با دراویش کیش |
|
مصاحبۀ تلفنی صدای آمریکا با دکتر سید مصطفی آزمایش - ۹ دیماه ۱۳۸۷ در رابطه با دراویش کیش دانلود کنید |
مصاحبه جدید خبر نگار مجذوبان نور با حضرت آقای دکتر حاج نور علی تابنده مجذوبعلیشاه در خصوص تخریب حسینیه کرج
ما اسلحه نداریم چون با به کار بردن اسلحه مخالف هستیم ولی ما اسلحه خودمان را داریم که آن هم آه دل درویش است. دکتر تابنده خاطر نشان کرد: هر آجری که از این حسینیه تخریب کنند،همان آجر بر سر خودشان خواهد خورد. وی خطاب به جامعه خبری و رساله های جمعی خواستار انعکاس واقعیت های جامعه شد و تاکید کرد: به نقل از رسانه های داخلی بیش از دو میلیون نفر در ایران پیرو سلسله نعمت اللهی گنابادی هستند ،البته ما آمار نمی گیریم و نداریم اما این عده دوست دارند حقایق سلسله آنان و مسایل مربوط به آنها منعکس گردد که متاسفانه از سوی برخی از مقامات بایکوت خبری شده اند

دکتر نورعلی تابنده در پاسخ به سوال خبرنگارمجذوبان نور در خصوص امکان تخریب حسینیه کرج گفتند:
این مکان به نام امام حسین (ع)حسینیه نام دارد و خانه امام حسین(ع) است و ما در اینجا واقعه تخریب حرم امام حسین(ع)را یاد آوری می کنیم که در آن زمان، خلیفه وقت ضریح امام حسین (ع) را سوزاند و از سوخته آن قهوه درست کرد و خورد و به چه روزی در آمد.
قطب سلسله نعمت اللهی گنابادی افزود:
موضع ما در مقابل تخریب این حسینیه این است که خطای عاملان را به زبان بیاوریم و این حکایت را یاد آور کنیم و بگوییم که دوباره این حسینیه بهتر از قبل ساخته می شود اما...........
ایشان اظهار داشت:
ما اسلحه نداریم چون با به کار بردن اسلحه مخالف هستیم ولی ما اسلحه خودمان را داریم که آن هم آه دل درویش است.
دکتر تابنده خاطر نشان کرد:
هر آجری که از این حسینیه تخریب کنند،همان آجر بر سر خودشان خواهد خورد.
ایشان خطاب به جامعه خبری و رساله های جمعی خواستار انعکاس واقعیت های جامعه شد و تاکید کرد:
به نقل از رسانه های داخلی بیش از دو میلیون نفر در ایران پیرو سلسله نعمت اللهی گنابادی هستند ،البته ما آمار نمی گیریم و نداریم اما این عده دوست دارند حقایق سلسله آنان و مسایل مربوط به آنها منعکس گردد که متاسفانه از سوی برخی از مقامات بایکوت خبری شده اند .
دکتر تابنده در پایان ادامه دادند :
اگر در مسائل روز، حکومت به آنها توجه نکند موجب دل مردگی وبی اعتنایی وبی اعتمادی آنان به دولت و حکومت می گردد و این امر به نفع جامعه نیست .
کتاب شریف:
"تجلی حقیقت"
" در اسرار فاجعه کربلا "
.....
توضیح آنکه بعضی مردم به ظاهر در جرگه روحانیین وارد شده و متشبه به آنها گردیدند ، و وظایف روحانیت و آنچه را به عهده آنان بود که باید انجام داده و جامه را به سوی روحانیت و معنویت سوق دهند ، انجام نداده بدانها عمل نکردند . بلکه در عین حال پا از گلیم خود بیرون کشیده و در امور دنیوی که موظف نبودند دخالت نمودند و احکام ناحق از آنان صادر شد . غالبا بدون تحصیل علوم و کمالات نفسانیه ، یا به اکتفا به خواندن عمل اصول و صرف نظر از سایر علوم دینی و فضایل نفسانی یا خواندن بعض کتب مرثیه و اکتفا بدانها یا ساختن ظاهر و اظهار تقدس و تکفیر و تفسیق و تنجیس مومنین ، بر جامعه ظاهر شدند و مردم ساده لوح هم گاهی فریب ظاهر آنان را خوردند . در صورتی که این دسته در حقیقت از روحانیین نیستند و متشبه به آنان می باشند . کسانی هم از این دسته که دانستند ، به مقتضای علم خود عمل نکردند . این دسته از دنیاخواهان که خود را جزو قائدین روحی جامعه درآوردند ، اعمال ناشایسته آنها در میان افراد جامعه و ملت انعکاساتی پیدا کرده افراد بالطبع از آنان منزجر شدند ، ولی قدرت نداشتند که شانه از زیر بار تهی کنند .
