تبليغاتX
سیمرغ

تورج نگهبان به ملکوت اعلی پیوست

 تورج نگهبان به ملکوت اعلی پیوست

چاپ ايميل

 

نقل از مجذوبان نور:

یکی از آخرین اسطوره های ترانه سرا ئی نوین ایران در نیمروز بیستم اوت 2008 درلس آنجلس دیده از جهان فرو بست.

تورج نگهبان عاشق و شیفته ایران و یکی از ستون های ماندگارترانه سرائی ایران که آرزوی همیشگی اش دیدار مجدد خاک ایران بود این آرزو را مانند بسیاری از هم وطنانش با خود به پرواز در آورد.
استاد تورج نگهبان در سال 1311 دراهواز متولد شد. آموزش ابتدائئ را در خرمشهر وشیرازوادامه آنرا در دبیرستان فیر وز بهرام تهران وپس از آن در دانشگاه تهران تا درجه فوق لیسانس در رشته جامعه شناسی ادامه داد.
استاد تورج نگهبان بیش ازپنجاه سال در ترانه سرائی و موسیقی ایران قلم زدو خدمات ارزنده واثار ماندگاری رابرای ما به یادگار گذاشتند وسه نسل از فارسی زبانان، ترانه های او رازمزمه کرده و میکنند.

در اوایل دهه 30 جزو ترانه سرایان جوان به رادیو صدای ایران راه یافت وبا پیدایش برنامه گلهاجزو ترانه سرایان آن برنامه بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 31 مرداد1387 و ساعت |

 دولت برنامه اقتصادی مشخصی ندارد

 

دکتر بیژن بید آباد می‌گوید: دولت‌های موفق در جهان همواره از ایدئولوژی و فلسفه سیاسی مدونی پیروی کرده و این ایدئولوژی سیاسی رویه حکومت حکام را از مراتب عالی تا دانی تعریف می‌کند. 

 

این اقتصاددان در گفت و گو با خبرنگار اقتصادی آفتاب تاکید کرد: در واژه‌های فعلی در ساختارهای حکومت‌هایی که بر مبنای انتخابات استوارند این فلسفه و ایدئولوژی سیاسی در حد برنامه‌های دولت‌ها تقلیل یافته است. اصولا اگر دولت و یا حکومت صاحب ایدئولوژی مشخص نباشد در کوران حوادث سیاسی و اجتماعی هر روز به پهلویی می‌چرخد و سیاست جدیدی اتخاذ می‌کند که گاه با سیاست قبلی در تضاد خواهد بود زیرا بنیان فکری و اعتقاد به صحت سیاست‌های اجرایی در حاکمیت غنی نبوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه 30 مرداد1387 و ساعت |
 

اثار تبذير و اسراف بر اقتصاد(دکتر بید آباد)

بيژن بيدآباد کارشناس اقتصادي مي گويد: بسياري از مباحث اقتصادي-اجتماعي که امروزه سرفصل سياست هاي راهبردي است،از هزاران سال پيش مطرح بوده و حکماي الهي اين آموزه‌ها را فرموده‌اند

وی در مقاله اي در اين زمينه مي گويد: تبذير در واژه‌هاي متداول اقتصادي امروزي به «اضافه مصرف ” و در اصطلاح عاميانه «ريخت و پاش» گفته مي‌شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه 30 مرداد1387 و ساعت |
به مناسبت روز امید
 
 تو همه ظهــوری و حضــور. از شـدّت ظهـور، از دیدگــان غایبی؟
+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 28 مرداد1387 و ساعت |

نسبت اخلاق و فقه

چاپ ايميل

احمد قابل

خلاصه ی سخنرانی در منزل آقای عبدالله نوری

به نام خدا

1- حوزه های سه گانه ی «عقاید، اخلاق،احکام» در هر شریعتی، بیانگر تمامیت آن شریعت است. نمی توان بدون نگرشی جامع و هماهنگ، حقیقت مطلوبات شارع را پیدا کرد. بریدن هر یک از حوزه های سه گانه ی یادشده از سایر حوزه های تشکیل دهنده ی مجموعه ی شریعت و نگاه مستقل به هریک از آن ها، تنها نمایش ناقصی از شریعت را درپی دارد. رویکرد ناقص به مجموعه ای که ادعای «انطباق با سرشت انسانی» را دارد، هیچ دستاوردی جز «گسست شریعت از فطرت انسانی» را به ارمغان نمی آورد و مطمئنا موجب «عدم استواری شریعت و دین» می گردد (فاقم وجهک للدین حنیفا، فطرة الله التی فطر الناس علیها، لا تبدیل لخلق الله، ذلک الدین القیم).


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 28 مرداد1387 و ساعت |

 

 

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 27-5-1387 ( 15 شعبان  1429 - میلاد امام زمان  (ع) )

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 15-5-1387 ( 3 شعبان  1429 - میلاد امام حسین  (ع) )

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه  9-5-1387 ( 27 رجب 1429 - مبعث حضرت رسول (ع) )

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه  26-4-1387 (13 رجب 1429 - ولادت حضرت علی (ع) )

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 26-5-87 صبح شنبه(آداب شرکت در مجلس  -بیعت-یاد خدا -خانمها )**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 26-5-87 صبح شنبه   (غنیمت شمردن فرصت -آقایان)**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 25-5-87 صبح جمعه  ( مرگ-حج-خانمها )**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 23-5-87 صبح چهارشنبه  ( خلقت و تکامل-شرایط  ازدواج-خانمها )**

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه  18-5-87 صبح جمعه  ( مسجد ضرار )**

 

+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 28 مرداد1387 و ساعت |

كَمالِ النَّشاَةِ وَ نَشاَةِ الكَمالِ وَ جَمالِ الجَمعِ وَ مَجمَعِ الجَمال، سِرِّ السَّرائِرِ اُلوهیَّه وَ كُنهِ حَقايِقِ الرُّّبُوبیَّه ، اَلاِسم ِ الاَعظَمِ وَ نامُوسِ اللهِ الاَقدَم ، غَوّاصِ اليَّمِ الرَّحمانيَّه ، مَسلَكِ الآيَةِ الرََّحیميَّه ، طوُرِ تَجَلِّی الاُلُوهيَّه ، بَقیَّةِ اللهِ فِی الاَرض ، اَلغائِبِ فی الاَستارِ ظّاهِريَّه وَ الهادی اِلَی الطُّرُقِ الغَیبيَّه وَ القائِمِ المَهدِیِّ المُؤْتَمَن ، حُجَّةِ بنِ الحَسَن عَجَّلَ اللهُ فَرَجَه.*


ُِْْْْْْْْْْْْْْْْْْْْْْْْْْْْْْْمیلاد فرخنده امام عصر(عج) و صاحب زمان را به مولای معظم حضرت آقای دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه ارواحنا فداه و مشایخ بزرگوار ایشان و کلیه دراویش سلسله جلیله نعمت اللهی گنابادی و تمامی انسانهای آزاده تبریک عرض می نماید.

انتظار

و مولا را كه با هرذره همراه و هر دلي را به سوي او راهي ست و نظر تربيت و عنايت خصوصا به دلهاي مومنين دارد در دل بجويد تا بيابد كه در خارج چون ظهور فرمايد بشناسدو به جنسيت جذب گردد و اين انتظار در دل كه همراه با انتظار در خارج بايد باشد و عمل را هم بر وفق رضاي مولي نمايد خود را لايق ركاب ظفر انتساب قائم آل محمد صلوات الله عليه گرداند و استعداد ياري در او ظاهر شود بهترين مربي شيعه بوده و هست.**

*-بخشی از خطبه ای که هر صبح جمعه برای تیمّن و تبرّک و توسّل به ارواح مقدّسة ائمّة اطهار علیهم السّلام و اولیاء کرام و رشتة اجازة سلسلة نعمة اللّهیه خوانده می شود.

**- بخشی از رساله شریفه پند صالح
فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 27-5-1387 ( 15 شعبان 1429 - میلاد امام زمان (ع) )
http://www.mazaresoltani.net/audio-event.php

+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 28 مرداد1387 و ساعت |

رحمت نور در روز امید:

آقای حبیب الله حائری مجاز در اقامه نمازجماعت در کشور استرالیا شدند

 

چاپ ايميل

به گزارش حبرنگار سایت مجذوبان نور یکشنبه 27 مردادماه 1387 برابر با نیمه شعبان ومیلاد با سعادت  امام عصر(عج) به دستور و فرمان مولای معظم حضرت آقای حاج دكتر نورعلي تابنده مجذوبعليشاه  آقای حبیب الله حائری  مجاز در اقامه نمازجماعت در کشور استرالیا شدند .

مدیریت سایت مجذوبان نور : ضمن تبریک و آرزوی موفقیت برای  ایشان و فقرای استرالیا ، توفیق بندگی  همه برادران ایمانی  را در سرتاسر جهان از درگاه  حضرت حق خواستاریم .

+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 28 مرداد1387 و ساعت |

                                                                                                  اختصاصی  وبلاگ سیمرغ 

 

عارفان ، مشايخ صوفيه و پيران طريقت

 در کتاب کشکول شیخ بهائی

قسمت اول

http://www.ghadeer.org/akhlagh/kashkol

بهاء الدين محمد بن عزالدين حسين بن عبدالصمد بن شمس الدين محمد بن حسن بن محمد بن صالح حارثي همداني عاملي جبعي (جباعي) معروف به شيخ بهائي در سال 953 ه.ق 1546 ميلادي در بعلبك متولد  شد. او در جبل عامل در ناحيه شام و سوريه در روستايي به نام "جبع" يا "جباع" مي زيسته و از نژاد "حارث بن عبدالله اعور همداني" متوفي به سال 65 هجري از معاريف اسلام بوده است.

ناحيه "جبل عامل" همواره يكي از مراكز شيعه در مغرب آسيا بوده است و پيشوايان و دانشمندان شيعه كه از اين ناحيه برخاسته اند، بسيارند. در هر زمان، حتي امروزه فرق شيعه در جبل عامل به وفور مي زيسته اند و در بنياد نهادن مذهب شيعه در ايران و استوار كردن بنيان آن مخصوصاً از قرن هفتم هجري به بعد ياري بسيار كرده و در اين مدت پيشوايان بزرگ از ميان ايشان برخاسته اند و خاندان بهائي نيز از همان خانواده هاي معروف شيعه در جبل عامل بوده است.

بهاءالدين در كودكي به همراه پدرش به ايران آمد و پس از اتمام تحصيلات، شيخ الاسلام اصفهان شد. چون در سال 991 هجري قمري به قصد حج راه افتاد، به بسياري از سرزمينهاي اسلامي از جمله  عراق، شام و مصر رفت و پس از 4 سال در حالي كه در مسلک صوفیان صفت نشان و خل آشیان در می آید، به ايران بازگشت.

وي در علوم فلسفه، منطق، هيئت و رياضيات تبحر داشت، مجموعه تأليفاتي كه از او بر جاي مانده در حدود 88 كتاب و رساله است. وي در سال 1031 ه.ق در اصفهان درگذشت و بنا بر وصيت خودش  جنازه او را به مشهد بردند و در جوار مرقد مطهر حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام جنب موزه  آستان قدس دفن كردند.

 نامدارترين اثر بهائي الکشکول، معروف به «کشکول شيخ بهائي» است که مجموعه گرانسنگي از علوم و معارف مختلف و آينه معلومات و مشرب بهائي محسوب مي شود.

 کشکول / دفتر اول

سخن عارفان و پارسايان
يكى از اصحاب حال ، روزى به يارانش مى گفت : اگر به ورود به بهشت و گزاردن دو ركعت نماز مخير مى شدم ، گزاردن دو ركعت نماز را بر مى گزيدم او را گفتند: چگونه ؟ گفت : زيرا كه در بهشت به حظ خود مشغول خواهم شد و در گزاردن دو ركعت نماز، به حق پرورگار خويش .


حكاياتى از عارفان و بزرگان علم و دين
در احياء آمده است كه : عارفى شبلى را به خواب ديد و او را پرسيد كه : خداوند با تو چه كرد؟ گفت : با من ستيزه كرد؛ تا نوميد شدم . پس چون نوميديم را ديد، مرا در رحمت خود فرو برد.

