هانرى كربن مستشرق فرانسوى و عرفای عصر حاضر
اين مقاله قسمتی از كتاب يادنامه صالح كه بهمناسبت يك صدمين سال تولّد قطب وقت سلسله نعمتاللّهى گنابادى حضرت آقاى حاج شيخ محمدحسن بيچاره بيدختى صالحعليشاه بههمّت كتابخانه صالح حسينيه اميرسليمانى تهران چاپ شده بود (تهران، 1366 شمسى) انتخاب و مختصر شد تا بهمناسبت يادبود سالگرد رحلت آن بزرگوار در نهم ربيعالثانى 1386 )مطابق 6 مرداد 1345 و 28 ژوئيه 1966) در عرفان ايران چاپ شود. مؤلّف محترم(حضرت آقای حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوب علیشاه) براى اين چاپ اضافات و اصلاحاتى در مقاله اعمال كردند
طىّ چند سفرى كه به اروپا كردم - چه براى ادامه تحصيل در رشته دكتراى حقوق كه در سال 1336 شمسى به انجام آن توفيق يافتم، چه استفاده از بورس يكسال و نيمه دولت فرانسه و چه سفر گردشى - با هانرى كربن مستشرق و محقّق فرانسوى در تماس بودم و كتب مرحوم آقاى حاج ملّاسلطانمحمد گنابادى (سلطانعليشاه) و جانشينان ايشان را به وى دادم كه جلبنظر او را نموده بود و بهخصوص به تفسير بيان السّعادة علاقه نشان مىداد. در اثر توصيه و حتّى اصرار او رسالهاى درباره مؤلّف تفسير در انستيتوى تحقيقات عاليه زيرنظر وى گرفته و به ثبت رساندم. علاقه او به اين امر تا بدان حدّ بود كه در پاسخ مخلص كه مشكلات سفر به فرانسه را گفتم و اِشعار داشتم كه بهسمت قضاوت مشغولم و امكان آمدن به فرانسه كمتر دست مىدهد، اظهار داشت: امّا تهيّه متن رساله كه در ايران امكان دارد و بلكه مناسبتر نيز مىباشد؛ در آنجا انجام خواهى داد. بعد از تهيه رساله مبادله نظر بين تهيّهكننده و استاد راهنما (منظور خود اوست) با پست عملى است و قول داد كه بعد از تكميل و تايپ رساله شخصاً دنبال تشريفات ادارى رفته، بعد از تعيين جلسه دفاع از تز موقع مناسب را به اينجانب اطلاع داده و دعوتنامه رسمى از طرف انستيتو (يا ساير مؤسّسات مربوطه دولت فرانسه) را براى من بفرستد كه امكان اعطاى مأموريّت فراهم گردد و به هزينه دولت فرانسه براى گذراندن رساله به اروپا بروم. متأسّفانه رساله آماده نگرديد و اين امكانات سلب شد ولى يادداشتهاى متفرّقه آن را دارم. و اينك خلاصه قسمتهايى از آن يادداشتها را تقديم مىدارم به اميد اينكه خداوند توفيق جمعآورى و تدوين آن يادداشتها را اعطا فرمايد كه بهصورت كتابى مستقل تقديم علاقهمندان نمايم.
موضوع رساله "شرح مكتب و روش حاج ملّا سلطانمحمد گنابادى و يك قرن مكتب او" بود. منظور از "يك قرن مكتب او" فاصله بين منصب ارشاد مرحوم آقاى سلطانعليشاه و وفات مرحوم آقاى صالحعليشاه است كه صد سال شمسى مىشود.
آقاى سلطانعليشاه فرزند صلبى و روحانى خود آقاى حاج ملاعلى نورعليشاه را به مسند ارشاد و جانشينى خود منصوب كردند كه ايشان نيز فرزند صلبى و روحانى خود )آقاى صالحعليشاه( را بدين سمت منصوب كردند. آقاى سلطانعليشاه فرزند و نوه خويش را مستقيماً تحت تربيت معنوى خويش آماده تكيهزدن بر منصب ارشاد نمود.
من كه دوران حياتم را تا زمان فوت آقاى صالحعليشاه زيرنظر و تربيت ايشان گذراندهام، مىتوانم بگويم كه روش ايشان همان بود كه در كتب جدّ بزرگوارشان برمبناى تعاليم عاليه اسلامى و مشرب عرفانى بيان شده بود. و بنابر گفته مسنترها و پيرمردهاى قديم عيناً روش جدّ بزرگوارشان بوده و حضرت ايشان تجسّم اين مكتب الهى بودند. مىتوان گفت مراحل سلوك را عمدتاً در زمان جدّ بزرگوار گذرانده بودند، بهنحوى كه بعد از رحلتشان بهفاصله كوتاهى مناصب مختلف و درجات تدريجى ارشاد را طى كرده و در سنه 1330 قمرى يعنى سن 22 سالگى و زمان حيات پدر، جانشينى ايشان اعلام شده بود. ايشان در زمان حيات پدر تصرّفات و دخالت بهعنوان جانشينى مىكردند كمااينكه به نيابت از پدر به آقاى حاج ميرزا حبيباللَّه حايرى قزوينى )فرهنگ( مقيم كربلا اعطاى منصبى نمودند.(8)
در آخرين سفرى كه مرحوم آقاى نورعليشاه به تهران و كاشان مسافرت كردند و در كاشان مسموم گرديدند، مرحوم آقاى صالحعليشاه در خدمتشان نبودند و در گناباد مانده بودند. اشتياق ديدار پدر و پير همچنين ناملايمات محيط گناباد موجب گرديد، تلگرافاً اجازه بخواهند تا در تهران يا كاشان به ايشان ملحق گردند. آقاى نورعليشاه چنين پاسخ دادند: «حركت شما موقوف، به طرف گناباد حركت كنيد... رويه و رفتار شما تماماً مانند مرحوم آقا(حضرت سلطانعليشاه) است بدون كم و زياد...».
و آخرين دستورالعمل بود كه رفتار آقاى صالحعليشاه را مشابه و همسنگ آقاى سلطانعليشاه قرار داده بود و الحق اين دستورالعمل مانند ساير دستورات دقيقاً اجرا گرديد.
از اينكه از خود زياد حرف زدم )و شايد بهناچار باز هم همين تكرار شود( عذر مىخواهم. معذوريت من از اين جهت است كه ناچار در خاطرههايى كه دارم - ديده و شنيدهام - برداشت شخصى خويش را بيان مىكنم. هر كه بدنبال گل است، بايد تحمّل شاخ و برگ و احياناً خار را نيز داشته باشد و هر كه اين نوشته را بخواند آنچه مربوط به گل است، در دل و سينه جاى خواهد داد و خارها را يا دور انداخته و يا تحمّل خواهد كرد.
http://www.majzob.net/fa/content/view/1634/100/
+ نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه 27 شهریور1387 و ساعت
|