تعریف
تصــوف صــوفـــی وعـــارف ؟
برای تصوف و صوفی تعریفات بسیاری ذكر شدهاست كهبرخی شمار آن را به هزار رساندهاند. در ذیل به پارهای از اینتعریفات اشاره میشود:
شاه نعمت الله ولی میگوید:
صوفی صافی است در عین صفا مینماید نور او، او را به ما نقطه نقطه دایره پیمودهاست جمع كرده ابتداء و انتها
واضحاست كه عبارات مذكور در مقام بیان یك تعریفجامع و مانع برای تصوف وصوفی نیست،بلكه به مقتضای حالو شرایط گوینده و شنونده، یك یا چند ویژگی از ویژگیهای آنذكر شدهاست.و چنانكهاشاره كردیمارائه یك تعریف جامعوكاملازتصوف و صوفیكاری دشوار و صعب است.
عبدالرزاق كاشانی در تعریف «تصوف» میگوید: «التصوفهوالتخلق بالاخلاق الالهیة» (8).
تهانوی میگوید: «تصوف به معنای صوف پوشیدن است كه اثرزهد و ترك است، در اصطلاح پاك كردن دل است از صحبت دنیاو آراسته كردن ظاهر است من حیث العمل والاعتقاد...» (9).
ابن عربی معتقد است: «تصوف وقوف به آداب شریعتاست ظاهرا و باطنا، آن عبارت از اخلاق الهیه است.» و شبلیمیگوید: «التصوف ضبط حواسك و مراعاة انفاسك» و همومیگوید: «التصوف التالف و التعاطف» (10).
.
عبدالرزاق كاشانی میگوید: «العارف من اشهد الله ذاته وصفاته و اسمائه و افعاله. فالمعرفة حال تحدث عن شهود» (2).
عبدالرحمن سلمی گفتهاست:«بعضی میگویند: عارف كسیاست كه فنای درحق یافته و هنوز به مقام بقاءبالله نرسیده باشد،و از مقام تقلید به مقام اصلاق سیر ننموده.... واین مقام به طریقحال و مكاشفه براو ظاهرگشته و همو میگوید:«العارف قلبه لمولاه وجسدهلخلقه» (4).
از بایزید بسطامی پرسیدند: علامت عارف چیست؟ گفت:«الا یفتر من ذكره، ولایمل من حقه، ولایستانس بغیره» باز گوید:«من عرف الله فانه یزهد فی كل شیء یشغله عنه» (5).
حافظ میگوید:
عارف از پرتو می راز نهانی دانست
گوهر هركس از این لعل توانی دانست
شرح مجموعه گل مرغ سحرداند و بس
كه نه هركو ورقی خواند معانی دانست
عرضه كردم دو جهان بردل و بركار افتاد
بجز از عشق تو باقی همه فانی دانست.


صنعت توریست را یکی ازارکان شکوفائی اقتصاد و فرهنگ می دانند ، هرچند کشورما بالقوه دارای توان بالائی درجذب توریست ازمنظرهای مختلف می باشد اما متأسفانه بدلایلی!! مورد بی مهری مسئولین قرارگرفته است .
هرساله خصوصاً دراعياد ملي ومذهبي مسافران وزائران بيشماري ازاقصي نقاط ايران وجهان به اين شهرستان عزيمت مي نمايند. ازدحام زوار درحدي است كه ظرفيتهاي موجود ، تكافوي اين جمعيت را نمي دهد وزائران مجبورمي شوند كه در چادرها مسكن گزيده و با مشكلات عديده اي روبرو شوند.