از سخنان بزرگمهر: دشمنان با من دشمنى كردند. اما، دشمنى را دشمن تر از نفس خود نديدم .

حكاياتى از عارفان و بزرگان علم و دين
هرم بن حيان گفت : به نزد اويس قرنى رفتم . پس ، مرا گفت : براى چه اينجا آمدى ؟ گفتم : آمده ام تا با تو انس گيرم . اويس گفت : كسى را نمى شناسم كه خدايش را بشناسد و به ديگرى انس گيرد.

حكاياتى از عارفان و بزرگان علم و دين
ابراهيم پسر ادهم بوستان بانى مى كرد. روزى مردى سپاهى به نزد او آمد و ميوه خواست . اما ابراهيم از دادن آن خوددارى كرد. پس سپاهى با تازيانه به سرش نواخت . ابراهيم ، سرش را نزديك تر آورد، و گفت سرى را كه همواره به نافرمانى خدا برداشته مى شده است ، بزن ! مرد سپاهى او را شناخت و به عذر خواهى در ايستاد آنگاه ، ابراهيم ، او را گفت : سرى را كه شايسته عذر خواستن بود، در بلخ رها كردم .
مردى ((سهل ))
(بن عبدالله شوشترى ؟) را گفت : خواهم كه در مصاحبت تو باشم . سهل گفت : چون يكى از ما دو تن بميرد، آن ديگرى با كه همنشين خواهد بود؟ پس ، هم اكنون ، با او باشد.
فضيل را گفتند: فرزندت گويد: دوست دارم در جايى باشم كه مردم را ببينم و مردم مرا نبينند. فضيل گريست و گفت : اى واى بر فرزندم ! چرا سخنش را تمام نكرد؟ كه : ((نه آنها را ببينم و نه مرا ببينند.))

سخن عارفان و پارسايان
يكى از صوفيان گفته است : اگر مرا گويند: چه چيز براى تو شگفت انگيزتر است ؟ گويم : دلى كه خداشناس باشد و سركشى ورزد

شبلى سروده است : اى دوست ! اگر اندوه جان ها، به دير بيانجامد - آنچنان كه مى بينيم ، اندك آن هم كشنده است . اى ساقى جمع ! مرا از ياد نبر و اى خنياگرى پس پرده ! خنياگرى كن ! همانا كه مى بينم كه با آن چه كه سرور و شادمانى نام دارد، در گذشته چه كرده اند.


سخن عارفان و پارسايان
صاحب حالى گفته است : يوسف ، از آن رو، پيراهن خود را از مصر به كنعان به نزد پدرش فرستاد، كه غم او با((پيراهن )) آغاز شده بود، و همين كه چشمش به پيراهن خون آلود افتاد به سختى غمگين شد و يوسف خواست ، تا((پيراهن ))، انگيزه شادى وى شود.

حكاياتى از عارفان وبزرگان علم و دين
چون هنگام مرگ شبلى فرا رسيد. يكى از حاضران گفت : اى شيخ : بگو: لا اله الا الله .
شبلى خواند:
بى شك خانه اى كه تو ساكن آنى ، چراغ نمى خواهد.


سخن عارفان و پارسايان
حسن (بصرى ) گفت : چه بسا برادرى كه از مادر تو زاده نشده است .
ديگرى گفته است : خويشى ، نيازمند الفت است و الفت نياز به خويشى ندارد

از سمنون محب :
پيش از عشق شما، دل من تهى بود، و ياد مردم ، به بازى و شوخى ، سرگرم .
تا اين كه عشق ، دل مرا خواند و او نيز پذيرفت ، و او را نيز پذيرفت ، و او را نمى بينم كه از كوى شما دور شود.
به بلاى خونين هجران مبتلا شوم ! اگر دروغ بگويم كه : اگر در دنيا به چيزى جز تو شاد باشم . و اگر در دنيا چيزى دل مرا صيد كند. يا هرگاه كه پيش چشمم نيستى ، چيزى چشمم را به سوى خود كشد.
خواه مرا به وصال برسان ! و خواه به هجران بنشان ! نمى بينم كه دلم جز تو كسى را به شايستگى بپذيرد.

سخن عارفان و پارسايان
جنيد به ((شيخ علىّ بن سهل اسفهانى ))
نوشت : از پيرت - عبداللّه محمدبن يوسف البناء - بپرس : بر كار او چه چيز غالب است . على بن سهل پرسيد و عبداللّه پاسخ داد: خدا.


سخن عارفان و پارسايان
از سخنان سمنون محب : آغاز پيوند بنده به خدا، دورى اوست از نفسش ‍ و آغاز دورى بنده از خدا، پيوستن اوست به نفسش .

سخن عارفان و پارسايان
يكى از بزرگان صوفيه گفته است : تصوّف همچون سرسام است كه با هذيان آغاز مى شود و به آرامش پايان مى يابد. و چون در صوفى نفوذ كند، لال شود.


سخن عارفان و پارسايان
شيخ مجدالدّين بغدادى گفته است ، پيامبر (ص ) را در خواب ديدم ، و او را گفتم : درباره ابن سينا چه مى گويى ؟ و او گفت : مردى بود، كه اگر اراده مى كرد، بى وسيله من ، به خدا مى رسيد. او را اين گونه با دستم باز داشتم و به آتش افتاد.

حكاياتى از عارفان و بزرگان
جنيد را پس مرگ به خواب ديدند و او را پرسيدند كه : پروردگارت با تو چه كرد؟ گفت آن اشارت پريد و عبارات نابود شد و دانش ها از ياد رفت و آن رسم ها به كهنگى گراييد و جز چند ركعت نمازى كه در شب خواندم ، سودمند نيافتاد!


سخن عارفان و پارسايان
(ابراهيم ) خواص گفت : محبت ، محو خواست هاست و سوختن همه صفات و نيازها.

حكاياتى از عارفان و بزرگان
سرىّ سقطى گفت
: از ((رمله )) به سوى ((بيت المقدس ) مى رفتم . گذرم به سرزمينى سر سبز افتاد كه در آن آبگيرى بود. نشستم و از گناه خوردم و آب نوشيدم و به خود گفتم اگر در دنيا حلالى خوردم يا نوشيدم . همين بود. ناگاه شنيدم كه هاتفى مى گويد: يا سرىّ! مخارجى كه تو
را به اينجا رسانده است ، از كجاست ؟

+ نوشته شده توسط رضا در شنبه 26 مرداد1387 و ساعت |

 حضرت مهدي (عج) :

 هر كه پيش از خروج سفياني و صيحة آسماني ادعاي ديدار مرا بنمايد، دروغگـــو(کاذب) و تهـمـت زننده است.

 

حضرت مهدي (عج)  :

ظهوري نيست مگر بعد از اجازة خداوند متعال و اين

 اجازه بعد از مدتي دراز و تيرگي دلها و پر شدن

 زمين از ظلم و جور تحقق مي يابد .

  وبلاگ سیمرغ میلاد حضرت امام العصر والزمان و خلیفه الرحمن را به مولای معظم و تمامی شیعیان تبریک عرض مینماید .

 

+ نوشته شده توسط رضا در شنبه 26 مرداد1387 و ساعت |

 

 

 

+ نوشته شده توسط رضا در شنبه 26 مرداد1387 و ساعت |

 

محمد تقي مجلسي - مشهور به مجلسي اول – كه  شاگرد و مريد شيخ  بهايي بوده است وی در خصوص تصوف می گوید:

 

" پس معلوم شد اصل اين طريقه مستحسن است وافعال واعمال آن موافق قوانين شريعت است.اگر كسي ازبعضي صوفيان بدي بيند دليل بدي همه صوفيان نمي شود. چنانكه يكي از علما بد باشد جمله علما را انكار نتوان كرد. چه در ميان همه طوايف ناقص  و كاملان مي باشند. چنانكه حافظ عليه الرحمه مي فرمايد:

 

نقد صوفي نه همه صافي بي غش باشد  **  اي بسا خرقه كه مستوجب اتش باشد

 

بلكه ناقصان و بدان را باب روي نيكان عزت بايد داشت. گفته اند كه: صد خار را براي گلي آب مي دهند. مولوي مي فرمايد:

 

از هزاران تن يكي تن صوفيند ** ديگران در سايه او مي زيند

 

( رساله تشويق السالكين – محمد تقي مجلسي – صص23 و 24 )

 

 

وي در صفحات 10–12 -18 و 19 ازهمان رساله علماي بزرگ شيعه را صوفي معرفي نموده ومخالفين تصوف حقه را شياطين انس ناميده و تصوف را طريقه اهل بيت(ع) مي شناساند:

 

"و همچنين اكابر علماي شيعه از متقدمين و متاخرين جمعي كه واقف بوده اند برطريقه اهل بيت و تتبع ايشان بيشتر بوده ازعلماي اين زمان همه اين مسلك را داشته اند و دراين فن تصنيفات نموده اند."

 

سپس  از علمايي كه داخل  در مسلك تصوف بوده اند و از تعليفات و بياناتشان ياد نموده و از : خواجه نصيرالدين طوسي-  ورام كندي- سيد رضي -علي بن طاووس- سيد حيدر املي- لحساوي- شيخ بهايي كه سند حديث همه علماي عصر به او مي رسد و همه به فتواي او عمل مي كنند- اميرنورالله  كه از علماي شيعه است و در اثبات مذهب  تشيع تاليفات او مشهور است - و علامه حلي به عنوان نمونه اي  از عالمان صوفي مسلك عالم تشيع نام مي برد و از قول سيد حيدر املي مي نويسد: "شيعه اي كه صوفي نباشد شيعه نيست و صوفي اي كه شيعه نباشد صوفي نيست."

 

و بالاخره مي گويد:

 

"پس غرض از اين همه تطويل آن است كه معلوم شود اكابر علماي شيعه در هر عصري معتقد اين طايفه بوده اند. با وجود كمال و تبحري كه در علم اصول و فروع اسلام  داشته اند و با كمال تقدس  ذات.پس اگر جمعي از نادانان كه  در ميان عوام خود را  به  طالب علم شهرت داده اند مذمت اين طريقه مي نمايند معلوم است كه از كمال ناداني يا محض حسد و اغراض فاسده نفساني خواهد بود و عاقل بايد كه فريب اين شياطين انس را نخورد و از اين سعادت عظمي كه مقصد اقصي  و طريقه انبيا  و ائمه هدي و شيوه اوليا  و مردان راه خداست محروم نماند. هر چند اين كاري است بس  دشوار و شربتي  است بر اكثر طبايع ناگوار و جهاد اكبر و ميدان ترك سر است و موقوف بر همتي عالي است وتاييدي ازلي.

 

كار هر كس نيست رفتن همچو عيسي بر فلك

 

كارهاي اينچنين همت بلندان مي كنند

 

 

اما اگر همت نداشته باشي كه به مقام كاملان برسي (پس حداقل) در ميان اين قوم درآ و تقليد ايشان را نموده تشبه به ايشان نما كه در حديث وارد است كه: ( من تشبه بقوم فهو منهم)  يعني هر كه مشابهت  به قومي داشته باشد  پس او از ايشان است. و اگر داخل ايشان نتواني بود (حداقل) محب ايشان باش كه در حديث وارد است  كه: (المرء يحشر مع من احبه) يعني هر كس محشور خواهد شد با آن كس كه دوستش مي دارد."