تا آنکه زمانه ایجاب کرد که جامعه روحانیت از این آلودگیها که به توسط اشخاص نااهل وارد شده بود پاک و پاکیزه شود و مقام حقیقی روحانیت نمودار گردد ، لذا دایره روحانیت به ظاهر محدود شد ولی عوام و جهال سوء استفاده کرده گمان بردند که باید با این طبقه به طور کلی مخالفت کرده درصدد اضمحلال و از بین بردن آنها برآمد . این اشخاص وقت را غنیمت شمرده تنفری که از روحانی نماها در آنها بود ظاهر کرده و از بی بصیرتی و نادانی که داشتند ، نسبت به عموم این دسته بی عقیده شده و به دستورات و فرمایشات بزرگان حقیقی روحانیت و علمای واقعی که قائدین می باشند نیز بی اعتنا گردیدند ، نتیجه وخیمه اخلاقی امروزه و فسق و فجور بدین واسطه در میان آنها شیوع یافت . در حقیقت اشخاص غیر اهل که وارد شدند ، عموم روحانیین را ننگین و نزد مردم خوار کردند . در صورتی که وجود روحانیت و روحانیین برای کمال روحی و اخلاقی هر جامعه و برای تربیت افراد آن لازم است و بدون آنان کمال جامعه ممکن نیست ، ولی متشبهین به روحانیت مخرب گردیدند .
و این دسته از علما مراد حضرت امیر (ع) است که فرموده : [« پیامبر (ص) فرمود : زود است که زمانی بیاید که از قرآن باقی نماند جز ظاهر آن و از اسلام جز نامی و آنها دورترین مردم به هدایت هستند ، مساجد آنان به ظاهر آباد ولی از هدایت خراب و دور است ، فقهای آن زمان بدترین فقهای زیر آسمان هستند که فتنه از آنها ظاهر می شود و به خودشان برمی گردد . »] (3) چه اینها عالم علم و دایره روحانیت را ننگین کرده بالاخره به مقاصدشان هم نرسیدند ، جز اینکه مردم را از حقیقت روحانیت و علمای حقیقی متنفر کردند .
وجدان هر کس حاکم است که این صنف بیشتر از تمام اصناف باید مواخذه شوند . در خبر است [« ضرر آنان برای ضعفای شیعه ما بیشتر است از ضرر یزید برای یاران امام حسین (ع) »] (3) چه اینها موجب گمراهی جمعی گردیده و سبب شدند که جامعه امروزه به احکام دیانت بی اعتنا گردیدند . به قسمی که امر به معروف و نهی از منکر به کلی بی تاثیر است ، لذا روحانیین حقیقی نیز چون ( نرود میخ آهنین در سنگ ) از نصیحت و هدایت صرف نظر کرده در گوشه ها نشستند . یکی از بزرگترین دردهای جامعه این است :
......
هو
۱۲۱
عظّم الله اجورنا و اجورکم به مصابنا سیّدنا
الحسین علیه السّلام
مرحوم استاد مرتضی مطهری در کتاب ده گفتار ، اصولاً سنّت وعظ در عالم اسلام را از ابتکارت مشایخ بزرگ صوفیه و عارفان می داند...