 

مرحوم محمد باقر مجلسي- فرزند محمد تقي مجلسي و صاحب كتاب عظيم بحارالانوار- نيزكه بي گمان از بزرگترين محدثان و كارشناسان فقه و حديث در عالم اسلام و تشيع مي باشد با در نظر گرفتن مجموع رواياتي كه در زمينه تصوف و صوفيه به دست ما رسيده است مطالبي را در باب انواع تصوف و صوفيه بيان نموده است كه پس از نقل، به بررسي آنها و نتيجه گيري مي پردازيم:

 

"و اما مسئله سيم كه از حقيقت و بطلان طريقه صوفيه سوال كرده بودند بايد دانست كه راه دين يكي است و حق تعالي يك پيغمبر فرستاده ويك شريعت قرار داده و ليكن مردم در مراتب عمل و تقوي مختلف مي باشند و جمعي از مسلمانان كه عمل را به ظواهر شرع شريف نبوي صلي الله عليه واله كنند وبه سنن ومستحبات عمل نمايند و ترك مكروهات ومشتهيات كنند و متوجه امور دنيا نگردند و پيوسته اوقات خود را صرف عبادات وطاعات كنند و ازاكثرخلق كه معاشرت(با) ايشان موجب تضييع عمر است كناره جويند ايشان را مومن زاهد متقي مي گويند اين جماعت زبده مردم اند و ليكن چون در هر سلسله جمعي داخل مي شوند كه انها را ضايع مي كنند و در هر فرقه از(فرقه هاي) شيعه و سني و زيدي و صاحبان مذاهب باطله  (موجود) مي باشند و همچنين در ميان سلسله صوفيه (نيز) شيعه  و سني و ملحد(موجود) مي باشند  وچنانكه سلسله(علماي) شيعه در ميان علماي (اسلام) از سلسله هاي ديگر ممتاز بوده و چنانچه در عصرهاي ائمه معصومين صلوات الله عليهم اجمعين صوفيه اهل سنت معارض ائمه عليهم السلام مي بودند كه احاديث بسيار در مذمت انها وارد شده درزمان غيبت امام عليه السلام نيز صوفيه اهل سنت معارض ومعاند مي بوده و هستند(و) صوفيه اهل حق هم كه شيعه (مي)باشند(نيز) مي بوده و هستند و بر اين معني شواهد بسيار است"

 

ايشان سپس در جاي ديگر از نامه خود ادامه مي دهند:

 

"و بسياري از علماي دين نيز طريقه مرضيه صوفيه حق را داشتند و اطوار و اخلاق ايشان مباين طايفه صوفيه اهل سنت بوده مانند شيخ بهاء الدين محمد عاملي(مشهور به شيخ بهايي) رضوان الله عليه كه كتب او مشحون است به تحقيقات صوفيه و والد مرحوم فقير رضوان الله عليه  از جناب  شيخ مزبور تعليم ذكر و فكر گرفته بودند و هر ساله يك اربعين (و) دو اربعين و بيشتر به عمل مي اورد و جمع كثير از تابعان شريعت مقدسه را موافق قانون شرع به رياضت وا مي داشت و فقيرنيز مكرر اربعين ها به سرآوردم  و در احاديث معتبره  وارد شده است كه هر كه چهل صباح اعمال خود را براي  خدا خالص گرداند ، حق  تعالي چشمه هاي حكمت (را) از دل او به زبان او جاري گرداند. پس علاوه بر اينهايي كه مذكور شد شواهد و دلايل ديگر هم هست كه ذكر انها موجب تطويل كلام است. بايد كه بر شما ظاهر باشد كه اين سلسله عليه را كه مروجان دين مبين  و هاديان مسالك يقين اند با ساير سلسله هاي صوفيه  كه سالكان مسالك اهل ضلال اند ربطي نيست. و بايد دانست آنهايي كه تصوف را عموما" نفي مي كنند از بي بصيرتي خودشان است. فرق نكرده اند ميان صوفيه شيعه و صوفيه اهل سنت (و) چون اطوار و عقايد ناشايسته از آنها ديده وشنيده اند گمان مي كنند كه همه صوفيه چنين اند وغافل شده اند از آنكه طريقه شيعيان خاص اهل بيت عليهم السلام هميشه رياضت ومجاهدت و ذكر خدا و ترك دنيا و انزوا از اشرار خلق بوده و طريقه صوفيه حقه طريقه ايشان است"

 

(رساله تشويق السالكين- صص29 و30 و35

 

و اما نتايجي كه از نظرات مرحوم مجلسي دوم به دست مي آيد:

 

1.تصوف دو نوع است:الف- تصوف حقه كه مشي شيعي دارد و رواياتي از ائمه اطهار(ع) در تاييد اين دسته از صوفيه به ما رسيده است ب-تصوف جهله و باطل كه مشيي ضد ائمه اطهار(ع) داشته و دارد و رواياتي كه در ذم و طرد صوفيه به ما رسيده ناظر بر اينان و متوجه به ايشان است.

 

2.صوفيه شيعي بر صراط مستقيم مكتب اهل بيت گام بر مي دارند و عاملان به شريعت مصطفوي هستند. از محرمات و مكروهات پرهيز و به واجبات و مستحبات عمل مي نمايند.

 

3.صوفيه حقه شيعي همان مومنان و زاهدان و متقيان ونيز زبده مردم هستند.

4.همانطور كه عالمان شيعي متمايز از عالمان اهل سنت اند و درعين حال همگي عالمان مسلمان محسوب مي شوند به همان نسبت هم صوفيه شيعي متمايزازصوفيه غير شيعي اند گر چه به هر دو دسته صوفي گفته مي شود.

 

5.بسياري از علماي شيعي و از جمله مرحومان: شيخ بهايي و مجلسي هاي اول و دوم صوفي بوده اند.

 

6.مجلسي اول مريد شيخ بهايي بوده و از وي تلقين ذكر و فكر پذيرفته بوده است.در زمينه ذكربايد عرض كنم  همانگونه كه از مجموع آيات و روايات بر مي آيد ذكر مرد نظر قرآن و ائمه اطهار(ع) ذكر قلبي بوده و ذكر لساني بدون آن محلي  از اعراب ندارد. يكي از مصاديق  ذكر لساني نماز مي باشد كه  اگر با ذكر قلبي همراه و توام نشود هرگز منشا تاثير معنوي پيش برنده  و مصداق فرمايش نبوي " نماز معراج و محل عروج معنوي مومن است " نخواهد بود. مرحوم امام خميني اشارات و تصريحاتي در اين زمينه دارد در زمينه  فكر هم بايد به اختصار عرض كنم  كه اين فكر به معناي انديشه و انديشيدن نبوده و بلكه خود نوعي ذكر بوده و البته  در زمينه ايجاد انقلاب دروني و تحولات معنوي باطني و قلبي نقشي به مراتب مهم تر از ذكررا ايفا مي نمايد.

 

7.خود مرحوم مجلسي پدرهم تحت تربيت فقري شيخ بهايي به مقام شيخي نايل گشته " و جمع كثيري از تابعان شريعت مقدسه راموافق قانون شرع  به رياضت وامي داشت." كه اين بيان مرحوم مجلسي دوم نقشه هاي شوم مخالفان سرسخت تصوف را كه در پي اثبات تقابل ذاتي شريعت و طريقت هستند نقش بر آب مي كند.

 

۸.مرحوم مجلسي دوم كه برخي با ديدن عباراتي در ذم صوفيه در كتابهاي وي و در يك حركت ناشيانه و سطحي گرايانه او را از زمره مخالفان تصوف وصوفيه قلمداد مي نمايند در اين نوشتار به شدت هر چه تمام تر از تصوف و صوفيه حقه دفاع مي كند و علاوه بر ان با اطلاق واژه "فقير"بر خود كه  واژه اي قرآني ومعادل واژه پارسي "درويش" است  و با تاكيد بر آنكه  به شيوه صوفيه مكرر در مكرر اربعين مي گرفته  و چله مي نشسته است بر صوفي و درويش بودن خويش صحه مي گذارد.زيرا همانگونه كه اهل دل و اهل فن مي دانند صوفيه بر اساس  سنت ديرين جاري در ميان خود كسي را كه مشرف به  فقر محمدي مي شود فقيرمي نامند و   مي خوانند.

 

9. مرحوم مجلسي دوم صوفيه حقه شيعي را بر خلاف صوفيه جهله " مروجان دين مبين و هاديان مسالك يقين" معرفي مي نمايد.

 

۱۰. ايشان كساني را كه بطور مطلق، تصوف و صوفيه را نفي مي كنند و تفاوتي ميان نوع حقه و جهله ان قايل نمي شوند بي بصيرت مي دانند و مي شناسانند.

11.ايشان " صوفيه حقه" را  " شيعيان خاص اهل بيت عليهم السلام " مي دانند و مي شناسانند. امام خميني (ره ) هم در كتاب "مصباح الهدايه  دقيقا" همين نظر را در باره صوفيه حقه ارايه مي دهد 

 

 با تشکر از وبلاگ خورشید حق


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در شنبه 26 مرداد1387 و ساعت |
 

سنت وعظ در اسلام

از مجموعه سخنرانی ها و مواعظی است که جناب آقای حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه در مقام قطبیت و ارشاد طریقه نعمت اللهی گنابادی از اواخر سال ۱۳۷۵ شمسی به تناسب اوضاع زمانه و سوالات مطرح شده در مجالس عمومی و عرفانی بیان فرموده اند .

 

اصولا سنت مجلس وعظ در عالم اسلام خصوصا در ایران به ابتکار مشایخ بزرگ صوفیه و عارفان بوده است (۱) که بنابر آیه شریفه « ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه » (۲) ، مجالسی را به عنوان وعظ و تذکر منعقد می کردند و نکات و لطایف عرفانی را به تناسب حال مستمعان و برحسب سوالات طالبان عنوان می فرمودند . برخلاف مجالس درسی ، مطالب این مجالس به زبانی ساده ولی عمیق تقریر می شده تا عامه شنوندگان بدون درگیری با اصطلاحات و مسائل دشوار از آن بهره ببرند و از این رو مجالس تذکر بوده تا بحث و جدل علمی . لذا این سنت پسندیده برای ازدیاد بصیرت در دین همواره ادامه داشته است و از مشهورترین این مجالس که برجای ماند مجالس شیخ احمد غزالی یا مولوی است که بعدا توسط حاضرین به همان لحن بیان مکتوب شده و به ما رسیده است .

+ نوشته شده توسط رضا در شنبه 26 مرداد1387 و ساعت |

عمر مختار در يكي از مدارس خانقاه ( زاويه ) در زنزور » و سپس در در خانقاه « جغبوب » مراحل تربيت و رشد روحاني خويش را در اين مكاتب و مدارس كه جامع شريعت و طريقت به معناي كامل بودند ، گذارنيد .  

عمر مختار (رحمه الله علیه)

 

 

چاپ ايميل

 صفحات زرين تاريخ اسلام ، همواره مزيّن به شيرمرداني بوده كه در مكتب آسماني و انسان ساز اسلام تربيت يافته اند و اين منبع فياض خداوندي از آنان مرداني ساخته كه براي رسيدن به محبوب حقيقي تا آخرين قطرة خون ، ايستادگي نمودند . غيرت و حميِتي كه اسلام در وجود آنان دميده آنان را حامل چنان ايمان و قدرتي نمود كه به هيچ وجه ، ظلم و تجاوز را از جانب دشمنان قبول نكردند و بسان كوهي استوار در مقابل تجاوزشان ايستادگي كرده و همچون سيلي خروشان بر قدرتهاي پوشالي آنان هجوم مي بردند و به منظور اعلاء كلمة الله و بر افراشتن پرچم توحيد و عزت در اقصي نقاط عالم ، جانفشانيها كرده و خواب راحت را از دشمنان اسلام گرفته ، زندگي را به كامشان تلخ و بنيان آنان را به تزلزل در آوردند و براي نسلهاي بعد از خود ، الگو و ماية فخر و مباهات قرار گرفتند .


ايشان ابتدا در يكي از مدارس خانقاه ( زاويه ) در زنزور » و سپس در در خانقاه « جغبوب » مشغول تحصيل شده و مراحل تربيت و رشد روحاني خويش را در اين مكاتب و مدارس كه جامع شريعت و طريقت به معناي كامل بودند ، گذارنيد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در شنبه 26 مرداد1387 و ساعت |

 

 

جلوه‌هایی از مشارکت

   " عرفــــا و مــتــصــوّفـــه " 

 در حیات اجتماعی و پیشرفت ایران

 

چاپ ايميل

(علی نوری)

این گزارش به عنوان بخشی از کار  کلاس مباحث ویژه بنیاد ایران شناسی، ناصر فکوهی در فروردین 1387 ارائه شده است.

چکیده

عرفا و متصوفه در حیات اجتماعی ایران بر خلاف آنچه که بسیاری از روشنفکران و عامه تصور می‌کنند نقشی موثر داشته‌اند و این نقش در دوره های مختلف تاریخی در اشکال متفاوت و دارای قوت و ضعف بوده است. همچنین در پیشرفت زبان فارسی و مذهب اسلام نیز کارکرد اجتماعی تصوف به نحو چشمگیری در بسیاری از نقاط دنیا به وضوح به چشم می‌خورد. در این تحقیق با نشان دادن مثال‌های متعددی استدلال می‌شود تصوری که روشنفکران و عوام از تصوف به عنوان تخدیر توده‌ها و مانع پیشرفت‌های اجتماعی و همچنین عاملی در جهت عقب‌ماندگی و ستم‌پذیری وجود دارد صحیح نیست و خود عرفا و متصوفه در بسیاری از مواقع خلاف این را ثابت کرده‌اند.

همچنین توجه داده می‌شود که تصوف به عنوان یک مکتب اجتماعی از جهت تعامل و نوع‌دوستی اجتماعی با مردم زمان همواره ظاهر بوده و منشا خدمات برجسته‌ای گردیده است. این مطلب بیشتر در مورد عرفان و تصوف ایران مطرح است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در شنبه 26 مرداد1387 و ساعت |

"شخصی غلامی به اجاره می گرفت به مزدِ سيری شکم. و ا صرار بدان داشت که غلام هم اندکی مسامحه کند. غلام گفت: ای خواجه روز دوشنبه وپنجشنبه هم روزه می دارم."

 " سربازی را گفتند چرا به جنگ نروی؟ گفت بخدا سوگند که من يک تن از دشمنان را نشناسم وايشان نيز مرا نشناسند. پس دشمنی ميان ما چون صورت بندد؟"

  "روح ناطقه اعتباری ندارد وبقای آن به بقای بدن متعلق است. وفنای آن به فنای جسم موقوف... آنچه انبياء فرموده اند که اورا کمال ونقصانی هست، وبعـدِ فراق بدن، به ذات خود قائم وباقی خواهد بود، محال است. وحشرونشر، امری باطل... آنچه عبارت از لذات بهشت وعقاب دوزخ است، هم دراين جهان می توان بود. چنانکه شاعرگفته:

آنرا که داده اند، همينجاش داده اند                   وآنرا که نيست، وعده به فرداش داده اند"

 "مردک گفت: يا بگذار کار خود را ببينم، يا آنکه معاويه را دشنام خواهم داد. پسر گفت: شکيب بدين زخم، آسان تراست از شنيدن دشنام به حال اميرالمؤمنين. پس تن در داد."

  "اعرابی را پيش خليفه بردند. اورا ديد برتخت نشسته وديگران درزيرايستاده.

گفت: السلام عليک يا الله.

گفت: من الله نيستم.

گفت: يا جبرائيل.

گفت: من جبرائيل نيستم.

گفت: الله نيستی؛ جبرائيل نيستی؛ پس چرا برآن بالا تنها نشسته ای؟ تو نيز درزيرآی ودرميان مردمان بنشين."

  "جمع کردن مال، بی رنجاندن مردم وظلم وبهتان وزبان درعـِـرض ديگران درازکردن، محا ل است."

  "هم از بزرگان عصر، يکی با غلام خود گفت که:

از مال خود، پاره ای گوشت بستان وازآن طعامی بساز، تا بخورم وترا آزاد کنم. غلام شاد شد. بريانی ساخت و پيش او آورد. خواجه بخورد و گوشت به غلام سپرد. ديگر روز گفت: بدان گوشت نخود آبی مــُـزَعفَر بساز، تا بخورم وترا آزاد کنم. غلام فرمان برد وبساخت وپيش آورد. خواجه زهرمار کرد وگوشت به غلام سپرد. روز ديگر گوشت مضمحل شده بود و از کار افتاده. گفت: اين گوشت بفروش وپاره ای روغن بستان وازآن طعامی بساز، تا بخورم وترا آزاد کنم. گفت: ای خواجه حـَسـَب الله، بگذارتا من به گردن خود، همچنان غلام تو باشم. اگر هرآينه خيری درخاطر مبارک می گذرد، به نيت خدا، اين گوشت پاره را آزاد کن."

   "روستائی ماده گاوی داشت وماده خری باکرٌه. خربمرد. شير گاو به کُرٌه خر می داد و ايشان را شير ديگر نبود. روستائی ملول شد وگفت "خدايا تواين کُرٌه خر رامرگی بده تا عيالان من شير گاو بخورند. روز ديگر در پايگاه رفت. گاو را ديد مُرده. مردک را دود از سر برفت. گفت "خدايا من خر را گفتم. تو گاو را ازخر باز نمی شناسی؟"

 " درخانه ی حجی بدزديدند. او برفت درمسجدی برکند و به خانه بـُرد. گفتند: چرا در مسجد برکنده ای؟ گفت: درخانه ی من دزديده اند، وخدا دزد در را می شناسد. دزد را به من بسپارد و دَرِ خانه ی خود باز ستاند."

درزمان مبارک حضرت رسول، کفار را می گفتند که: "درويشان را طعام دهيد." ايشان می گفتند که: "درويشان، بند گان خدايند. اگر خدا خواستی ايشان را طعام دادی. چون او نمی دهد ما چرا دهيم."

"زنی شوهر را گفت ای قلتبان، ای بينوا. شوهر گفت خدای را شکر، که مرا دراين ميان گناهی نباشد. اولی از تو است و دومی ازخدا."

"اعرابی به حج رفت. درطواف، دستارش بربودند. گفت: خدايا يکبار که به خانه ی تو آمدم، فرمودی که دستارم بربودند. اگر يک بار ديگر مرا دراينجا ببينی بفرمای تا دندانهايم را بشکنند."

 "زرتشتی را گفتند تفسير انا لله وانا عليه راجعون چه می باشد؟ گفت تفسيرآن ندانم، اما نيک دانم که درمهمانی وعروسی ومجلس انس اش نگويند."

" حجی به خريدن خر به بازارمی رفت. مردی گفتش "به کجامی روی؟" گفت "به بازار می روم تا خری بخرم." گفت "بگوانشاءالله." گفت "چه جای انشاءالله باشد؟ خردربازاراست وزردرکيسه من.""چون به بازار رفت زرش بدزديند. در راه بازگشت، مرد پرسيد: ازکجا می آيی؟ گفت از بازار می آيم. انشاءالله خری نخريدم، انشاء الله. زيان ديده و بی زر به خانه می روم، انشاءالله."

 با دخل و تصرف از  منوچهر محجوبی

+ نوشته شده توسط رضا در شنبه 26 مرداد1387 و ساعت |

آخرین خبرها از برگزاری دادگاه آقای لباف

 

چاپ ايميل

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ، صبح امروز چهارشنبه 23مردادماه 87دادگاه امیرعلی لباف ، مأذون نماز دراویش سلسله علیه نعمت اللهی گنابادی امروز در دادگاه جزایی قم به ریاست قاضی پور موسوی برگزار شد .

آقای لباف به همراه آقای غلامرضا هرسینی وکیل مدافع وی ، در دادگاه حاضر شد و در حضور قاضی پورموسوی و قاضی قنبرنیا ( نماینده دادستانی قم ) به دفاع ازخود پرداخت . 

آقای لباف به اتهام نشراکاذیب و اقدام علیه امنیت ملی ایران تحت پیگرد دادگاه انقلاب قم قرار دارد و علیرغم دفاعیات موجه وی ، انتظار می رود آقای لباف  به مجازاتهای سنگینی محکوم شود . 

در ادامه این گزارش آمده است ، قنبرنیا و قاضی پورموسوی در سال 84 و پس از تخریب حسینیه شریعت قم ، محاکمه 54 نفر از دراویش را برعهده داشتند که منجر به صدور کیفرخواست از سوی قنبرنیا و محکومیت دراویش به تحمل یکسال حبس و 74 ضربه شلاق و تبعید و معرفی ماهانه به ستادهای خبری اطلاعات ، از سوی قاضی پورموسوی در شعبه 112 جزایی قم شد . 

+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 24 مرداد1387 و ساعت |

                                                      مصاحبه دکتر هرسینی با رادیو زمانه

 

چاپ ايميل

دووکیل دراویش نعمت الهی در زندان

مصاحبه دکتر هرسینی با رادیو زمانه

اتهام وکالت

a.roozbeh@radiozamaneh.com a.roozbeh@radiozamaneh.com This e-mail address is being protected from spam bots, you need JavaScript enabled to view it


خبر روشن بود دو تن از وکلای دراویش نعمت الهی گنابادی به دلیل عدم پرداخت جریمه بدل اززندان بازداشت و زندانی شدند. فرشید یدالهی و امید بهروزی که با حمایت از دراویش و پیگیری جریان تخریب حسینیه قم مورد توبیخ قرار گرفته بودند بعد از رای دادگاه نهایی به پرداخت جریمه نقدی محکوم شدند.

این وکلا که به صدور حکم معترض بودند با عدم قبول حکم راهی زندان شدند. غلام‌رضاهرسینی عمده امور حقوقی این گروه درویشان را بر عهده دارد و به نظر می‌رسد در طول چند ماه گذشته با توجه به حوادثی که روبرو بودند سرش شلوغ بوده است.
از او پرسیدم:

اصل قضیه از چه قرار است؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 24 مرداد1387 و ساعت |

روزنامه کارگزاران

چهارشنبه 23 مردادماه 87 – صفحه نهم (اندیشه )

جدال بر سر اخلاق

رئوف طاهری:اگر قرار بر نام بردن از چند متفکر ایرانی باشد که در قید حیات‌اند و حق استادی بر نگارنده و هم‌نسلان ما دارند، به قطع و یقین مراد فرهادپور یکی از آنها خواهد بود. بی‌شک اهتمام فرهادپور و حلقه فکری‌اش، در معرفی آرا و اندیشه‌های قابل توجه بخشی از فیلسوفان قاره‌ای و متأخر همچون بدیو، آگامبن، ژیژک و... قابل انکارنیست. فرهادپور بی‌شک پرتلاش‌ترین و چه بسا مؤثرترین کنشگر فکری- سیاسی ایران در چهار سال گذشته محسوب می‌شود و نگارنده در هر محفلی (فکری، سیاسی، دانشجویی، صنفی) که فرصتی دست داده، تلاش‌ها و تولیدات معرفتی رشک‌برانگیز حلقه ایشان را به رخ مدعیان کنشگر کشیده است؛ گرچه این تعریف، مستقل از رد یا تأیید مواضع آنان بوده است. مقاله حاضر اما به بررسی و نقد برخی نکات و سخنان فرهادپور طی سخنرانی (مقاله)‌ای می‌پردازد که او اخیرا (در پی جدال قلمی سروش- سبحانی و به تبع مقاله‌ نیکفر درنقد سروش) منتشر کرده و در ذیل آن به نقد توامان آرای نیکفر و سروش پرداخته و با تحویل مبانی فکری آنان به عرفان‌گرایی و بودیسم، استهزا و تخفیف و البته تحریف اندیشه آنها را هدف قرار داده است. مقاله حاضر اگرچه مدعیات فرهادپور در باب سروش، شبستری، ملکیان و عرفان‌گرایی آنها را مورد سنجش نقادانه قرار می‌دهد اما در مقام ارائه دفاعیه‌ای از «مکتب روشنفکری دینی» و تبدیل روشنفکری دینی به یک ایدئولوژی و مدرسه سیاسی نیست.
 