...درباره نهضت و قیام حسینی کتابهای بسیاری توسط محققان تألیف گردیده و هر یک از آنها از منظری به این نهضت نگریسته اند. لذا برخی صرفاً به ظاهر قضیه و جنبه حکومتی آن توجه کرده و به حقیقت معنوی آن توجهی ننموده اند و برخی دیگر علاوه بر موضوع تاریخی و نقل حادثه مذکور جنبه معنوی آن هم مدّ نظرشان بوده است..
|
اجرای حکــم ظـالمـانه شــلاق به خاطر اقــــامه نمـــاز جمــــاعت درشهر علم و فقاهت قم |
|
یکی از آشنایان جناب آقای امیر علی محمدی لباف، مجاز نماز دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی قم، در مصاحبه با خبرنگار سایت مجذوبان نور در خصوص شرایط روحی و جسمی ایشان و خانواده نامبرده، اظهار داشت : همانگونه که اطلاع دارید آقای لباف پس از آنکه با گزارش و شکایت اداره اطلاعات قم به جرم اقامه نماز جماعت توسط دادستان تحت پیگرد قرار گرفت ، در روز 23 مردادماه 1387 احضار واز سوی شعبه 101 دادگاه عمومی جزایی قم ، به تحمل74 ضربه شلاق ، 5 سال زندان و 10 سال تبعید به شهر بابک محکوم شد و حکم صادره در دادگاه تجدید نظر استان قم مورد تایید قرار گرفت وچندی پیش،حکم شلاق توسط مامورین شعبه اول دادیاری اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی قم در زندان به اجرا در آمد . وی افزود: دراویش گنابادی از اقصا نقاط ایران به وسیله نامه و تلفن ،جویای حال جناب آقای لباف و خانواده محترم ایشان بوده و به مناسبتهای مختلف راهی شهرستان قم می شوندو ضمن شرکت در مجالس درویشی و زیارت زمین متبرک حسینیه شریعت که یادآور شجاعت و مردانگی و مظلومیت دراویش است به خانواده آقای لباف سرکشی نموده و جویای حال ایشان می شوند . آقای لباف با آنکه در شرایط جسمانی نامناسبی در زندان به سر می برد همچون خانواده اش در بیرون از زندان، از روحیه فوق العاده خوبی برخورداراست تا آنجا که در اعتراض به صدور احکام غیر قانونی و ظالمانه دادگاههای قم ،حاضر به قبول مرخصی از زندان نگردیده است . وی در پاسخ به این سئوال که آیا بعداز محکومیت آقای مهندس لباف از موج فشارها در قم کاسته شده یا نه؟ گفت : شرایط هنوز برهمان روال سابق است. در روز گذشته یکشنبه 15 دی ماه 1387 مامورین اداره اطلاعات قم با احضار و تهدید آقای عبدالله شریعت که مجالس درویشی شب های دوشنبه خانمها ،در منزل ایشان منعقد می گردد،خواستار تعطیلی مجالس شده اند. آقای عبدالله شریعت پسر عموی جناب آقای شریعت شیخ بزرگوار سلسله گنابادی می باشد . |
|
فرمايشات حضرت آقاى مجذوب عليشاه به مناسبت سحر عاشوراى 1340 - چهارشنبه 18/10/1387 |
|
|
|
حسینیـــه سیــد الشهـــداء ی کــرج سلســله نعمــت اللــهی گنابــادی در معرض تخــریـــب قرار دارد
به گزارش خبر نگار مجذوبان نور :با صدور اخطاریه ای از شهرداری منطقه 2 کرج به حسینیه سید الشهدای کرج این مکان یک بار دیگر در معرض تخریب قرار دارد این اخطاریه خطاب به آقای دکترنور علی تابنده که قطب سلسله دراویش نعمت اللهی گنابادی است صادر شده و در آن قید گردیده در صورت عدم رفع بناهای اضافه احداثی تا مورخ 15-10-87رای تخریب قطعی کمیسیون ماده صد اجرایی می گردد. گفتنی است یک هزار و یکصد متر بنای اضافه در این اخظاریه بر آورد شده است در حالی که به نقل از وکلای پرونده این حسینیه این بنا، اضافه احداثی ندارد و کاملا قانونی ساخته شده و رای کمیسیون ماده صد شهرداری بر طبق مقررات موجود وجاهت قانونی ندارد. سایت مجذوبان نور جهت تنویر افکار عمومی عین متن اخظاریه شهرداری منطقه 2 کرج را به استحضار عموم میرساند :
|