......از شما می‌پذیریم که بگویید کسانی را که «درست همزمان با دستگیری و ضرب و شتم ده‌ها دانشجوی چپ‌گرا، در نهایت حقارت و زبونی، ترس و کینه خود را بر سر کوتاه‌ترین دیوار فرو می‌ریزند تا مبادا برای همیشه از سر سفره قدرت حذف شوند»، نمی‌توان لیبرال نامید. اما از جناب فرهادپور هم می‌پرسیم که به هنگام برخورد با دراویش گنابادی در قم (مرد و زن و کودک)، آنانی که به جای حمایتی در خور سیاست رادیکال، تمام عقده‌های فروخورده تاریخی‌شان از ستم زمانه را به بهانه و توجیه مقابله با عرفان‌گرایی و دفاع از سیاست رادیکال بر کوتاه‌ترین دیوار ممکن در ایران فرو ریختند را چه و که می‌توان نامید؟ به راستی آیا آن دراویش به دلیل تأیید قدرت حاکمان و فقدان برخورداری از هرگونه کارکرد و نقش اجتماعی بود که چنان سرنوشتی یافتند؟ آیا در نگاه شما عرفان‌گرایی و انتخاب سبک زندگی درویشی، آنچنان نابخشودنی است که ستم بر آنان را استثنائا ستم ندانید و از کنار آن به راحتی بگذرید؟ آیا در قاموس شما اصلا «ستمی» در حق آنها روا شده است یا نه؟ و البته براساس «اخلاق سیاسی شده» در مسلک «سیاست رادیکال»، گویا به خاطر هدفی شریف که همان ریشه‌کنی عرفان‌گرایی است، سکوت در برابر چنین اتفاقات و برخوردهایی نه تنها مجاز که واجب است. کسانی که از سنت بسیار غنی و پیچیده چپ دم می‌زنند اما از نقش اساسی عرفان در کم کردن شدت توحش مدرن و کهن و نیز ممانعت از خیره شدن در ثروت و ترویج قناعت و مناعت غافلند و زین چپ را بر اسب حاکمان تکنوکرات و حامیان فوق ثروتمندشان سوار کرده‌اند چگونه می‌توان NEW LEFT نامید؟ اگر در نگرش «اخلاقی»، ستم، در حق هر گروهی از اجتماع ستم باشد، در نگرش «سیاسی» اما ستم هم رنگ و بوی ایدئولوژیک می‌گیرد و هم از این‌روست که در بین کثیری از اصناف مورد ستم واقع شده (کارگری، دانشجویی، احزاب، دراویش، معلمان، زنان، اقوام و. . . ) فقط دو گروه از دفاع جناب فرهادپور برخوردار می‌شوند: «کارگران و دانشجویان چپ». و البته این را نیز چه بسا بتوان تحت عنوان «عدالت سیاسی» توجیه کرد!
اما اگر قرار بر آن باشد که از اشکال مبتذل و اندیشه‌سوز عرفان سخن به میان آید، چرا ردپایی از این عرفان‌گرایی کاذب و سرگرم‌کنندگی و تسکین بخشی آن را در نظریه انتقادی - به معنای وسیع کلمه- (آدورنو، بدیو، آگامبن، ژیژک و…) نشان ندهیم و از مضرات موجود در بطن این تفکر نگوییم. در این روایات و توصیف‌ها دقت کنید:
....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 24 مرداد1387 و ساعت |

نامه آقای منصور مرعشی به ریاست کانون وکلای دادگستری مرکز

 (اختصاصي مجذوبان نور)

چاپ ايميل

 

 

هو

121

ریاست محترم کانون وکلای دادگستری مرکز

سلام علیکم 

مسئولیتهای قانونی ،انسانی و وجدانی وکلا و بالطبع  کانونهای وکلای دادگستری نسبت به بسط عدالت وپاسداری از قانون و احقاق حقوق شهروندان ،این نهادهای مردمی را متعهد می سازد که در هر کجای میهن عزیزمان تخطی و ظلمی واقع می شود نسبت به آن حساس بوده و در مقابله با آن واکنشی مناسب داشته باشد زیرا اگر بی عدالتی و قانون شکنی سنت و عرف مجریان قانون شود مسلماً نهادهای مدنی و مردمی همچون کانونهای وکلا نه تنها از وظایف خود عدول نموده اند بلکه حضور آنها در صحنه قضا و قضاوت تنها توجیه گر بی عدالتی خواهد بود و دلیل وجودی خود را از دست خواهند داد . بنابر این هرظلمی در هر کجای مملکت نسبت به حقوق حقه قانونی شهروندان توسط مجریان قانون انجام می گیرد کانونهای وکلای دادگستری نسبت به آن مسئولند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 24 مرداد1387 و ساعت |

شيرهاي مجلس موش شده اند

 

چاپ ايميل

دو روز پیش دو مجسمه شیر بدون خورشید بر سر در مجلس نشستند اما گویی همین دو روز به قدر کفایت بود که دیروز به زیر کشیده شدند و هیچ کس نیز دلیل آن را اعلام نکرد.

دو شیر 100 ساله ای که همزمان با ساخت مجلس شورای ملی بعد از مشروطه بر سر در مشروطه قرار گرفتند و 70 سال شاهد روی دادن بخشی از تاریخ معاصر ایران بود روز پنج شنبه 17 مرداد پس از 30 سال (چند روزی بعد از 102 سالگی امضای فرمان مشروطه) بنا به دلیل نامعلومی به جای خود بازگشتند


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 24 مرداد1387 و ساعت |

تحقیق در احوال حسن بصری‏

 

 

جهت سهولت مطالعه ، ترجمه بخش های عربی که توسط فصلنامه عرفان ایران انجام شده از پاورقی به متن آمده و در بین قلاب قرار گرفته است .


به گفته ابواسحق ، ابوحسن پدر حسن را نام یسار و مولی‏ انصار بوده است . حسن دو سال به آخر خلافت عمر مانده تولد یافته و شب پنجشنبه در بصره درگذشته و فردای آن روز ، جمعه غره رجب از سال یکصد و ده (۱۱۰) دفن شده است .
روایت شده که مادر حسن ، خادمه ام المومنین ، ام سلمه زن پیغمبر (ص) ، بوده و هرگاه مادر عقب فرمانی می رفته و حسن گریه می کرده ، ام سلمه پستان به دهان او می گذاشته است و از این رو بوده که حسن برکت یافته و به مقامات عالیه رسیده است .

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 21 مرداد1387 و ساعت |

ارادت حسن بصری به حضرت علی(ع)

 

 

یکی از تالیفات عالم و عارف ربانی جناب محمد جعفر کبودرآهنگی ملقب به مجذوبعلیشاه ( وفات ۱۲۳۹ قمری ) (۱) کتاب مرآه الحق است که وی در ضمن تحقیق درباره سلسله نقشبندیه بخشی را به احوال حسن بصری اختصاص داده است . این عارف جلیل مطلب خویش را ابتدا به نقل از کتاب مجالس المومنین قاضی نورالله شوشتری آغاز می کند و می فرماید : (۲)

« فقهای شیعه امامیه را در باب حسن بصری اختلاف است و از بعضی مشایخ خود - رحمهم الله - شنیده که سید اجل رضی الدین علی بن طاووس او را مقبول شمرده و کتابتی که در کتاب احتجاج (۳) شیخ طبرسی مذکور است که حضرت امام حسن ، علیه السلام ، به حسن بصری - مشتمل بر تعرضات - نوشته ، نسبت او به آن حضرت به مرتبه صحت نرسیده است . و ایضا این چنین نیست که در نسبت ارادت مطلقا حسن بصری داخل باشد بلکه او در سلسله ای داخل است که به معروف کرخی و از او به حضرت امام علی بن موسی الرضا و آباء که او - علیهم السلام - منتهی نشده باشد » (۴) .
ضعیف مسکین معروض می دارد که بعض سلاسل منتهی می شوند به خدمت جناب حضرت امیرالمومنین بدون توسط حسن بصری ؛ بلکه به توسط کمیل بن زیاد النخعی - رحمه الله - و سلسله شیخ نجم الدین کبری که اکثر مشایخ مثل شیخ عطار و مولوی رومی و سعد الدین حموی و سیف الدین باخزری به او مستند می باشند ، به این طریق است که به حضرت امیر منتهی می شود به توسط کمیل ، رحمه الله . و علامه محدث ، مجلسی- رحمه الله - در کتاب عین الحیوه گفته است که شیخ طبرسی در کتاب احتجاجات روایت کرده است که : « در بصره حضرت امیرالمومنین - علیه السلام - بر حسن بصری گذشتند ، و او وضو می ساخت ، فرمودند : وضو را کامل بجا بیاور ، ای حسن !
گفت : یا امیر ! دیروز جماعتی را کشتی که شهادتین می گفتند ، و وضوی کامل می ساختند . حضرت فرمود : پس چرا به مدد ایشان نیامدی ؟

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 21 مرداد1387 و ساعت |

ارادت حسن بصری به حضرت علی(ع)

 

 

یکی از تالیفات عالم و عارف ربانی جناب محمد جعفر کبودرآهنگی ملقب به مجذوبعلیشاه ( وفات ۱۲۳۹ قمری ) (۱) کتاب مرآه الحق است که وی در ضمن تحقیق درباره سلسله نقشبندیه بخشی را به احوال حسن بصری اختصاص داده است . این عارف جلیل مطلب خویش را ابتدا به نقل از کتاب مجالس المومنین قاضی نورالله شوشتری آغاز می کند و می فرماید : (۲)

« فقهای شیعه امامیه را در باب حسن بصری اختلاف است و از بعضی مشایخ خود - رحمهم الله - شنیده که سید اجل رضی الدین علی بن طاووس او را مقبول شمرده و کتابتی که در کتاب احتجاج (۳) شیخ طبرسی مذکور است که حضرت امام حسن ، علیه السلام ، به حسن بصری - مشتمل بر تعرضات - نوشته ، نسبت او به آن حضرت به مرتبه صحت نرسیده است . و ایضا این چنین نیست که در نسبت ارادت مطلقا حسن بصری داخل باشد بلکه او در سلسله ای داخل است که به معروف کرخی و از او به حضرت امام علی بن موسی الرضا و آباء که او - علیهم السلام - منتهی نشده باشد » (۴) .
ضعیف مسکین معروض می دارد که بعض سلاسل منتهی می شوند به خدمت جناب حضرت امیرالمومنین بدون توسط حسن بصری ؛ بلکه به توسط کمیل بن زیاد النخعی - رحمه الله - و سلسله شیخ نجم الدین کبری که اکثر مشایخ مثل شیخ عطار و مولوی رومی و سعد الدین حموی و سیف الدین باخزری به او مستند می باشند ، به این طریق است که به حضرت امیر منتهی می شود به توسط کمیل ، رحمه الله . و علامه محدث ، مجلسی- رحمه الله - در کتاب عین الحیوه گفته است که شیخ طبرسی در کتاب احتجاجات روایت کرده است که : « در بصره حضرت امیرالمومنین - علیه السلام - بر حسن بصری گذشتند ، و او وضو می ساخت ، فرمودند : وضو را کامل بجا بیاور ، ای حسن !
گفت : یا امیر ! دیروز جماعتی را کشتی که شهادتین می گفتند ، و وضوی کامل می ساختند . حضرت فرمود : پس چرا به مدد ایشان نیامدی ؟

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 21 مرداد1387 و ساعت |
 
گزیده ای از کتاب اعترافات غزالی:
 

                    آنگاه که از آن سه وادی گذشتم ( وادی متکلمین٬ باطنیه و فلاسفه)٬ همت بر کشف طریقه صوفیه گماشتم و از این راه به جستجوی حقیقت شتافتم. خلاصه مذهب این فرقه٬ قطع علاقه های شهوانی٬ تزکیه نفس و تخلیه آن از صفات پست و بالاخره تقوی و فضیلت٬ بریدن از غیر خدا و فنی فی الله است. چنان یافتم که در پیمودن این راه دو توشه لازم است٬ یکی علم و دیگری عمل. چون تحقیق علم تصوف بر من آسان تر از عمل بود٬ از این جهت نخست به تحصیل علم پرداختم ٬ کتابهای آنها را همچون قوت القلوب ابوطالب مکی و تألیفات حار‌ث محاسبی و آثار شبلی و جنید و بایزید و دیگر مشایخ ایشان را خواندم تا چنانکه لازم بود به مقاصد این علم واقف شدم و آنچه توانستم از طریق تعلم و نقل این و آن٬ تحقیق کردم و از حال این طایفه آگاه شدم.

سپس دانستم با توشه علم این راه را نتوان پیمود٬ باید خود را فراموش کرد و دست همت به کمر عشق زد٬ توشه این راه عمل است و بس؛ منتها با پای علم راه نتوان رفت بلکه کردار و عمل لازم است٬ از نام شراب هستی نمی زاید٬ از معرفت صحت و سلامت بدست نیاید و از دانستن کیفیت سیری شکم سیر نمیگیرد. بین علم و عمل و عالم و عامل تفاوت بسیار است٬ میان آنکه مست است و میداند مستی٬ میان آنکه سیر است و آنکه معنی سیری میداند٬ میان آنکه سالم است و آنکه خود طبیب و عالم طب است و در بیماری بسر می برد فرق بسیار است٬ آنانکه مست و سیر و سالم اند خبر از معنی اینها ندارند٬ خود آنها را دارند٬ همین است تفاوت میان آنکه بزهد و تقوی و شرائط آداب آن معرفت دارد و آنکه خود سراپا تقوی و زهد است و از دنیا بر کنار!

بحقیقت دریافتم که صوفیه ارباب احوالند نه اصحاب قیل و قال٬ و برای وصول به این مقام٬ تعلیم و تعلم کافی نیست٬ عشق و شوق و سیر و سلوک لازم است. من از همه افکار و عقاید دینی و علوم عقلی به این سه اصل ایمان یقین داشتم: خدا٬ پیغمبر٬ روز جزا و عواملی که این اصول سه گانه را در روح من رسوخ داده بود به شمار در نمی آمد. باری در نظرم روشن شد که پیمودن راه سعادت ابدی جز به تقوا و بریدن علاقه های شهوانی مقدور نیست و اساس آن دل از دنیا کندن٬ ترک لذات کردن٬ بسوی جهان ابدی شتافتن و همت به خدا گماشتن است و این کار آنگاه انجام می پذیرد که آدمی از خودخواهی و حب جاه و مال و کلیه مشاغل دنیوی دست کشد .

 با تشکر از وبلاگ اما عشق..

 

+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 21 مرداد1387 و ساعت |

گامبيا «مذهب تشيع» را مردود اعلام كرد!

 

در اقدامي عجيب و تحت فشار وهابيت، شوراي اسلامي گامبيا، با صدور اطلاعيه‌اي، مذهب تشيع را مردود اعلام كرد و از نهادهاي ديني و فرهنگي اين كشور خواست فعاليت شيعيان را متوقف نمايند.

به گزارش ابنا، «شوراي عالي اسلامي گامبيا» ـ كه وابسته به دولت اين كشور بوده و فعاليت‌هاي ديني مسلمانان اين كشور را تنظيم مي‌كند ـ‌ در اقدامي شگفت و با صدور بيانيه‌اي، خبري مذهب تشيع را مردود اعلام نموده و از همه نهادها و مراكز آموزشي و مؤسسات و بنيادهاي فرهنگي درخواست كرده است، جلوي نشر و گسترش مذهب شيعه را بگيرند و فعاليت شيعيان را متوقف كنند.
هماهنگ با اين بيانيه فشار نيروهاي امنيتي بر شهروندان شيعه اين كشور نيز رو به افزايش است.

گفتني است، به تازگي تحركات وهابيت در آفريقا، به ويژه در گامبيا، شدت يافته و اين اقدام نسنجيده شوراي اسلامي اين كشور نيز تحت تأثير اين تحركات صادر شده است. اين در حالي است كه حدود يك‌چهارم مسلمانان جهان در پنج قاره دنيا از مذهب اهل‌بيت (ع) پيروي مي‌كنند و «دانشگاه الازهر» ـ به عنوان رسمي‌ترين مرجع ديني اهل تسنن ـ مذهب تشيع را به عنوان مذهبي شرعي و اسلامي در كنار چهار مذهب اصلي اهل‌سنت به رسميت شناخته است.

گامبيا كشوري است در غرب آفريقا با جمعيتي بالغ بر يك ميليون و هشتصد هزار نفر كه 90 درصد آنان مسلمان هستند كه تا سال 1965 از مستعمرات بريتانيا بود.

عجيب اين كه با وجود اين اعمال فشار به شيعيان، همين چند روز پيش، «عمر اليوتوري»، وزير امور خارجه گامبيا براي دريافت تسهيلات از ايران، با مسئولان جمهوري اسلامي ديدار و گفت‌وگو کرد. اين ديدارها در تهران و با هدف بررسي دوباره شرايط دادن تسهيلات پانزده ميليون دلاري بانک کشاورزي به گامبيا برگزار شد و وزير امور خارجه اين كشور، نيز با اعلام قدرداني دولت اين کشور از واگذاري اين تسهيلات، ابراز اميدواري کرد: روابط دوجانبه بين دو کشور مسلمان گامبيا و جمهوري اسلامي ايران توسعه و ارتقا يابد!

اكنون كمترين انتظار از دولت گامبيا، اين است كه همسو با بقيه مسلمانان جهان، به مذهب اهل‌بيت (ع) احترام گذاشته، آزادي فعاليت‌هاي مذهبي آنان را تضمين كنند.

_________________

+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 21 مرداد1387 و ساعت |

 

دکتر تنهایی:

تصوّف: محمل پویای مقاومت و سازندگی

چاپ ايميل

 

تاریخ تصوّف در کشورهای مختلف همیشه مواجه با برخی واکنش های تنش زا بوده است، و این البته طبیعی است. زیرا هر گاه فرایندی از تفکر و تحقیق مدّعی شناخت ریشه ها و کنه حقیقت هستی و مایه شالوده ای دین شده، واکنش و حساسیت پیروان ادیان، مذاهب و مکاتب فرهنگی و شناسنامه ای را برانگیخته است. تصوّف در همه جا همیشه بر این نکته تأکید داشته است که کنه هستی و مراتب عالیه حقیقت را، لایه به لایه، بکاود تا به معرفت کامل و ممکن بشری دست پیدا کرده و از این راه به توحید حقیقی راه پیدا کند.(2)
دعوی بزرگ تصوّف مبنی بر شناخت معرفتِ بلاواسطه کنه و حقیقت هستی و درک شهودی جاودانگی و توحید، خود بر روش خاص تحقیق و شیوه ویژه ای در فرآیند معرفت تکیه دارد که تا پیموده نشود و به روال گونه ی" مطالعه از درون"(3) نگریسته نشود فهمیده نمی گردد؛ و همین نافهمی یا کج فهمی موجب گسترش داعیه های مخالف در برابر تصوّف بوده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 21 مرداد1387 و ساعت |

درویش بازداشت شده گنابادی آزاد شد

 

صلاحي بيش از يک هفته در بازداشتگاه اطلاعات بوده و سپس با قيد ضمانت و سپردن وثيقه آزاد شد.

اسماعيل صلاحي از دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي به دادگاه احضار شد


به گزارش سايت مجذوبان نور، اسماعيل صلاحي از دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي، يکشنبه 13مردادماه 1387 ساعت 8 صبح از سوي شعبه 101 دادگاه عمومي- جزائي شهرستان ميبد احضار و اتهام ايشان توهين به مقام معظم رهبري و بنيانگذار جمهوري اسلامي عنوان شده است.
در ادامه اين گزارش آمده است: صلاحي که دانشجوي رشته حقوق و داراي چندين اجازه روايت و اجتهاد از سوي علما و اساتيد بوده و داراي تحصيلات حوزوي مي‌باشد، چندي پيش در اعتراض به تخريب حسينيه‌هاي قم و بروجرد و ضرب و شتم دراويش نامه‌اي به مراجع شيعه و خصوصا حضرت آيت الله مکارم شيرازي ارسال نموده است که متعاقب آن ماموران امنيتي شهرستان يزد به منزل وي يورش برده، او را مجروح نموده و کليه اقلام فرهنگي، دست نوشته‌ها و کتب عرفاني و خطي را ضبط و وي را بازداشت و زنداني مي‌نمايند.
صلاحي بيش از يک هفته در بازداشتگاه اطلاعات بوده و سپس با قيد ضمانت و سپردن وثيقه آزاد شد. اقدامات اداره اطلاعات يزد و دادگاه ميبد در شرايطي صورت مي‌گيرد که برابر قوانين اساسي و موضوعه جمهوري اسلامي ايران، اظهار عقيده و بيان نظرات در زمينه‌هاي اجتماعي و سياسي و انتقاد از عملکرد اشخاص، جرم محسوب نمي‌شود.

 

+ نوشته شده توسط رضا در شنبه 19 مرداد1387 و ساعت |

 

آیت الله خاتمی :

قم از نداشتن یک متولی مقتدر فرهنگی رنج می‌برد

قم - خبرگزاری مهر: عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری گفت:شهر مقدس قم که خود سالانه ده‌ها هزار مبلغ به سراسر کشور اعزام می‌کند از عدمحضور یک متولی مقتدر دینی و فرهنگی رنج می‌برد.

بهگزارش خبرنگار مهر در قم، آیت الله سید احمد خاتمی شب گذشته در همایش ائمه جماعاتاستان قم که به همت اداره کل اوقاف و امور خیریه استان قم در محل این اداره کلبرگزار شد، طی سخنانی با اشاره به مدیریت دینی امام جماعت گفت: امامان جماعت بایددارای ویژگی‌هایی از جمله تدوین چشم‌انداز و برنامه‌ریزی، کادرسازی و فاصله گرفتنو فراتر عمل‌کردن از خطوط احزاب باشند.

ویافزود: مسجد و منبر نباید دکان باشد بلکه باید کانون نشر دین به حساب آید.

خاتمیبا بیان اینکه امام جماعت باید تلاش کند تا تصویری درست از دین را برای مردم بیانکند تصریح کرد: رفتار عملی امام جماعت به عنوان مدیر دینی بسیار تاثیر گذار است ودر به تصویر کشاندن مسائل دینی نقش موثری دارد.

عضوجامعه مدرسین حوزه علمیه قم افزود: مدیریت دینی باید هم اصل تبلیغ را مدیریت کند وهم حواشی آن را و مطالبی را که بیان می‌کند متناسب با آن زمان بیان نماید.

خاتمیگفت: مسائلی که در مساجد مطرح می‌شود باید متناسب آن مناسبت باشد مثلا اگر هفتهدفاع مقدس، 22 بهمن و یا ایام سوگواری اباعبدالله الحسین(ع) است مردم انتظار دارندطبق آن مناسبت سخنرانی بشنوند. وی به توجه مدیریت دینی بر روی جوانان تاکید کرد وگفت: پیامبر(ص) به این مسئله توجه جدی داشتند و به جوانان بها می‌دادند، که بایدمدیران دینی مساجد نیز به این امر توجه خاصی داشته باشند.

ویبه ارزش‌هایی که پیامبر(ص) به جوانان می‌دادند اشاره کرد و اظهارداشت: از قالب ایناعتماد پیامبر(ص)، حضور پررنگ جوانان در بسیاری از رویدادها و اتفاق‌های مهم شکلگرفت که سبب افزایش اعتماد پیامبر(ص) به آن‌ها بود.

عضوهیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری افزود: جوانان را باید درک کرد، بعد شخصیتی داد و باتذکر و هدایت آن‌ها را پرورش داد نه آنکه آن‌ها را از مسائل مختلف طرد کرد که اینروش آسیب‌های بسیاری را به دنبال خواهد داشت. وی ادامه داد: مساجد باید به کانوناشباع نیازهای فرهنگی جوانان تبدیل شود به گونه‌ای که جوانان هر مسئله‌ای را کهنیاز دارند در مسجد پیدا کرده و در این مکان مقدس به دنبال آن باشند.

خاتمیتصریح کرد: باید در مساجد همه مسائل از جمله اعتقادی، سیاسی، دینی که نیاز یک جواناست مطرح شود مثلا چه اشکالی دارد که در مساجد طرح تحول اقتصادی که در دستور کاراست توضیح داده شود تا شبهات مردم و جوانان برطرف شود.

امامجمعه موقت تهران در ادامه سخنان خود به موضوع اوقات فراغت و تشکیل کلاس‌هایتابستانی در قم اشاره کرد و گفت: بنده آمار مشخصی از تعداد دانش‌آموزان ودانشجویان و جوانان قم نگرفته‌ام، اما مسئله‌ای که وجود دارد این است که تعداد این‌جوانان زیاد است.

ویافزود: در قم کلاس‌ها و دوره‌های آموزشی مختلف در ایام تابستان برگزار می‌شود اماهمه این‌ها مقطعی است و می‌توان گفت قم که سالانه ده‌ها هزار مبلغ از این شهر بهسراسر کشور اعزام می‌شوند با مشکل اوقات فراغت جوانان و مسائل فرهنگی در تمام ایامسال مواجه است.

خاتمیبا بیان اینکه نباید برنامه‌ها مقطعی باشد افزود: آنچه که مشاهده می‌شود این استکه قم از نبودن یک متولی مقتدر دینی و فرهنگی رنج می‌برد که باید این مسئله رفعشود.

ویبا اشاره به نقش بارز و مقتدر امامان جمعه شهر قم گفت: قم دارای امامان جمعه‌ایاست که نور چشم و مفاخر بوده و آن‌ها به عنوان امامان جمعه فرا استانی محسوب می‌شوند.

عضوهیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری گفت: با این اوضاع و پس از ارتحال آیت الله مشکینیبه نظر می‌رسد قم نیازمند یک امام جمعه چهارم است که تمامی فکر و ذهنش به مسائلفرهنگی بوده و بدان توجه کند.

خاتمیافزود: این طرح را بنده 10 سال پیش که آیت الله روحانی و میانجی هنوز زنده بودندمطرح کردم، کسانی در این سطح که حوزه نیز افکار آن‌ها را قبول دارد.

وی تصریح کرد: این همه جوان در قم وجود دارد امانشاطی در میان آن‌ها مشاهده نمی‌شود که این تحول برای قم یک ضرورت به حساب می‌آید. 
+ نوشته شده توسط رضا در شنبه 19 مرداد1387 و ساعت |

فتوای آیت الله شیخ بشیر نجفی(دام ظله) (نجف اشرف)

چاپ ايميل

بسم الله الرحمن الرحیم

خضرت آیت الله العظمی شیخ بشیر نجفی(دام ظله)

پرسشها ی بسیاری از سوی مسلمانان و غیر مسلمانان درباره ی جامعه اسلامی و روابط بین مذاهب اسلامی به ما رسیده است. از حضرت عالی خواهشمندیم جهت تنویر افکار عمومی واصلاح اندیشه ها پاسخ بفرمایید.خداوند به شما جزای خیر عنایت فرماید

1-آیا کسی که یکی از مذاهب اسلامی یعنی مذهب حنفی ، مالکی ، شافعی ،حنبلی ،جعفری ، زیدی و یا اباضی- را پیروی و به دستورات آن عمل کند، مسلمان است ؟

جواب:هرکس به وحدانیت خدا و نبوت محمدبن عبد الله (ص) اقرار کند و او را خاتم  پیامبران بداند و نیز به همه رسالت های الاهی وبه معاد معتقد باشد و چیزی را که ثابت شده که از اسلام است ،رد نکند،مسلمان است واحکام اسلام شامل او می شود.خون،آبرو و مالش در امان است و بر سایر مسلمانان نیزواجب است از او و از مال و آبرویش دفاع کنند.و الله العالم

2-مرزهای تکفیر در اسلام چیست؟آیا مسلمان می تواند کسی را که از  یکی از مذاهب اسلامی- که در سوال اول ذکر شد-پیروی می کند، یا تابع عقیده اشعری یا معتزلی است تکفیر کند؟ و آیا تکفیر کردن پیروان تصوف حقیقی جایز است؟

جواب:باسمه سبحانه

هرکسی به شهادتین اقرار کند ،شهادت به توحید و نبوت محمد بن عبد الله (ص)و نیز به قیامت بدهد، و آنچه را که ثابت شده است که جزو دین اسلام است ،انکار ننماید،تکفیرش جایز نیست.بلکه از پیامبر اکرم (ص)،منع قاطع چنین امری روایت شده است . وهر کس فتنه ای طائفی برانگیزد ،یا گروهی را  که به  آنچه ذکر شد ،ایمان دارند ،تکفیر کند یا جاهل است یا خود را به نادانی می زندو یا این که دشمن معاند برای اسلام است که در بین مسلمانان نفوذ کرده  تا به مستکبران کافر،خدمت کند و میان مسلمانان ،اختلاف و جدایی بیندازد و هر یک را به سویی پراکنده سازد.والله العالم

3-چه کسی می تواند از نظر اسلام مفتی حقیقی باشد؟شرایط و شایستگی های اساسی برای متصدی امر افتاء و هدایت مردم در فهم شریعت و پیروی از آن چیست؟

جواب:متصدی این امر خطیر شرعی  دارای  شرایطی است:بلوغ ،مرد بودن ،اجتهاد مطلق در علم اصول  و علم ففه  و آنچه عدالت و ایمان  بر آن استوار است واینکه  معاند و محارب با ائمه  اهل بیت (ع)نباشد و عقل ،این ها پایه های اساسی ای است که هر طالب این منصب شریف و مهم باید آن را داشته باشد .

والله العالم

بشیرالنجفی

 

+ نوشته شده توسط رضا در شنبه 19 مرداد1387 و ساعت |

ادامه فشارهای قضایی و امنیتی بر دراویش گنابادی

 

        ادوارنیوز:

                       به گزارش منابع نزدیک به دراویش گنابادی، حکم جلب دو تن ازوکلای دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی صادر گردیده است .
در پی تخریب حسینیه شریعت قم وواقعه بهمن ماه 1384 و صدور حکم دادگاه تجدید نظر و تبدیل جرائم انتسابی به دراویش دردادگاه بدوی ، به جزای نقدی و امتناع آقایان فرشید یداللهی و امید بهروزی نسبت بهپرداخت آن ، از سوی مقامات قضایی حکم جلب این دو وکیل دراویش صادر گردیده است .
در ادامه این گزارش آمده استروز چهار شنبه 16مردادماه این دو وکیل دراویش خود را به زندان معرفی خواهند نمودهمچنین اسماعیل صلاحی از دراویشسلسله نعمت اللهی گنابادی، یکشنبه 13مردادماه 1387 ساعت 8صبح از سوی شعبه 101 دادگاه عمومی-جزائی شهرستان میبد احضار و اتهام ایشان توهین به مقام رهبری و بنیانگذارجمهوریاسلامی عنوان گردیده است .

درادمه این گزارش آمده است صلاحی که دانشجوی رشته حقوق و دارای چندین اجازه روایت واجتهاد از سوی علما و اساتید بوده و دارای تحصیلاتحوزوی می باشد ، چندی پیش در اعتراض به تخریب حسینیه های قم وبروجرد و ضرب و شتمدراویش نامه ای به مراجع شیعه و خصوصا آیت الله مکارم شیرازی ارسال نموده است که متعاقبآن ماموران امنیتی شهرستان یزد به منزل وی یورش برده ،او را مجروح نموده و کلیه اقلامفرهنگی ، دست نوشته ها و کتب عرفانی و خطی را ضبط و وی را بازداشت و زندانی مینمایند .

آقای صلاحی بیش ازیک هفته در بازداشتگاه اطلاعات بودهو سپس با قید ضمانت وسپردن وثیقه آزاد گردید .اقدامات اداره اطلاعات یزد و دادگاه میبد درشرایطی صورت می گیرد که برابر قوانین اساسی و موضوعه جمهوری اسلامی ایران ، اظهارعقیده و بیان نظرات در زمینه های اجتماعی و سیاسی و انتقاد از عملکرد اشخاص ، جرم محسوب نمیشود.

 

+ نوشته شده توسط رضا در شنبه 19 مرداد1387 و ساعت |

میزان نیوز

روند بازداشت دراويش و وكلاي آنان شدت گرفت


دوتن از وکلای دراويش گنابادی به همراه چند تن ديگر از دراويش اين سلسله روز چهارشنبه روانه زندان شدند

پنجشنبه 16مرداد 1387

  فرشيد يداللهی و اميد بهروزی، دو تن از وکلای مدافع دراويشگنابادی که پروانه وکالت شان به سبب دفاع از محکومان حادثه قم باطل شده بود روز چهارشنبهروانه زندان عادل آباد شيرازشدند

به گفته آقای يداللهی، دادگاه قم نيابت قضايی را به دادگاهشيراز داده است که وی و همکارش را به زندان عادل آباد شيراز منتقل کنند.

اين دو، وکالت سيدحسن شريعت واقف حسينيه شريعت را در بهمن ماه ۸۴ در قم عهده دار بودند.

فرشيد يداللهی ساعاتی پيش از رفتن به زندان گفت که اتهامات وارد به ویشامل اخلال در امنيت عمومی و تمرداز دستور مامور بوده است و به دليل همين اتهامات در شعبه ١١٢ جزايی قم به تحمل يکسال حبس، ۷۴ ضربه شلاق، ۵ سال محروميتاز وکالت، ٣۰۰ هزار تومان جزای نقدی و معرفی ماهيانه بهاداره اطلاعات محکوم گرديده است.

در دادگاه تجديد نظر اين مجازات به يک ميليون ٢۰۰ هزار تومان جزای نقدی تبديل شد.

در همين حال اميد بهروز وکيل ديگری که روزچهارشنبه به زندان منتقلشد در پاسخ به سئوال راديو فردا که مسئولان چه دليلی برای ابطالپروانه وکالت وی اعلام کردهاند گفت: به وی گفته شده که مسئولان کانون وکلا تنها «گزارش وزارت اطلاعات» را دليل ابطالپرونده وی خوانده اند.

بهمن ماه سال ۸۴در جريان تهاجملباس شخصی ها به حسينيه شريعت در قم که وابسته به فرقه دارويش گنابادی بود، اين مرکز دينی بهطور کامل تخريب شد و بيش از ۱۲۰ نفر ازدروايش معترض توسط نيروهایامنيتی و اطلاعاتی بازداشت شدند.

ارديبهشت ماه گذشته و در ادامه برخورد جمهوری اسلامی ايران با دراويشسلسله نعمت اللهی گنابادی، منصور مرعشی و محمدعلی جان نثار، دو تن از دراويش اينسلسله در قم بازداشت شدند.

بازداشت افراد وابسته به دروایش گنابادی همواره با اعتراض های داخلی وخارجی روبرو شده است ولی مقام های جمهوری اسلامی ايران اعتنايی به اين واکنش هانکرده اند

2 -  در ساعت 14روز چهارشنبه 16مرداد ماهماه1387، آقای رحیم آهنگ از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی به همراه دو تن ازوکلای دراویش آقایان فرشید یداللهی و امید بهروزی خود را به زندان عادل آباد شیرازمعرفی نمودند .

آقای رحیم آهنگ نیز همچون دو  وکیل فوقالذکر از محکومین واقعه قم می باشد که از پرداخت جزای نقدی امتناع نموده است :شعبه101جزایی دادگاه انقلاب میبد ،  حکم محکومیت آقای اسماعیل صلاحی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی را صادر نمود.

3  - ، آقای صلاحی محکوم به تحمل یک سال حبستعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی شدند  که در اجرای مواد 25 و 29 قانون مجازات اسلامی دو سوم این محکومیت مشروط به اینکه به مدت 4 سال از تشکیل جلسات با آقایان شاکر ،امامی ،زمانیان ،قانعی وامثال الذالک و ارتباط با عناصر فرقهگنابادی و ارسال مکاتبات با سفارتخانه های خارجی ،تشویش اذهان عمومی از طریق نشر اکاذیب ،توهین به مراجع عظام تقلیدخودداری نماید ، به حال تعلیق  در می آید .چنانچه ایشان  از دستور دادگاه تخطی نمایند و یامرتکب جرم مستوجب محکومیت مندرج در ماده 25 قانون مجازات اسلامی گردند علاوه بر تحمل کیفر آن جرائم ،محکومیت تعلیقی نیز به اجرا در می آید.

آقای صلاحی که دانشجوی رشته حقوق و دارای چندین اجازه روایتواجتهاد از سوی علما و اساتید بوده و دارای تحصیلات حوزوی می باشد ،چندی پیش در اعتراض به تخریب حسینیه های قم وبروجرد و ضرب و شتم دراویش نامه ای به مراجع شیعه وخصوصا حضرت آیت الله مکارم شیرازی ارسال نموده است که متعاقب آن ماموران امنیتیشهرستان یزد به منزل وی یورش برده ،او را مجروح نموده و کلیه اقلام فرهنگی ، دست نوشتهها و کتب عرفانی و خطی را ضبط و وی را بازداشت و زندانی مینمایند

اموال و اقلام فرهنگی و عرفانی که توسط نیروهای امنیتی در هنگام دستگیری وتفتیش منزل ایشان ضبط گردیده است بر خلاف ماده 10 قانون مجازات اسلامی  تاکنون به ایشان مسترد نگردیده و مسئولین قضایی نیز در این خصوص سکوت نمودهاند  .لازم به ذکر است حکم صادره در دادگاه تجدید نظر قابل اعتراض می باشد

میزان نیوز

 

+ نوشته شده توسط رضا در شنبه 19 مرداد1387 و ساعت |

...قسمتی از لایحه تجدید نظرخواهی آقایان فرشید یداللهی و امید بهروزی

 

چاپ ايميل

چـرا بدنبال تصـوف رفتيـم ؟

در مقدمه بايد بگوييم كه خاموشي و سكوت ما در مقابل گفته ها ، دشنام ها ،دروغ ها ، تهمت هاو افتراها از ترس و نداشتن جواب نيست بلكه توانائي آن را داريم كه مخالف خود را تحمل كنيم و حتي جان خود را مي دهيم تا او حرف خود را اظهار كند .زيرا عتقاد ما آن است كه حقيقت در اسارت ما نيست و خداي ما رب العالمين است نه رب الشيعه و رب المسلمين، بلكه هر ذره اي به او راهي دارد . اگر اين امر بر ما مشتبه شد كه حقيقت تنها و فقط در انحصار ماست تبديل به جنايتكاراني مي شويم كه حق گفتن وفكر كردن و حق زندگي كردن را از خلق خدا صلب مي كنيم و آنگاه است كه بنام اعتقادات و مقدسات ، حقيقت و انسانيت را ذبح شرعي مي كنيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در شنبه 19 مرداد1387 و ساعت |

 

آقای کمال شاکر اردکانی از دراویش سلسله نعمت اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی که مجالس درویشان در شب های دوشنبه در منزل ایشان برگزار میگردید، سا عت 10 صبح روز سه شنبه 15 مرداد ماه 1387 از سوی اداره اطلاعات شهرستان اردکان استان یزد احضار و مورد بازجویی قرار گرفت .

ماموران امنیتی با ارائه حکم دادگاه اردکان مبنی بر تعطیلی مجالس درویشان سلسله نعمت اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی در این شهر ، ایشان را تهدید نمودند . بعد از برخورد غیرقانونی اداره اطلاعات ، مجالس درویشان در منزل آقای اسماعیل صلاحی در شهرستان میبد برگزار گردید.

مجددا ماموران امنیتی آقای شاکر را احضار و ایشان را از حضور و شرکت در مجالس درویشان سلسله نعمت اللهی سلطانعلیشاهی گنابادی منع نموده اند.

این در حالی است که اعمال و احکامی که از سوی دادگاه و اداره اطلاعات صورت گرفته است بر خلاف قانون اساسی می باشد .

+ نوشته شده توسط رضا در شنبه 19 مرداد1387 و ساعت |

اخبار چرمهین :

بازداشــت یکی از دراویــش گنابادی!!

 

چاپ ايميل

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ،آقای یوسف امیری از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی ساکن شهرستان چرمهین روز سه شنبه 15مردادماه 1387 ، احضار، بازداشت و روانه زندان گردید .

وی قبلا نیز در هنگام  تخریب منزل آقای رحمت الله جوادی توسط نیروهای امنیتی دستگیر و در بعد از ظهر همان روز آزاد شد.   آقای امیری در روز سه شنبه به دستور آقای جعفر زاده قاضی دادگاه زرین شهر جهت  پاره ای توضیحات به پاسگاه باغ بهادران  احضار شده و بازداشت شد و در روز چهارشنبه  روانه زندان گردید .مسئولین تا کنون  علت بازداشت وی را اعلام ننموده اند .

 

+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 17 مرداد1387 و ساعت |

 

<meta

آدرس جدید وبلاگ خورشید حق

http://www.rightsun1.blogfa.com/

 

+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 17 مرداد1387 و ساعت |

آقای رحیم آهنگ به همراه وکلا ی دراویش راهی زندان شد

آقای رحیم آهنگ  به همراه وکلا ی دراویش راهی زندان شد

 

چاپ ايميل

به گزارش خبرنگار سایت  مجذوبان نور ، در ساعت 14روز چهارشنبه 16مرداد ماه ماه1387، آقای رحیم آهنگ از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی به همراه دو تن از وکلای دراویش آقایان فرشید یداللهی و امید بهروزی خود را به زندان عادل آباد شیراز معرفی نمودند .

آقای رحیم آهنگ نیز همچون دو  وکیل فوق الذکر از محکومین واقعه قم می باشد که از پرداخت جزای نقدی امتناع نموده است از خداوند منان آزادی هر چه سریعتر آنهاو تمامی  شیعیان آزادی خواه و عزیزان غیور ایران زمین را از بند جهالت متحجران  خواستاریم

 

+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 17 مرداد1387 و ساعت |
گزارش رادیو فردا : دو تن از وکلای دراویش گنابادی روانه زندان شدند چاپ ايميل

بر اساس  گزارش های رسیده از ایران، دو تن از وکلای دراويش  گنابادی به همراه چند تن ديگر ازدراويش اين فرقه روز چهارشنبه روانه زندان شدند.

فرشيد يداللهی واميد بهروزی، دو تن از وکلای مدافع دراويش گنابادی که پروانه وکالتشان به سبب دفاع از محکومان حادثه قم باطل شده بود روز چهارشنبه روانه زندان عادل آباد شيرازشدند.

به گفته آقای يداللهی، دادگاه قم نيابت قضايی را به دادگاه شيراز داده است که وی و همکارش را به زندان عادل آباد شيراز منتقل کنند.

اين دو، وکالت سيدحسن(احمد) شريعت واقف حسينيه شريعت را در بهمن ماه ۸۴ در قم عهده دار بودند.

فرشيد يداللهی ساعاتی پيش از رفتن به زندان به راديو فردا گفت که اتهامات وارد به وی شامل اخلال در امنيت عمومی و تمرد از دستور مامور بوده است و به دليل همين اتهامات در شعبه ١١٢ جزايی قم به تحمل يکسال حبس، ۷۴ ضربه شلاق، ۵ سال محروميت از وکالت، ٣۰۰ هزار تومان جزای نقدی و معرفی ماهيانه به اداره اطلاعات محکوم گرديده است.

در دادگاه تجديد نظر اين مجازات به يک ميليون ٢۰۰ هزار تومان جزای نقدی تبديل شد.

فرشيد يداللهی در پاسخ به این پرسش مبنی براينکه چرا از پرداخت جزای نقدی خودداری کرده است گفت: «من در مکتبی آموزش ديده ام که موافقت و همراهی با برادران ايمانی را وظيفه خود می دانم. بسياری از دراويش دستگير شده کسانی بودند که توان پرداخت چنين مبلغی را نداشتند و من هم جوانمردی نديدم که به عنوان وکيل و برادر آنها، خودم را از آنان جدا کنم.»

در همين حال اميد بهروز(بهروزی) وکيل ديگری که روز چهارشنبه به زندان منتقل شد در پاسخ به سئوال راديو فرداکه مسئولان چه دليلی برای ابطال پروانه وکالت وی اعلام کرده اند گفت: به وی گفته شده که مسولان کانون وکلا (مرکزامورمشاوران قوه قضای)  تنها «گزارش وزارت اطلاعات» را دليل ابطال پرونده وی خوانده اند.

بهمن ماه سال ۸۴ در جريان تهاجم لباس شخصی ها به حسينيه شريعت در قم که وابسته به فرقه دارويش گنابادی بود، اين مرکز دينی به طور کامل تخريب شد و بيش از ۱۲۰(1530) نفر از دروايش معترض توسط نيروهای امنيتی واطلاعاتی بازداشت شدند.

ارديبهشت ماه گذشته و در ادامه برخورد جمهوری اسلامی ايران با دراويش سلسله نعمت اللهی گنابادی، منصور مرعشی و محمدعلی جان نثار، دو تناز دراويش اين سلسله در قم بازداشت شدند.

بازداشت افراد وابسته به دروایش گنابادی همواره با اعتراض های داخلی و خارجی روبرو شده است ولی مقام های جمهوری اسلامی ايران اعتنايی به اين واکنش ها نکرده اند

+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 17 مرداد1387 و ساعت |

بانك مركزي: چهارده ميليون نفر در ايران زير خط فقر هستند

افراد زير خط فقر در ايران در دو سال نخست دولت نهم بيشتر شده و از 18 درصد به 19 درصد جامعه رسيده‌اند، يعني اكنون معادل چهارده ميليون نفر در زير خط فقر به سر مي‌برند.

 

فصلنامه «آمار اقتصادي» كه توسط بانك مركزي منتشر مي‌شود، در تازه‌ترين شماره خود، با محاسبات گوناگون نشان داده است كه دست كم چهارده ميليون نفر در ايران زير خط فقر هستند.
در گزارش كه مستند به آمار رسمي است و در اداره تحقيقات و مطالعات آماري بانك مركزي تهيه شده، خط فقر با سه روش ميانگين هزينه، ميانه هزينه‌هاي درآمدي و مصرف كالري محاسبه شده است. در روش ميانگيني، 50 درصد ميانگين هزينه افراد جامعه، به عنوان مرز خط فقر تعيين مي‌شود.
در روش محاسبه ميانه درآمد جامعه، خط فقر 50، 55 و 60 درصد ميانه درآمد جامعه در نظر گرفته شده؛ به اين معنا كه فقير شخصي است كه كمتر از نصف افراد معمولي جامعه درآمد دارد. در روش مصرف كالري نيز فقير، شخصي در نظر گرفته شده كه قادر به تأمين 2300 كالري حداقل غذاي مورد نياز يك انسان نيست.
نتايج اين مطالعات نشان مي‌دهد كه به رغم تبليغات انجام‌شده، افراد زير خط فقر در ايران در دو سال نخست دولت نهم بيشتر شده و از 18 درصد به 19 درصد جامعه رسيده‌اند، يعني اكنون معادل چهارده ميليون نفر در زير خط فقر به سر مي‌برند.
گزارش بانك مركزي از آن جهت قابل توجه است كه با توجه به تورم شديد در يك سال گذشته ـ كه دو برابر سال 85 شده است ـ و نيز افزايش حدود 10 درصدي درآمد حقوق‌بگيران، افراد زير خط فقر در جامعه به شدت در يك سال گذشته افزايش يافته‌اند.
در اين گزارش، بنا بر روش ميانگين نرخ خط فقر براي هر فرد در ماه در سال 1385، 73 هزار تومان تعيين شده است كه با احتساب تورم آغاز سال 1387، اين رقم به بيش از يكصد هزار تومان مي‌رسد. به اين معنا كه اگر درآمد يك خانوار چهار نفره شهري در كشور، كمتر از چهارصد هزار تومان در ماه باشد، آن خانواده زير خط فقر به شمار مي‌رود.

بانك مركزي: چهارده ميليون نفر در ايران زير خط فقر هستند

+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 17 مرداد1387 و ساعت |

مسئول بنياد «شمس تبريزي» از اختصاص دو هزار متر در اطراف بارگاه «شمس تبريزي» براي احداث مراكز فرهنگي، دانشكده عرفان، فرهنگسرا و هتل خبر داد.

 
 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه 17 مرداد1387 و ساعت |